تحلیل موزیک ویدیو Lucky One و Monster از گروه اکسو

 مطالب ذیل تماما برداشت های شخصی و حاصل تلاش های بی وقفه اینجانب به مدت ۷۲ ساعت بوده ، لذا خواهشمندم در صورت کپی حتما منبع و نام نویسنده ذکر شود

Tetania


 

سومین آلبوم استدیویی اکسو عنوانش Exact هست. البته باید بگم اینجا منظور از اکسزکت دقیق نیست ، بلکه منظور اقدام قبلی درواقع اکس اکت (Ex’actهست .

 

با انتشار تیزرها ، تمام توجه ها سمت داستان مشهور فرانکن اشتاینمعطوف شد. اما از جایی که همیشه به دنبال نشانه ها، دلایل و ارتباط های منطقی تری بوده ام باعث شد که تنها به ارتباط موضوعی بین فرانکن اشتاین و لاکی وان_مانسترقناعت نکنم و دنبال ریشه های عمیقتری باشم.

 

ترک های اصلی بخصوص موزیک ویدئو مانستر بطور کلی به ترتیب تا حدود زیادی بر سه موضوع زیر مانور دارد:

۱٫ افسانه فاوست ( نسخه مارلو و گوته )

۲٫ لئوناردو داوینچی ( نقاشی های : لست ساپر سالواتور موندی )

۳٫ نبرد ماراتون ( جنگی بین ایران هخامنشی و یونان باستان )

 

برای درک بهتر میپردازم به مورد اول یعنی افسانه آلمانی فاوست. موضوعی که قطعا ارتباط بین موزیک ویدیو و متن آهنگ رو شفاف سازی و روشن میکنه . این افسانه ریشه عمیق و قدمتی کهن در اروپا داره. نمایشنامه های مختلفی از افسانه فاوست اقتباس شده که مشهور ترین آنها نمایشنامه “تاریخ تراژیک دکتر فاوستوساثر کریستوفر مارلو و تراژدی فاوستاثر یوهان فن گوته است.

 

اما فاوست !

فاوست داستان زندگی طبیب (کیمیاگر) موفق آلمانی به اسم دکتر فاوستوس را روایت میکند که روحش را با دانش نامحدود و لذت دنیایی در معامله‌ای با شیطان معاوضه می‌کند. این افسانه منشأ بسیاری از آثار ادبی، داستانی، سینمایی و موسیقیایی شده‌است  .  فاوست خسته و ناامید است. این مرد سالخورده از اینکه دانش کافی نداره و نمیتونه به مردم کمکی بکنه خشمگینه (در واقع باور داره به آخرین حد از دانش رسیده و علم انسان محدوده) . اما موضوع اصلی اینجاست که خدا و شیطان به سر وی شرطی میبندن. تصمیم می‌گیرد تا با شیطان جهت کسب دانش بیشتر و قدرت جادو وارد گفتگو شود. در مقابل، نماینده شیطان، “مفیستوفل” جهت قرارداد بستن با وی دربرابرش ظاهر می‌شود. او این معامله را با فاوست انجام می‌دهد و فاوست قرارداد رو با خون خودش امضاء میکنه . البته این فقط شروع همه چیزه . مفیستوفل به قدرت جادویی او برای مدت یک دوره کمک می‌کند، ولی در پایان دوره، روح فاوست به مفیستوفل (شیطان) تعلق دارد.

 

بگذارید کمی درمورد فاوست و چگونگی ارتباطش با مانستر و لاکی وان صحبت کنیم .

مشخصا باید از لاکی وان شروع کنیم ، لطفا به ترجمه ی آهنگ دقت کنید:  

اوه ، خورشید طلوع میکنه

من نقشه ای در دست دارم که تورو پیدا میکنه

من مختصات رو دنبال میکنم و مسیر رو تعقیب

مهم نیست

این قطب نمای نقره ای به تو اشاره میکنه

آسمان زیباست چرا که تو رو یادآور است

امروز … امروز خیلی خیره کننده ای

در این مسیر آشنا ولی غریب ، تورو ستایش خواهم کرد

خطوط موازی من و تو هستیم

و من بیشتر صعود میکنم ، بیشتر و بیشتر

با این حال در انتهای مسیرم

توسط موج های خروشان در عذابم

لحظه ای که همانند طوفان غرش کنم

و تو در دنیای من بایستی

تو همه و تنها کس من میشی

و لحظه ای که تورو کشف کنم

و مثل شعاعی بدرخشی

من خوش شانس خواهم شد

من و تو

(در لحظه زنده ایم)

اینجا

(در لحظه زندگی میکنیم)

هنوز هم ادامه میدیم

در همان زمان

اوه، لحظه ای که ما یکی شویم

اون خوش شانس ها ما خواهیم بود

دختر

اوه ، تو مخفیانه اعتراف هات رو پنهان کردی!

(فقط الان به من بگو)

من طرفت میام

قدم به قدم کنار تو عزیزم

امروز … نه من امروز تسلیم نمیشم

من همان قانونی رو که فقط خودم میدونم رو تغییر خواهم داد

این خطوط موازی  درواقع من و تو هستیم

همان خطوطی که ازشون صعود میکنم

برام مهم نیست

که در انتهای این مسیر

بخاطر موج های خشمگین در عذابم

چراکه تو معشوق من بین تعداد بیشماری

من خوش شانس بودم که برگ شبدر رو پیدا کردم

چون احساس میکنم تو یه روز پیشم میای

شانس تو جالبه ، مهم نیست دیگران چی میگن

بیشتر که تورو میشناسم …

 درسته ، بزن بریم

تو تنها کس من هستی

و من خوش شانس برای تو

چون من …

لحظه ای که مثل موج خروشان بشم

تو در دنیای من متوقف میشی

تو همه و تنها کسی هستی که دارم

در اون لحظه که کشفت کنم

تو مثل انرژی رادیانت میدرخشی

من و تو

(در لحظه به سر میبریم)

در این مکان

(فقط زندگی میکنیم)

و باز هم ادامه میدیم

آه ، لحظه ای که یکی بشیم

درواقع اون خوش شانس ها ما هستیم !

من خوش شانسم

خوش شانس منم

بنظرتون چرا از شبدر و شانس صحبت شده ؟

همگی میدونید که شبدر چهار برگ نمادی از امید ، ایمان ، عشق و شانس است ، تئوری هایی وجود داره مبنی بر اینکه وقتی حوا از بهشت رانده شد یک چهار برگ شبدر با خودش برد ، در آیین مسیحیت از دیر باز اعتقاد بر این بود که برگ شبدر به معنای رنگ سبز شبدری یا ۳ برگ شبدر نشان دهنده تثلیث مقدس: یک برگ برای پدر، یکی برای پسر و یکی برای روح القدس. هنگامی که یک رنگ سبز شبدری با برگ چهارم یافته شود ، آن نشان دهنده لطف خداست . البته نکته ی جالب و عجیب این هست که طبق اساطیر و روایات پرچم “والهالا “نماد سه برگ شبدر میباشد (توجه: داستانی تحت عنوان والهول در تاریخ ۱۱ دسامبر سال گذشته توسط اینجانب ثبت شده و ارتباطش با اکسو کاملا تصادفی میباشد) .

شبدر سه برگی که شانس برای زنده موندن در تالار مرگ ه 

 

والهول : “در اساطیر اسکاندیناوی تالاری است متعلق به اودین. این تالار عظیم پانصد و چهل در دارد. تیرهای سقف این تالار نیزه هستند و سقف تالار از سپرهای بسیار پوشیده شده است. زره‌های سینه‌پوش فلزی نیز برای ساخت کرسی‌های این تالار به کار رفته‌اند. یک گرگ از درب غربی تالار مراقبت می‌کند و عقابی در بالای آن در پرواز است.

 

والکیری‌ها نیمی از افرادی که در میدان نبرد کشته می‌شوند را به این تالار می‌آورند. این قهرمانان که اینهریار نامیده می‌شوند، در این تالار خود را برای نبرد روز راگناروک آماده می‌کنند. در روز راگناروک از هر در این تالار هشتصد جنگجو شانه به شانه خارج شده و به سوی میدان نبرد می‌روند. کسی که از بین نبرد نهایی زنده بماند روحش رستگار شده و نجات میابد . همچنین نکته ی مهم در والهول این است که برای رسیدن به درخت زندگی باید لابیرنت (ماز) را پیمود .”

sp;    ♣         

طبق یکسری نتیجه گیری ها به این باور رسیدم که اعضا اونقدر ها هم خوش شانس نیستن چراکه در پایان  دوباره در ماز یا شاید تالار مرگ سردرگم میمونن و لوگوی شبدر لاکی وان گاهی کلا برگ هایش را از دست میدهد و گاهی از نو می روید (باز اشاره ی غیر مستقیم به تکرار زندگی جنگجویان والهالا)
اگر به متن آهنگ دقت کنید از طلوع خورشید گفته میشه یا همون شروعی دوباره ، ولی به شکل عجیبی ادعا میشه که شخص قطب نمای نقره ای داره ، این خودش از وقایعی میگه که قراره اتفاق بیافته . ستاره ی قطبی نماد درخشندگی ، هدایت گری و همچنین مریم مقدس . و در لیریک گفته ” :این قطب نمای نقره ای به تو اشاره میکنه “، کنایه ای به مورد پرستش قرار گرفتن ( نمادی از مریم مقدس) . در اینجا شخص مقابلی که ازش سخن گفته میشه (الهه) به ستاره تشبیه شده که حتی با وجود اون نیازی به خورشید نیست ، اگر دقت کنید یکجا موضوع رادیانت بیان شده :
“در اون لحظه که کشفت کنم
تو مثل انرژی رادیانت میدرخشی”
رادیانت، انرژی جنبشی ای که بیشتر با نور ارتباط داره و میتونه به صورت مرئی یا نامرئی باشه ، از این انرژی برای :
• درمان (در موزیک ویدیو ظاهرا در مرکز درمان هستن ولی درمان از چه دردی؟)
• رسانه ارتباطی
استفاده میشود که کای و بکهیون تنها اشخاصی هستن که به این انرژی مسلطن و باید بگم همچنین تنها اشخاصی که در موزیک ویدیو از قدرتشون استفاده نمیکنن این دو هستن ، بکهیون اکثرا پیش چانیئول که انرژی گرمایشی داره هست و کای هم از رقص نمادین خاصی (همان کاروگرافی رقص مانستر اما در موزیک ویدیو لاکی وان)  استفاده میکنه که تا به الان از این موضوع اطلاع نداشتیم . (به نوعی این موضوع به این مسئله اشاره داره که نمیتوان لاکی وان و مانستر را جدا از هم دانست )
 
در مورد رسانه ی ارتباطی ، دیده شده که کای از این جهت در ویدیو ی ماما و تیزر های اکسودس با اعضا ارتباط برقرار کرده .  این هم نکته ی مهمی ه که اعضا قدرتشون رو از دست نداده بودن بلکه کنترلی روش نداشتن ، همچنین تنها اشخاصی که در تیزر های اکسودس با کای مرتبط نمیشن شیومین و دی او هستن ، شیومین بخاطر توهمات ذهنی خاطراتی رو به یاد میاره که سبب میشه سریعا به جایی بره که هنوز هم مشخص نیست  . و به زودی به هویت واقعی دی او هم دسترسی پیدا میکنیم .
 
از رادیانت صحبت شد ، اجازه بدین کمی موضوع رو واضح تر بیان کنم ؛ “انرژی تابشی” اغلب در زمینه های رادیومتری، انرژی خورشیدی، گرمایش و روشنایی استفاده می شود، اما همچنین گاهی اوقات در زمینه های دیگر (مانند ارتباطات از راه دور) استفاده می شود. در برنامه های پیشرفته شامل انتقال قدرت از یک مکان به مکان دیگر، “انرژی تابشی” گاهی اوقات برای استفاده از امواج الکترومغناطیسی  ، از انرژی تابشی (یک خاصیت امواج) تبدیل می شود. همچنین این امواج قدرت ساخت یک سیاه چاله رو هم دارن . حرکت انرژی تابشی دو خط موازی مستقیم با سرعت بسیار بالاست با قدرت جذب و انتقال که گاهی منعکس میشود .
در متن هم به خطوط موازی اشارات زیادی میشه ، اتاقی که اول ویدیو اعضا درش حضور دارن و تزریقاتی روی اونها انجام میشه ، خطوطی قرمز رو روی کف زمین میبینیم که همه یکدیگر رو قطع کردن ، یعنی در مسیر هم قرار گرفتن ، درست مثل لابیرانت (ماز) درواقع سرنوشت فاوست که منظور همان سرنوشت بشر است .
از هم اگر در همون اتاق به فضای پشتی دقت کنید ، یک ساعت بزرگ (با چرخ دنده اشتباهش نگیرید اون یک ساعته) رو میبینیم که پایینش پله ها یا راهرویی به سمت پایین میخوره . با این حال هیچکس از اون قسمت استفاده نمیکنه ! میشه احتمال داد که مانستر در فضای پایینی رخ میده ؟
چراکه در مانستر فضا ی پشت همیشه عمق داره و ما هیچوقت با انتهای مسیر سر و کار نداریم .(شاید هم یک سیاه چالست ؟)
 
خب تا اینجا بررسی درمورد شبدر شانس اینگونه شد ولی در لیریک گفته میشه در صورت یکی شدن با تو خوش شانس میشم ، تو در دنیای من متوقف میشی و … که اینجا از زبان فاوستوس سالخورده خونده میشه .
درواقع لاکی وان مرحله ی اول داستان یعنی قرارداد بستن فاوست و مفیستوفل میباشد . به عکس زیر دقت کنید :

این عکس جلد کتابی درمورد مفیستوفل است با عنوان سحر و جادوی فاوست.

 

اگر به شکل روی جلد نگاه کنید چهار برگ شبدر کاملا مشخصه . در متن موسیقی شخص از عاقبت خودش خبر داره اما در هدفش مصمم ه . همان گونه که فاوستوس از فرجام تلخ خودش باخبره !


بریم سراغ باقی ماجرا و کمی از نماد شناسی و شمایل شناسی فاصله بگیریم . الان میرسیم به موضوع مهم تحلیل فضا و حس .
اولین صحنه ام وی رو دقت کنید ؛ پرستار هایی که جوراب شلوار سفید پاشونه و نقاب خاکستری بر چهره دارن دی او رو به اتاقی میبرن ، دی او روش هنوز آزمایشی انجام نشده ، با این حال اون خیلی خونسرده .
صحنه ی دوم باز هم دی او در مرکز قرار داره و ندای شروعی تازه با اون آغاز میشه ، و بعد اون رو میبینیم که در تخت دیگری با ماده ای که درونش نفوذ کرده حالت هیستیریکی بهش دست داده . فراموش نکنید که فقط در صحنه ی نخست شاهد پرستار هایی با جوراب شلوار سفید و نقاب خاکستری بودیم که صورت هیچکدوم رو هم ندیدیم .

اینبار پرستارها با جوراب شلوار قرمز و نقاب قرمر ، همچنین خطوط موازی قرمز بر روی پیرهنشون حضور دارن که مطمئنا با پرستار های صحنه ی اول متفاوتن . کم کم ماده ی ناشناس آبی رنگ (وسوسه و میل به تغییر) در تک تکشون نفوذ میکنه ، البته اون لحظه که همه بیخیال و خونسرد بنظر میرسن حتی سوهو میگه برام مهم نیست ، این چن ه که برای لحظه ای پاساژ حسیش تغییر میکنه و ترس در چهره اش دیده میشه ، یا به اصطلاح برای لحظه ای متوجه بحران میشه .

در  همین حین پرستاری برای یادداشت برداری از موقعیت ، از دری وارد میشه ، صحنه ی پشتی باز شاهد ساعتی هستیم اما با تفاوت رنگی . ساعت های مقابل هم و بدون عقربه ، یعنی گذشته و آینده ادغام شده و ایست زمانی ای رو برای امضای قرارداد با خون فاوست فراهم کرده !

” لحظه ای که همانند طوفانی غرش کنم (فراخواندن مفیستوفل نماینده ی شیطان به دلیل بیزاری از اتفاقات و خشم فاوست برای نداشتن علم کافی) و تو در دنیای من بایستی (پیشنهاد مفیستوفل برای انجام خواسته ی فاوست در مقابل روح و قلب وی)  تو همه و تنها کس من میشی (مفیستوفل و فاوست درواقع یکی میشن و قرارداد امضا میشه و فاوست سالخورده دوباره جوان) و زمانی که تو را کشف کنم (رستگار شوم و قرارداد از بین برود) من خوش شانس خواهم شد ( من آزاد خواهم شد ، اما این خواسته ام نیست)

سوهو و شیومین در اتاقکی شیشه ای قرار گرفتن ، که در این اتاقک از قدرت هاشون سوء استفاده میشه ، یا یکجورایی روبه نابودی بودن قدرت هاشون (یخ و آب) که در جعبه ی شیشه ای عمل تبخیر صورت میگیره . معنای این صحنه فاصله گرفتن از ذات و دور ریخته شدن هویت ه .

بعد از این مورد با صحنه هایی مواجه هستیم که شرایط حال اعضا رو میگه . و بعد لی که با میل و خواسته ی خودش مثل مرده ای در تابوت روی تخت دراز میکشه و اجازه میده ببرنش ( این در حالیه که در ام وی مانستر پافشاری میکنه!)

متوجه شدین وقتی دوباره صحنه ای که اعضا رو در اتاق نشون میده خبری از بکهیون نیست ؟

لی رو میبرن به اتاقی ، که اگر دقت کنید اتاق یک نوع مکان شست و شوی مغزی ه . در تاریکی اتاق سیاره ی در حال حرکت دیده میشه .

اینجاست که اتفاقات گذشته و حال با هم ادغام میشه (تغییر فاوست)

مروری بر اتفاقات حال و گذشته ، حتی یکسری نماد ها مبنی بر آینده (بکهیون و نوری که در دست داره)

همه چیز در تاریکی اتفاق میافته ، به نوعی خاطرات گاهی فراموش میشن .

اعضا در حال به سر میبرن ، اتفاقات یعنی ورودشون به جهان کنونی ، میل به تغییر دنیا ، استفاده از قدرت ها ، عبور از سیاه چاله و … درست در زمانی که بکهیون درخشندگی و قدرت نورش رو در اغما استفاده میکنه ، دی او خشمگین میشه و شیشه های محافظ در هم میشکنه ، درهم شکستن زمان . باید بگم اگر در اینجا دی او نمادی از مفیستوفل باشه ، مفیستوفل در زبان یونانی “گریزان از نور” را معنی میده.

سوهو و شیومین در اتاقکی شیشه ای هستن و باقی در اتاقی که دی او شیشه هاش رو در هم میشکنه . بکهیون کجاست ؟
چرا سهون عکس و العملی به خورد شدن شیشه ها نشون نمیده ؟
سوهو و شیومین چطور از اتاقک فرار کردن ؟
یک عده در حال فرارن ولی یک عده به دنبال چیزی میگردن ، در حالی که دی او فقط مشغول مشاهده ی اتفاقات ه …
چانیول و بکهیون به اتاقی میرن که مطمئنا برای فرار کردن و مخفی شدن نبوده . اونها بدنبال چیزی هستن .شاید  برگ شبدر برای فرار از این هزارتو .
چن و سهون به پرستار ی برخورد میکنن که برخلاف باقی احساس رو در چهره اش به وضوح میبینیم ، سهون از قدرت بادش استفاده میکنه تا قدرت رعد چن رو انتقال بده ، یک عمل جدید دیگه که تابحال صورت نگرفته بود . باز هم اشاره به تغییرات اعضا از نظر برخی چیزها .
دقت کردین کت های سفید اعضا بعد از فرارشون از اتاق ها به نایلن های شفاف تغییر کرد ! (نایلن هایی که سوهو و شیومین در اتاقک ها به تن داشتن) یک نوع مکانیزم دفاعی از جهت نا امن بودن مکان .
شخصا این صحنه های رویارویی با پرستار ها و قایم با شک بازی ها درعین حال شورش ها من رو یاد ام وی مای کمیکال رومنس انداخت(My chemical romance, sing)  …
شورش چانیول به صورت لفظی ، لی حسی و کای حرکتی .
خطوط موازی روی پیرهن اعضا مشکی ه ، ذات اونها نمایان شده و اونهارو به سوی پایانی غیر قابل پیشبینی هدایت میکنه . آیا این خطوط موازی پایانی هم دارن ؟
چانیول و بکهیون بنظر میرسه اونچه رو که میخواستن پیدا کردن و اتاق تاریک رو ترک میکنن . در یک صحنه میبینیم که شیومین از پشت سر سوهو درمیاد و به نوعی در تعقیبشه ، که سوهو هم پشت سرش رو نگاه میکنه ولی در نهایت از جهت های مخالف راهرو به هم برمیخورن !
متوجه شدید در صورتی پرستار ها به حد انفجار درونی میرسن که زیرچشمی از پشت نقاب نگاه میکنن .
یک صحنه ی نسبتا مهم  ، ویدیویی از چن در اتاقی پخش میشه و این قبل از تغییرات عاطفی اونه و وقتی خودش جلوی ویدیو میایسته تازه تفاوت به حد زیادی دیده میشه .
دی او به دنبال شیومین ه ولی وقتی از راهرویی عبور میکنه ، اون و سوهو رو درحال نوشیدن یخ و آب میبینه ، به نوعی قمار کردن روی چیزی ، مثلا یک هدف در راستای رسیدن بهش.
همه ی اعضا متوجه چیزی میشن و شروع به دویدن میکنن ، همونجاست که میفهمن در مازی شبیه به ماز اوردوز گرفتارن ، یک مسیر که باید درش تصمیم گیری درست بشه ، برای هر عضو یک در نورانی هست که نباید از اون داخل بشن ، چراکه اون مسیر ها ، اونهارو سمت مانستر هدایت میکنه . . . فوکوس دوربین از چنی که سردرگمه به لانگ شات تغییر پیدا میکنه.
در آخر ، صحنه ی پایانی همون پرستارهایی که نقاب خاکستری بر چهره داشتن که چهار نفر بودن ، درست مثل چهار برگ شبدر ، ماز رو از مانیتوری تماشا میکردن ، اما بعد از جدا افتادن اعضا از هم ، مکان رو ترک میکنن و فقط لوگوی شبدر بین امواج نوری به چشم میخوره . آیا اونها واقعا خوش شانس بودن ؟

به جهت گیری پرستار ها دقت کنید 

جهت ها صلیب شکسته رو میسازه 

اما این صلیب شکسته یا سواستیکا در اینجا به هیچ وجه به هیتلر و آلمان نازی اشاره نمیکنه. معنای این نماد در شرق و غرب کاملا متفاوت از همه. 

این علامت هم به گونه ای یادآور لابیرنته چرا که در نهایت باز به خودش ختم میشه 

جالبه که بدونید اولین نمونه های استفاده از این نماد متعلق به سفال هایی هست که در استان خوزستان پیدا شدن و قدمت شون به پنج هزار سال قبل از میلاد برمیگرده

سواستیکا در شرق معناهای ذیل رو شامل میشه :

خوب برای بودن ، بخت ، خوش شانسی و تولد دوباره 

نکته قابل توجه اینجاست که چرخش این نماد معمولا در جهت عقربه های ساعته. اما نماد ما در لاکی وان ، خلاف جهت عقربه های ساعته

پرسیدم آیا اونها واقعا خوش شانس بودن؟  اما اعضا اون قدرها هم خوش شانس نیستن 

گفته شده که سواستیکا ها در خلاف جهت معنا رو دگرگون میکنن.

 پس در اینجا صلیب شکسته ای که در پایان لاکی وان ظاهر شده تنها بیانگره این موضوعه :

بد شانسی و مرگ دوباره

 
جدا از تحلیل موسیقی ، متن و ویدیو باید بگم ریتم و رقص جذاب لاکی وان باعث میشه هردفعه بیشتر و بیشتر بخوایم بهش گوش بدیم و ببینیمش . با اینکه از ریتم و هارمونی تیزی استفاده شده گیراییش اونقدر قوی ه که ناخودآگاه به درون آدم نفوذ میکنه . همچنین اشاره ای کوچیک میکنم به بدن شناسی ، حالت رقص لاکی وان کاملا ریتمیک هست و دقیق عمل میکنه و یک هماهنگی میطلبه که رباتیک و مکانیزم چرخشی در طول اجرا حفظ بشه .

برای درک بهتر قضیه داستان و موضوع که رمزگشایی های اصلی در مرحله ی دوم نهفته به سراغ مانستر میریم که جدای از لاکی وان نیست .
به ترجمه ی مانستر دقت کنید :
اون من رو به حد جنون رسونده
چرا قلبم به اوج رسیده ؟
تو الهه ی زیبای من هستی
ولی در درون خودت پناه گرفتی
من در میزنم ، من رو راه میدی به وجودت ؟
میخوام هیجانی پنهانی بهت هدیه کنم
کنجکاوی در چشمهات موج میزنه
خیلی وقته که به دام من افتادی
نباید بترسی ، مسیرش همون عشق ه
هیس ، درک میکنم
میتونی من رو هیولا خطاب کنی
عزیزم من درقلبت میخزم
برگرد ، همه چیز رو درهم بشکن و ببلع ، نابود کن
و من تورو میدزدم و بازیت میدم
از بین میبرمت
یک طلسم رو روی قلبت حک کردم
پس اگرهم بمیرم ، تا ابد درون تو زنده ام
بیا اینجا ، من رو هیولا صدا میزنی …
(تو ، من رو هیولا صدا میزنی!)
درون قلبت نفوذ خواهم کرد
اون من رو به جنون رسونده
(درسته ، من به جنون رسیدم)
چرا تپش های قلبم اوج گرفته؟
(اوه درسته ، اون من رو گرفته)
آدم صبوری نیستم
خیلی رئوف نیستم
(ازت متنفر بودم)
ازت متنفر بودم اما تورو میطلبم
(بهت نیاز دارم)
درسته ، سبک من همینه
قلب هیچوقت دروغ نمیگه
بازی شروع شده
از درونم نشانه های خطرناکی نمایان میشه
ولی نترس
چون عشق مسیر درستی ه
نیازی به گفتن نیست عزیزم ، متوجهم
تو آزادی من رو هیولا خطاب کنی
در جایگاهت قرار میگیرم ، تورو درهم میشکنم و میبلعم
من مالک تو ام ، بازیت میدم و نابودت میکنم
بخاطر طلسم حک شده روی قلبت من جاودانه ام
نزدیکم بیا ، تو کسی هستی که هیولا صدام میزنی
(من رو هیولا صدا میزنی!)
هیجانی پنهان رو در درونم حس میکنم
زندگیت رو به کل تغییر میده
متاسفم ! تو آگاهانه من رو به حد جنون میرسونی
(درسته)
همه از من واهمه دارن ، از برای همینه که غیر قابل لمسم
اما تو، نه … چرا تو با وجود ترس ت هنوز کنارمی؟
در نهایت نمیتونی مقابلم بایستی!
من مخفی شده بودم و زیر نظرت داشتم ، و بعد غافلگیر شدی
(کی؟)
ما تناقض داریم اما من هنوز هم بخشی از توام
(چطور ممکنه ؟؟؟)
فقط من رو بپذیر ، ذات من رو میدونی
ترس ها و نگرانی هات رو به فراموشی بسپار
از دردی که متحمل میشی لذت ببر چون میتونی
و عمیق تر سقوط کن
تورو در دست دارم و هرطور که آرزو کنم بازیت میدم
فرار نکن ، تو همیشه پیش منی
میدونم که در آخر باز هم کنار من برمیگردی
میتونی هویت من رو به هیولا تغییر بدی
درون قلبت میخزم عزیزم
در جایگاهت قرار میگیرم ، تورو درهم میشکنم و میبلعم
من مالک تو ام ، بازیت میدم و نابودت میکنم
(درسته)
بخاطر طلسم حک شده روی قلبت من جاودانه ام
نزدیکم بیا ، تو کسی هستی که هیولا صدام میزنی
من در اعماق وجودت میخزم…
خزیدن ، خزیدن ، خزیدن
اوه …
تو در وجودم میخزی . . .
مرحله ی دوم تغییر هویت فاوست و تبدیل شدنش به یک جوان سنگدل و خودخواه و جاه طلب درواقع در ام وی مانستر نشون داده میشه ، نکته ی قابل بحث اینجاست که آهنگ از زبان فاوست و مفیستوفل خونده میشه ، اگر دقت کنید مفیستوفل وعده ی براورده کردن آرزو ها رو به فاوست میده و درونش نفوذ میکنه . ولی چرا از عنوان شی (دختر) در لیریک استفاده شده ؟
قسمتی که دی او کلمه “goddess  الهه” رو میگه اشاره داره به موضوع فاوست و الهه ی یونان هلن ، فاوست وی رو صادقانه پرستش میکرد و در تراژدی فاوست این موضوع یکی از تکان دهنده ترین مورد هاست ، فاوست شخص دلباخته ای که به وسوسه ی مفیستوفل اومده و معصومیت دختری جوان (مارگارت) و زیبای یک الهه (هلن) رو تحسین میکنه .
هلن (the godess) :در اساطیر یونانی بنابر حماسه ایلیاد اثر شاعر یونانی هومر، دختر زئوس و لدا و همسر منلائوس پادشاه میسنی که با توطئه آفرودیت خدای یونانی به دست پاریس شاهزاده تروا دزدیده شد و به تروا رفت. این آغازی بود برای   یکی از بزرگترین جنگ‌های اساطیر یونان باستان، یعنی جنگ تروآ. فاوست و مفیستوفل در آلمان ، هلن تروایی را از جهان   ارواح احضار می کنند. فاوست شیفته ی او می گردد، اما چون به وی دست می زند هلن ناپدید می شود ” بیان تمثیلی اعتقاد    گوته ، مبنی بر اینکه نمی توان ناگهان و بدون تلاش به کمال دست یافت “
خب میریم سراغ موزیک ویدیو ی مرموز و پر از نکته ی مانستر . برعکس لاکی وان اینبار هم قدم ام وی میشیم .
به صحنه ی اول دقت کنید ، بکهیون در راس قرار داره و به نوعی بقیه ی اعضا رو هدایت میکنه ، و اعضا مثل عروسک های نخی با حرکات دست عروسک گردان حرکت میکنن . در همین صحنه نمادی از مفیستوفل و فاوست استفاده شده ، کای و سهون در شکلی قرار میگیرن که همانند مفیستوفل میخوان به دی او و لی نفوذ کنن اما یک تفاوت اینجا به چشم میخوره ، کای و دی او بازگو کننده ی دکتر فاوست گوته هستن ، کای سعی در نفوذ به روح دی او داره اما در آخر همون حرکت دی او از کای رهایی پیدا میکنه . ولی سهون و لی بازگو کننده ی فاوست مارلو هست چراکه در آخر دست های لی حالت ضربدی داره و بیان اسارت فاوست در دام مفیستوفل ه .
زمانی که بکهیون جلو میاد تا قسمت خودش رو بخونه جدا از اینکه جنون رو با نشون دادن علامت دیوانگی بیان میکنه ، در کلمه ی “گانgone ” (هشیاری و ظرافت طراح که در اینجا از هم وزن بودن دو کلمه gone و gun بخوبی استفاده کرده) تاکید گذاری انجام میده و به موقع گفتنش دستش رو نزدیک به شقیقه برده و گویی با اسلحه به سر خودش شلیک میکنه (اشاره به تصمیم خودکشی فاوست) .
دریک تک صحنه سهون رو میبینیم . نگاه سهون خیلی بحث برانگیزه ، اگر به احساساتن خودتون اعتماد دارید مطمئنا این حس رو گرفتید که گویی سهون از یکسری چیزها مطلعه و سخت به این مسائل فکر میکنه و منتظر وقوع اتفاقات ه .
صحنه ی بعدی ماری رو نشون میده ، نمادی از فریب ؛ شیطان اکثر اوقات در نماد ماری که به دور درخت سیب میپیچه تصویر میشه (شیطان پس از رانده شدن از بهشت به شکل ماری که به دور پای طاووس پیچید به بهشت وارد شد) . باز هم میتونه اشاره به مفیستوفل داشته باشه (مفیستوفل شیطان یا نماینده ی شیطان ه) . و دیالوگ هایی که در نمایشنامه ی فاوست بیان میکنه خیلی بحث برانگیزه .
به عکس زیر توجه کنید ، بکهیون سر میز سفید نشسته ، جدا از زنجیر ها به انگشتری که در دست داره دقت کنید .
انگشتری که دستش هست ستاره ی قطبی ه
صحنه ی بعدی که نشون داده میشه ماشینی هست که آتیش گرفته ولی گویی آتیش داره به درونش برمیگرده . این رو هم باید اضافه کنم که به احتمال ۹۵ درصد این ماشین با اونی که توی ام وی sing for you  بود فرق داره . این ماشین همونی ه که اواسط ام وی می بینیم شخصی ناشناس داره پشتش رانندگی میکنه . تنها شباهت مانستر و سینگ فور یو در فضای ام وی ه ، منظور از بی انتها بودن فضا و غیر قابل تشخیص بودن مکان .
اینبار نگاه کای مطرح هست که برخلاف سهون نگاه عاجزانه ای داره ، نگران و ناراحته . مطمئنا خبر نداره که چه اتفاقاتی قراره بیافته و همین هم باعث دلهره ش شده .
به گیف پایین دقت کنید ، دی او با اشاره ی دستش باقی اعضا رو سمت خودش میکشه و اونها هم مثل مرده ی متحرک وی رو تعقیب میکنن و بعد با حرکت دست دی او جهت پیدا میکنن درست مثل یک دومینو . باید بگم علاوه بر اینکه قدرت کنترل گری دی او نشون داده شده که یک چیز طبیعی ه چرا که دی او مفیستوفل ه ، حالتی که در رقص پی گرفته شده به سیستم دفاعی و حمله ی جنگ ماراتون (نبرد بین ایران_یونان) شباهت بسیار داره .
حالا به گیف پایینی دقت کنید ، ماشین داره به سمت عقب برمیگرده ، فوکوس روی انگشت شصت ه ، مشخص نیست که چه کسی داره رانندگی میکنه ؛ البته یک چیز مهم رو هم بگم این ماشینی که ظاهرا توی جاده در حال حرکت به عقب ه با ون ی که بکهیون (در پیراهن نظامی) باهاش رانندگی میکنه متفاوته . این صحنه شباهت بسیار به ام وی Depeche Mode – Wrong داره ، در اون موزیک ویدیو ی عالی هم ماشین به عقب حرکت میکنه و شخص نقاب به چهره داره با این تفاوت که شخص دستهاش بسته ست و تسلطی بر کنترل ماشین نداره. نکته ی بسیار مهم برف پاک کن هاست ، تمثیلی از از یاد بردن خاطرات یا خواست تغییر دادن روش فکر کردن .
بعد با صحنه ای مواجه هستیم که بکهیون در لباس فرم فرمون ون رو محکم میچسبه ، البته تا آخر ام وی مشخص نمیشه که اون بکهیونه . از حالت دستش فکر کنم میدونید که مصمم بودن در هدف رو میخواد به تصویر بکشه . مسئله اینجاست که درست بعد از اون حرکت شیومین (فاوست) حس نگرانی در چشمهاش موج میزنه انگار چیزی بهش الهام شده باشه .
رسیدیم به صحنه ی مشهور ام وی ، بازگشت زمان به عقب ؛ چرا باید یک ساعت مچی سفید وسط میزی باشه که در واقع نمایان گر نقاشی لست ساپر یا همون شام آخره ؟ شخصی قصد داره زمان رو جابجا کنه و این کسی نیست جز فاوست  ؛ مسئله ی جالب عدد ۲۸ هست . معنی عدد ۲۸ : گفته میشه این عدد بیان گر حضرت مسیح و یک عدد از سمت فرشتگان برای یادآوری رحمت خداوند ه .
مورد دوم اینکه به چیدمان قاشق ها و … توجه کنید ، این موضوع شاید براتون ساده بنظر بیاد اما طریقه ی چیدمان ، مثلا دو قاشق فقط برای یک بشقاب و دو چنگال برای یک بشقاب دیگر ، خودش منظوری رو خواسته برسونه . اینکه دو قاشق سر میز باشه طبیعیه چون قاشق غذای اصلی و دسر میتونن متفاوت باشن اما دقیقا شکل هم ! از این وسایل دوبار استفاده میشه ؟ از وسایل مشابه دو تا هست برای دو نفر ؟ از شخصی دوتا هست ؟
یک صحنه ی نسبتا مهم ، چن خلاف جهتی که یکسری افراد عبور میکنن قرار گرفته و مصمم بنظر میرسه و در حال گفتن لیریک از زبان مفیستوفل ه :
“نباید بترسی ، مسیرش همون عشق ه
هیس ، درک میکنم
میتونی من رو هیولا خطاب کنی”
اشخاصی که تنه زنان ازش عبور میکنن شطرنجی شدن ، یعنی هیچ اهمیتی برای چن ندارن و چن بیتوجه به اونها به ایستادگی ادامه میده . و در همون تیکه ی رقص مرکز قرار گرفته و حرکت دی او (مفیستوفل) رو تقلید میکنه ، نه اینکه خودش رو جای دی او بذاره بلکه گویی مثل یک همسرا داره موضوع رو روایت میکنه .

خب اینجا وقفه میندازم بین تحلیل تا یه موضوع مهم رو بگم . بین اعضای اکسو ؛ کیونگسو ، بکهیون و شیومین به ترتیب نمادهای مفیستوفل ، عیسی مسیح و فاوست هستند.
۱٫ کیونگسو (مفیستوفل) :
خب در مورد دی او تو تحلیل لاکی وان دیدیم که به قدرت نور بکهیون واکنش نشون داد و هم چنین تو مانستر سعی داشت بقیه اعضا رو کنترل کنه . همون طور که تو تیزر اکسودس با مهره ها بازی میکرد.
مجسمه مفیستوفل اثر “مارک آنتولوسکی”
اگر به عکس دی او. دقت کنید خیلی راحت متوجه نمادش میشین ، دی او به فکر فرو رفته درست مثل مفیستوفل که برخی چیزها رو درک نمیکنه ، اون درک نمیکنه چرا ذات بشریت اینگونه کار میکنه اصلا شروع ماجرا و قمار هم همینجاست . دی او در قالبی سیاه و سفید ، قالبی که کمتر برای دیگر اعضا بکار گرفته میشه با اندک نوری که چهره اش رو نمایان میسازه ، قالبا چشمهاش ، چشمها دریچه هایی که سمت روح هستن و همه چیز درونشون آشکاره .  متاسفانه مشخص نیست رو سینه دی او دقیقا چی نوشته شده .
 
۲٫ بکهیون (مسیح) :
در ام وی مانستر  اشارات زیادی به تابلوی مشهور لست ساپر (شام آخر) اثر داوینچی به چشم میخوره. با مقایسه ام وی و شام آخر میشه براحتی دریافت که بکهیون نمادی از عیسی مسیح هست
این اثر هنری نشانگر صحنه‌هایی از شام آخر روزهای پایانی عمر مسیح است آنطور که انجیل به آن اشاره کرده‌است. این نقاشی بر پایهٔ کتاب یوحنا، باب ۱۳ آیهٔ ۲۱ است آنجا که مسیح می‌گوید که یکی از ۱۲ حواری اش به وی خیانت خواهد کرد. 
 
یکی از مهم ترین صحنه های این ام وی شاید همین صحنه باشه :
بکهیون راس میز نشسته ، و همه در حال اومدن هستن . همه بی توجه به بکهیون ، در جایگاه خودشون میرن و مینشینن . این برای اینه که بکهیون اصلا به طور فیزیکی اونجا حضور نداره . اون داره شرایط رو آنالیز میکنه ، داره به تک تک افراد دقت میکنه و قضاوتشون میکنه . درست مثل *حضرت مسیح* 
حالا به عکس بکهیون توجه کنید (این صحنه دقیقا بلافاصله بعد از دی او متفکر هست) همون تمثیل شام آخر ، بکهیون از یکسری چیز ها مطلع هست ، پشت سرش غروب دیده میشه گویی از دست رفتن امید و نابودی انسانیت ولی از روبرو نور زرد رنگ طوری تابیده که انگار پس غروب یک خورشید دیگری طلوع میکنه و بکهیون آگاهانه به این نور امید خیره شده (رنگ زرده و نمادی از طلوع خورشید در اینجا ، ممکنه بخاطر افکت های دوربین و رنگ فضای پشتی اون رو با سبز اشتباه بگیرید ، این یک خطای چشمیست)
۳٫شیومین (فاوست):

 

همون طور که در ابتدا گفتم فاوست طبیب(کیمیاگر) اهل کشور آلمان بود. اگه موزیک ویدیو لاو می رایت رو بخاطر داشته باشید شیومین مشغول انجام آزمایشات خاصی بود و هم چنین در دوره اکسودس تیزر شیومین در کشور آلمان بود.
در خیلی از اجراهای تاتر فاوست ، او همین شکلی تصور میشه ، با این رنگ و مدل مو همچنین شباهت رنگ چشم …
طبق روایات فاوست باور داشت که میتونه برتر از مسیح باشه. حالا توجه کنید وقتی دو تصویر زیر با هم ادغام میشن نتیجه چه خواهد بود
خب همون طور که در بالا می بینید وقتی عکس ها رو منطبق میکنیم تصویر شیومین روی تصویر بکهیون میفته
ما شاهد این هستیم که شیومین در جایگاه بکهیون قرار گرفته و شام آخر شکل میگیره ، بکهیون در تصویر شام آخر تنهاست نشونه ی درون ، ولی شیومین اطرافش اعضا هستن که یکی خائن ه و دیگری مفیستوفل و چهار صندلی خالی که روبرو هست !

خب برمیگردیم به جایی که بودیم :
در ویدیو ی لاکی وان یادتونه به خطوط موازی ای که هم رو قطع کردن روی سطح زمین اشاره شد ؟ _ خط موازی زیر پای اجرا کنندگان نشانگر طبقات زمینی و لایه های آسمان است . قسمتی که دی او از نور بکهیون در خلاء خشمگین میشه نمایان گر خواسته اش برای دستیابی به جایگاه ایزدان است . _
به خطوط موازی روی شلوار هاشون دقت کنید ، برعکس لاکی وان سفید هستن ، سفید برخلاف سیاه هیچ عمقی نداره برای همین رنگ ترسناکی در عرصه ی هنره چرا که فریبندست و در تحلیل شخصیت به خوبی میتونه ذات سیاه رو مخفی کنه .
به عکس پایین دقت کنید ، این قسمت از رقص رو حدس میزنم باید مربوط به از دست دادن کنترل دونست ، دست چپ اعضا با اختیار خودشون حرکت نمیکنه و با دست راستشون اون رو هدایت میکنن ، اگر به حرکات پا و … توجه کنید مکانیزم ساعت درش دیده میشه . اعضا با دست راست عقربه ای رو نشون میدن که به طرز عجیبی روی عدد ۸ می ایسته همون عددی که ساعت سفید روش متوقف شد. اینکه ساعت ۸ چه اتفاقی رخ داده جای سوال داره
در ادامه ی رقص ، دست سمت راست خلاف جهت ساعت برمیگرده و بدن کاملا تحت کنترل درمیاد . گویی مفیستوفل درون فاوست نفوذ کرده : عزیزم من درقلبت میخزم
همچنین به دست چانیول دقت کنید : \m/ که این علامت رو نشون میده ، علامت کلیدی ای که اعضا قبل از انتشار آلبوم خیلی بهش اشاره کردن .
خود اعضا از حرف کلیدی ام M گفتن . ام کلمه ی اسرار آمیزی ه :
M مرموز در شام آخر – M نماد مانستر -M نماد والهول (تالار مردگان) سه  مثلث تشکیل دهنده ی حرف ام -M حرف اول مفیستوفل
، حرکت بعدی رقص یعنی عبور اعضا از کنار هم و حرکتشون خلاف جهت هم نمادی از عقربه های ساعته که خلاف جهت هم حرکت میکنن ، درست مثل یک تیکه ای که در لاکی وان اشاره شد ، زمان ها در حال ادغام شدن هستن و ما شاهد بحران فاجعه باری بخاطر بازی زمان هستیم . دکتر فاوستوس همچنین آرزوی دستکاری زمان رو داشت .
لی بین اشخاص مرده ایستاده ، ولی اطرافش شطرنجی هست نمادی از انکار هویت ، مکانیزم دفاعی توجیه و فرار . همچنین نمادی از ذهنیت لی ؛ نشان دهنده ی ابهامات .
گیف پایینی نشون دهنده ی تیکه ای از رقص بکهیونه که به مرده ی متحرک یا بهتر بگم عروسک خیمه شب بازی اشاره میکنه ، هیچ حسی درون چشمهاش دیده نمیشه و پوچی رو به خوبی نمایان میکنه . وی همچنین دستش رو بالا میاره و با خشم هویتش رو دور میریزه ، پاک سازی ذهنی . البته در همین صحنه اگر به پشت دقت کنید یک عده جلوتر از بقیه قرار گرفتن ردیف پشتی حرکات ردیف جلویی رو تقلید کرده و ردیف جلویی در یک حرکت گویی سینه ی افراد پشتی رو شکافته و بهش نفوذ میکنن تا کنترل کامل رو به دست بگیرن . تمامی این حرکات با لیریک همخونی داره .
و همین نقطه ی ام وی ه که اوج گرفتن رو شروع میکنه ، اتفاقات آخر ، اول ام وی نشون داده شد و حالا نشون میده که چطور تمام این اتفاقات افتاد . گویی شورشی در راهه اما چه کسی در مقابل چه کسی ؟
این صحنه نشون میده که چن قبل از ایستادگی میخواسته با اونها هم قدم بشه ! صحنه اینبار واضح ه ، همه به جهتی میرن که در ابتدای ام وی خلاف میل چن بود ولی حالا چن با چهره ی حزن آلود به یکسری باور ها پشت میکنه :
خب به گیف پایینی نگاه کنید که سوهو در مرکز قرار داره ، اینیکی صحنه ی مورد علاقه ی منه ، سوهو اینجا ادعا میکنه به جنون رسیده و دیوونه شده حتی بخاطر این نماد دستهاش رو به پشت میره و حالتی سرگردان میگیره درحالی که بقیه ی اعضا اون رو میپرستن ، اگر به شکل دستها و حرکت کای دقت کنید کاملا این مفهوم رو میرسونه ، حقیقا اینجا به زیر متن فاوست اشاره شده . حتی بعد از این حرکت سوهو به شکل مصممی حرکت میکنه و اعضا به حالتی که ، مردم علیه پلیس های ضد شورش دستهاشون رو قفل میکنن ، رهبر دیوانیشان رو ساپورت و محافظت میکنن . در همین حرکت سوهو هردو دست رو روی سرش میبره و سپس اون هارو دور هم میچرخونه ، به نوعی آگاهه که تا حد جنون رسیده و هویتش رو انکار نمیکنه ، انگار دیگه تسلیم شده .
در هنر های نمایشی ما از این حرکت در پانتومیم صرفا جهت نشستن نشون میدیم . این حرکت میخواد بگه خیانتی در راهه چراکه باز به شام آخر اشاره شده و شیومین که فاوست هست قصد داره جایگاه مسیح رو مال خود کنه .
هویت و ذهنیت لی آشکار میشه . اون سربازهای مرده رو تمسخر میکنه و به خیال خودش میخواد تنها بازمانده باشه تا از والهول نجات پیدا کنه .
و باز هم صحنه ی مشهور ، اینبار بکهیون مطمئن شده و میدونه قراره چیکار کنه ، اون بخوبی آگاهه خائن کیه (لی) …
بکهیون نقشه اش رو کشیده و آماده ی عملی کردنشه .
عکس پایینی صحنه ی بحث برانگیز مانستر که تحلیل های متفاوتی داشت ، طبق اساطیر تنها یک شخص اجازه ی نجات از والهول رو داره ، پس از نبرد نهایی که یک جنگ خونین هست ، در آخر از بین هزاران نفر یک نفر باید زنده بمونه . طبق گفته ها و اسناد یک نقاشی از زمان وایکینگ ها موجوده که وایکنگ خشمگینی روی کوهی از جنازه ایستاده و فریاد میزنه ، درحالی که درخت زندگی پشت سر وی نابود شده . این میتونه یکی از تحلیل های این صحنه باشه اگر از نظر تراژدی فاوست نگاه کنیم ، کای با دستهاش حالتی از خفه کردن خودش رو میگیره و این قسمت از آهنگ رو میخونه : میتونی هیولا صدام کنی . یعنی فاوست ذات پلید خودش رو پذیرفته و میدونه که هیچ تفاوتی با مفیستوفل نداره .
اینجاست که دوباره به اول ام وی برمیگردیم ، جایی که چن برمیگرده و افراد از کنارش عبور میکنن
و درگیری شروع میشه ، بین عواطف مثبت و منفی ، مطنق و احساسات ، تسلیم شدن و نشدن . صحنه ای حتی شیومین در نمادی از اسارت نشون داده میشه ، و همچنین باید به این شخص هنگام درگیری ها اشاره کرد :
دوستان این شخص معلوم نیست کیه ولی یقینا بکهیون نمیتونه باشه فقط کافیه به گوشش دقت کنید
به یک مورد هم که باید توجه کرد که نکته ی خیلی مهمیه اینه که اگر به هنگام درگیری به فضا دقت کنید متوجه میشید اعضا هنوز در لابیرنت هستن . حتی اون قسمتی که لی ایستاده و چن حرکت میکنه به دیواره ها اگر دقت کنید همون ماز _لابیرنت ه .
و گیف مهم که نشون میده بکهیون از جمع دور میشه و هیچ مبارزه ای انجام نمیده ، اصلا معلوم نیست کجا میره ولی گویا سهون از این موضوع اطلاع داره چون هیچ اقدامی برای جلوگیری ازش انجام نمیده
از این قسمت اوج آهنگ و ریتم تراژیک در عین حال دلهره آور شروع میشه زمانی که همه از پای درمیان ، شکست بشریت در مقابل نفس بد و منفیش .
همون ماشینی که توسط ناشناس در شب بارونی رانندگی میشد .
ولی چطور ماشین بدون سرنشین و ثابت میتونه به شخصی بزنه ؟!
این قسمت از آهنگ چانیول و سهون رپ میخونن از زبان مفیستوفل و گاهی یک یا دو کلمه از زبان فاوست ، این قسمت آهنگ ، ریتمیک اوج میگیره و هیجان غیر قابل وصفی با دیالوگ های پاسکاری شده میده ، این قسمت شخصا من رو به وجد میاره و یکی از قدرتمند ترین بخش های آهنگه .
یکی از جذاب ترین پلان های ام وی ، برخی نگران و عصبی ، برخی خونسرد ، ولی فقط دونفر به دوربین خیره شدن ، چنی که هنوز شک و دو دلی درش موج میزنه و واضحه که از شرایط فعل ناراحت و مردد ه . ولی لی !
در این صحنه لی قطعا نگاه شومی داره ، طوری که در پس زمینه قرمز میتونیم ، ذهن تاریکش رو بخونیم.
خیلی خب حالا به گیف پایینی دقت کنید ، در اول ام وی بکهیون (مسیح) هدایتگر بود و بعد شیومین جایگاهش رو با وی تغییر میده ، اینبار شیومین ه که اعضا رو کنترل میکنه . اعضا روی زمین مینشینن و بعد با علامت شیومین به عقب برمیگردن تمثیلی از برگردوندن زمان به عقب ، اگر دقت کنید پای چپشون حالت عقربه ی ساعت میگیره . شیومین(فاوست) آرزو داره مثل عیسی مسیح ابدیت داشته باشه و در مرگ و حیات دخالت کنه ، مفیستوفل در این راستا کمکش میکنه خب چون از اسمش پیداست گریزان از نور(بکهیون) . همچنین طبق اونچیزی که در تحلیل لاکی وان گفتم توجه به تیزر ها و ام وی های سابق موضوع رو روشن تر میکنه .
پ.ن : از نظر من لی از اول یک خائن نبود ، فکر کنم دلیل این رفتارش شست و شوی مغزی لاکی وان بود چون چهره ی بت و بی حوصله اش بعد از شکنجه ی ذهنی به یک چهره ی مرموز و کسی که همش پوزخند میزنه مبدل میشه .
درست بعد از این حرکت شیومین ، همون ماشینی که اول ام وی نشون داده شد مرور شد همچنین زمان دوباره تغییر کرد و از حالت گذشته به آینده دراومد .  (عقربه ی کوچیک روی دوازده قرار میگیره ، یعنی در آینده ی نزدیک باز هم با دوازده روبرو خواهیم بود ؟) نقشه ی فاوست خوب بود تا حدودی هم عملی ، مفیستوفل هم میتونست بعضی چیزهارو به اثبات برسونه . اما هردو از یکچیز غافل بودن ^^
بند یکی از پوتین های نظامی بازه ، و فوکوس دوربین روی اون . تمثیلی از بکهیون تقلبی .
شخصی(بکهیون مانستر) دوربین رو خاموش میکنه
به شصت وی دقت کنید ، یک شصت نیمه
میتونه نمادی باشه از اینکه خودش قربانی گروه مقابل ه ؟ برای همین به بکهیون اصلی کمک میکنه؟
وقتی اکسو ردیف می ایسته و فریاد میزنه وی آر وان شصتشون رو نشون میدن ! ولی این شصت نصفست
چرا دوازده و چرا ۲۴ نه ؟
دوازده نفر میتونن یک ورژن مقابل داشته باشن
جدا از همه ی اینها ، بازهم رد پای داوینچی !  این موضوع شصت و بکهیون ناجی و نمادی از مسیح منو یاد نقاشی گمشده داوینچی به اسم سالواتور موندی میندازه . سالواتور موندی savor of the world یا به عبارتی ناجی جهان !
تحلیل گر نقاشی های داوینچی گفت :” چیزی که درمورد این نقاشی خیلی مرموزه شصت مسیحه
این یک اشتباه از جانب لئوناردو داوینچی ، نقاشی که آناتومی بدن رو با جزئیات به تصویر میکشید بود ؛
یا میخواست از این طریق چیزی اسرار آمیز رو به ما بگه ؟ ” (تصویر بالا ترمیم شدست)
به عکس پایین دقت کنید ، کاملا واضحه که لوگوی اکسو مشخصه و این لوگو به شکل لابیرنت کشیده شده ، درواقع طرح پیرهن مسیح (سالواتور موندی) لابیرنت (ماز) ی هست که از اول فلسفه ی اکسو باهاش سر و کار داریم .
بکهیون مانستر بعد از خاموش کردن دوربین ها این صحنه نشون داده میشه
ولی دی او هنوز هم اونجاست !
چطور یک شخص همزمان میتونه در دو جا باشه ؟
این یعنی اینکه فقط از بکهیون دو تا نیست
راستی یک مطلب مهم ، دوربین های که دی او در راسشون قرار داشت دقیقا کجا رو میگرفتن ؟
همشون رو به پایین بودن ، دوربین هایی که هدفشون اینه که تصویر دی او رو بگیرن رو به پایینن و دی او بالای اونها نشسته ، پس چرا نیاز به خاموش کردن دوربین هاست ؟
اگر دی او ی دوم ورژنی از مفیستفل باشه ، بکهیون صرفا این کار رو جهت نجات بشریت (فاوست نماد بشریت) انجام میده ، تمثیلی به رهایی از قسمت تاریک روح . برقراری اعتدال .
در این عکس شما میبینید که بکهیون اصلی ، خودش رو جای گروه ضد جا زده بود . و در آخر درست مثل ناجی جهان اعضای اکسو رو نجات میده . ولی اون شصت داره و دستکشی دستش نیست . وقتی بکهیون کلاه رو برمیداره قیافش نشون داده نمیشه .
و در این دو صحنه که به صورت مدیوم شات ، سریع پشت سر هم میافته . نشون دهنده ی دو بکهیونه
یکی در زمینه ی آبی نماد عیسی مسیح
یکی در زمینه ی قرمز نماد مانستر
بکهیون دومی که تابحال توی هیچ ام وی ای دیده نشد ولی توی ماما بهش اشاره ی کوچیکی شد
درست مثل نقاشی شام آخر داوینچی که طبق ادعا ها شخص مرکزی اصلا مسیح نیست!
اینجا بکهیون مانستر دستکش داره و ماسکش رو برمیداره ، دستکش تردید ایجاد میکنه ، و اینجا اثبات میشه اون شخصی که در ابتدای ام وی در بارون رانندگی میکرد و فوکوس روی شصتش بود درواقع بکهیون دوم بود .
برای درک بهتر به گیف پایین دقت کنید. چه لزومی داره تو شات اول دستکشی در کار نباشه (موقع در آوردن کلاه) و تو شات دوم دست بکهیون دستکش باشه (موقع برداشتن ماسک)… مسلما چنین مسئله ای نمیتونسته اشتباه کارگردانی باشه !
و اضافه کنم که در این صحنه بکهیون مانستر پیش دیگر اعضا نیست چون زاویه ی دوربین فرق داره و همچین چیزی نشون داده نمیشه .
گویی طبق ویدیو فقط سهون از موضوع مطلع بود و میدونست که بکهیون برای نجات میاد .
و اما این داستان ادامه دارد .
یادتونه درمورد رنگ سفید چی گفته شد ؟ خب اینجا اعضا به تاریکی میرن ، رنگ سیاه عمق داره و معلوم نیست اونور تر چی انتظارشون رو میکشه ، برای همین پرده های صحنه ی تئاتر همیشه سیاهه . آیا اونها واقعا نجات پیدا کردن ؟
یا باید منتظر اتفاقات بیشتری باشیم
شاید رویارویی ۱۲ با ۱۲
۲۴ *.*
البته اگر از هرکس دو تا باشه که احتمال میدم همینطوره چرا که توی ماما ، و با توجه به صندلی های خالی شام آخر بهش اشاره میشه.
همچنین لاکی وان و مانستر که دو تا لابیرات در همن
یک نکته ی خیلی مهم که مطمئنا یادمون رفت بهش اشاره کنیم . کریس از اول هم مانستر بود ، فقط کافیه به ویدیو و تیزر ولف و ماما توجه کنید . کریس نیازی نبود مانستر بشه چون بود ولی لوهان چه ارتباطی میتونست به این موضوع داشته باشه ؟
البته این موضوع هم قابل تحلیل و خیلی از رمز و راز های کل فلسفه ی اکسو هست که دارم روش کار میکنم . اگر دیدین که به یکسری چیزها اشاره نشد صرفا به این دلیل بود که در اون صورت مجبور به تحلیل باقی ترک ها و نهایتا کل اکسو بودم . که ممکنه بزودی کل اکسو رو هم تحلیل کنم .
در مورد فضای جنگ و شورشی که بر موزیک ویدیو حاکم بود میتونم به تحلیل برمن از فاوست اشاره کنم:
“برمن می گوید که کل فرآیند تحول فاوست نمایانگر فرآیندی است که در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی باعث انقلاب در محیط پیرامون (ایجاد نظامی سراسر مدرن) شد. برای همین است که او قوای حرکتی فاوست که او را از نیاکان و معاصرانش برتر می سازد و علت اصلی تحرک و رشد او است را «رشد و توسعه» Development و انسان جاه طلبی چون فاوست را «توسعه گر» Developer می نامد. محرک، انگیزه فاوست است به رشد و توسعه، حرکت به نقطه پایانی (هدف) صرفنظر از نتایج حاصله!
فاوست با اعتقاد به این امر که «یگانه راه دگرگون ساختن خویش، ایجاد تغییرات ریشه ای در کل جهانی (جهان اجتماعی، اخلاقی، سیاسی) است که در آن زندگی می کند*»؛ تز انفصال از هویت تاریخی و گذشته را پی می گیرد. لازمه خلق و تحول را انقطاع از گذشته تعریف می کند و برای این تحول؛ دستکاری و تحول در جامعه سنتی ضروری می نماید و برای همین با جاه طلبی سعی در تغییر محیط دارد.  اما او از این نکته غافل می ماند که تحولات اجتماعی و اقتصادی و فکری بهای انسانی سنگینی دارد و این بها همان اصل مهم قرارداد بین او و مفیستو (شیطان نماد نیروی مخرب و روح فزون خواه انسان مدرن است).”
خب دوستان این هم از پایان تحلیل لاکی وان و مانستر امیدوارم لذت برده باشید . و خرسند میشم اگر در درک بهتر موزیک ویدیو ها کمک ناچیزی کرده باشم . از همگی ممنونم و بابت تاخیر در گذاشتن این پست هم عذرمیخوام .

88 فکر می‌کنند “تحلیل موزیک ویدیو Lucky One و Monster از گروه اکسو

  1. چرا از بعضی صحنه ها به راحتی می گذشتین؟؟
    نکته ی دیگه اینکه توی فور لایف درباره فضایی حرف زدین ک ام وی رو میساخت اما اینجا هیچ اشاره ای نداشتین؟؟؟

    • اگه شما متوجه اون صحنه ها شدید پس چه نیازی بود بنده اشاره کنم؟
      چراکه فضا در فور لایف جداسازی شده بود ولی در مانستر و لاکی وان در خود ام وی ادغام شده بود و اگر دقت کنید متوجه میشید که از همون شروع اول تحلیل درمورد فضابندی توضیح دادم

      • بله درست فرمودین من باید دقیق تر بررسی میکردم.اما منظورم از بابت برخی صحنه ها این بود که آیا واقعا میشه ب راحتی از این صحنه ها گذشت اونم در موزیک ویدئو ای مثل مانستر ؟ فکر کردم شاید این صحنه ها هم مربوط ب تحلیل کلی مانستر بشه و درواقع دلیل اصلیم بر ای پرسش این بود ک متوجه منظور این صحنه ها بر اساس تحلیل شما نشدم. همین
        و در کل من هم میخاستم مثل بقیه از دقت و ظرافتی ک در کارتون هست و وقتی ک براشون می ذارین تشکر کنم من هم ب شخصه بسیار تحلیل هاتون رو دوست دارم.
        موفق باشین.

  2. کارت فوق العاده است فقط میدونم خیلی طول میکشه که دربارشون تحقیق کنی ولی اگه میشه از اکثر کارهای کی پاپ بزار تا مردم فقط به صورت سطحی به این سبک نگاه نکنن

  3. وقعا‏ ‏عالی‏ ‏بود‏ ‏…یک‏ ‏جایی‏ ‏از‏ ‏ام‏ ‏وی‏ ‏هم‏ ‏که‏ دی‏ ‏او‏ ‏‏میگه‏ ‏‏آیم‏ ‏کریپینگ‏ ‏یور‏ ‏هارت‏ ‏بیبی‏ ‏و‏ ‏لی‏ ‏و‏ ‏کایا ‏دست‏ ‏هاشون‏ ‏رو‏ ‏به‏ ‏هم‏ ‏میکوبن‏ ‏و‏ ‏اون‏ ‏تیکه‏ ‏ی‏ ‏رقص‏ ‏هم‏ ‏تحلیل‏ ‏قشنگی‏ ‏میتونست‏ ‏داشته‏ ‏باشه‏ ‏..ولی‏ ‏در‏ ‏کل‏ ‏فوق‏ ‏العاده‏ ‏بود‏ .‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏همون‏ ‏اول‏ ‏هم‏ ‏که‏ ‏شروع‏ ‏میشه‏ ‏اون‏ ‏تیکه‏ ‏ی‏ ‏بی‏ ‏کلام‏ ‏اول‏ ‏آهنگ‏ ‏بکهیون‏ ‏همه‏ ‏رو‏ ‏به‏ ‏راست‏ ‏و‏ ‏چپ‏ ‏هدایت‏ ‏میکنه‏ ‏اون‏ ‏به‏ ‏تنهایی‏ ‏میتونی‏ ‏نشان‏ ‏دهنده‏ ‏ی‏ ‏نماد‏ ‏عیسی‏ ‏مسیح‏ ‏باشه‏ ‏..باز‏ ‏هم‏ ‏ممنونم‏ ‏عالی‏ ‏بود‏ ‏

  4. ممنون بعضی از جاها یعنی چهل درصد جاها رو نگرفتم ولی از هیچی بهتر بود یا بخاطر سن کمم بود یا بخاطر اطلاعات کمم ولی تخصیر شما نسیت اصلاعاتم پایین بود به هر حال ممنون و تشکر بابت زحماتت راستی من تازه با اکسو آشنا شدم و دوازده سالم اومیدوارم موفق و پیروز باشی

    • خیلی ازتون سپاسگزارم.
      قبول دارم مطالب کمی سنگین هستن ^^
      همچنین بسیار خرسندم که شما با اینکه دوازده ساله هستید به چنین مطالبی علاقه دارید.
      ازتون متشکرم

  5. من تحلیلای زیادی خوندم ولی ماله تو واقعا عالیییییییییییییی بود
    من عکسا برام لود نمیشه ممنون میشم اگ پی دی افشو ب تلگرامم ب ادرس @ME_Hasti بفرستی عزیزم

  6. سلوم *-*
    من تحلیلاتو خیلیع دوکس میدارم ^^
    راستش برای مانستر کلی تحلیل خونده بودم ولی ماله تو رو از همه بیشتر قبول دارم و میپسندم و ب نظرم اونا اکثرا اشتباهه -.-
    راستشو بخای من تحلیلتو از تو تلگرام گرفته بودم و خیلی خوشم اومده بود ولی نمیدونستم تحلیل ماله کیه و کجا باید نظر بدم *___*
    بعد ک تحلیلت اشتباها پاک شد انقدررررررررررر دنبالش گشتم تا اینکه امروز بلاخره پیداش کردم @_@
    ممنون میشم تمام مطلبتو pdf کنی ب ایدیم تو تلگرام بفرستی @ME_Hasti

    • خیلی ازتون سپاسگزارم واقعا خشنودم که مورد پسندتون بوده ^^
      و امیدوارم دوستان از کپی غیر قانونی مطالب من در جاهای مختلف پرهیز کنن…
      تمام مطالب به صورت پی دی اف درخواهن اومد در اون موقع حتما در جریان میذارمتون
      متشکرم

  7. سلام خسته نباشید برسی جالبی روی ام وی داشتید لذت بخش بود یه سوال داشتم اگه مشکلی نباشه ممنون میشم پاسخ بدید
    شمارشتتون چی هست ؟؟

  8. ببخشید دوست عزیز خیلی دنبال تحلیل آهنگ ماما از اکسو گشتم ولی متاسفانه چیزی موجود نبود یا حداقل من چیزی پیدا نکردم میخواستم بدونم آیا شما تحلیلش رو نوشتید؟ من مهرا(اسم دختره) مهرابی هستم و تحلیل هاتون رو دنبال میکنم ممنون که اینقدر برای یک گروه کره ای وقت میزاری حتما به دیگران معرفیتون میکنم

    • سلام دوست ارجمندم، خیلی سپاسگزارم و متشکرم از وقت و همراهیتون. بنده هنوز تحلیل ماما رو قرار ندادم ولی به زودی یک تحلیل کلی از اکسو خواهم گذاشت که در اونجا همه ی موزیک ویدیو ها و فلسفه ی اکسو رو بررسی خواهم کرد ^^
      باز هم ازتون متشکرم.

  9. سلام کارتون واقعا عالیه منکه لذت برم
    واقعا به شخصه فک نمیکردم پشت یه همچین ویدوی زابایی یه همچین راز هایی خوابیده باشه ممنونم بازم ..
    فط من اون قسمت اخر که بکهیون دوربینارو خاموش میکنه نفهمیدم چی شد اونجا که کلاهشو برمیداره اونجایی که ماسکو از دهنش برمیداره من اصلا نفهمیدم چیشد ساده توضیح میدی لطفا

    • سلام خیلی ازتون سپاسگزارم. ^^
      در آخر مشخص شد که دو تا بکهیون وجود داره، اونی که چراغ هارو خاموش کرد و اونی که ماسک از صورتش برداشت با هم فرق داشتن.
      البته این یک موضوع نمادین هست که در تحلیل کلی بیشتر توضیح خواهم داد

  10. ببخشید دوست عزیز ممنون میشم اگه نگاهی به ورژن چینی آهنگها هم بندازی بعضی از صحنه ها متفاوت با ورژن کره ای هستن(بعضی از صحنه ها اضافه تر یا متفاوت اند) شاید خیلی مهم نباشن ولی بنطرم بد نیست نگاهی بکنید بخصوص مانستر بازهم تشکر دارم از زحماتتون

  11. سلام…
    تحلیلتون واقعا واقعا عالی بود…اصلا مورمورم شد…فکر نمی کردم همچین ماجرایی داشته باشه…
    خیلی خیلی متشکرم❤❤❤

  12. سلام تتانیا یه سوال داشتم ام وی لاو می رایت اون قسمتایی که شیومین سر یه میز بلند نشسته که همه ی ظرفای روش سفیده آیا ربطی به مانستر داره؟

  13. سلام خوب هستین؟؟ میدونم کامنتم ربطی به تحلیل نداره واس همین واقعا معذرت میخوام، ولی من هرچقد گشتم نتونستم داستاناتونو پیدا کنم!!! کن یو هلپ می؟!

  14. سلام خیلی ممنون از تحلیل های خوبت.از هرچی که تاحالا دیدم بهتر بودن.
    میدونم زحمتش زیاده ولی اگه بتونی همه رو به صورت ویدیو بزاری به نظرم خیلی بهتر میشه و قابل درکتر چون صحنه رو هم میبینی همراهش.
    فقط یه سوال که چند وقته ذهنمو درگیر کرده. sm که از اول برای اکسو برنامه داشته با وجود رفتن سه تا عضو چطوری هیچ خللی توی برنامه هاش ایجاد نشده؟ یا مجبور به تغییر شده؟ حتی توی این کامبک هم که لی حضور نداشت.
    ممنون میشم اگه فکری داری بگی راجع بهش.
    و منتظرم تا همه ی تحلیل های موزیک ویدیوهای اکسو رو ببینم ازت

    • از زمانی که گذاشتید برای خواندن متنم بسیار سپاسمندم، و متشکرم از نظر ارزشمند و زیباتون؛ بدین پس بیش از پیش تلاش خواهم کرد.
      حتما سر فرصت اینکار رو خواهم کرد. خط داستانی از قبل دبیو ی اکسو وجود داشته درسته که برخی چیزها در فلسفه ی اکسو تغییر کرد اما این تغییرات به زیرمتن آسیبی نزد.
      درسته که لی حضور نداشت ولی حضور هر چهار عضوی که در اکسو نیستن حس میشه چراکه اس ام با آوردن حضور غیر فیزیکی اونها این مشکل رو حل کرد

      • من چندین و چندبار دیدم موزیک ویدیو رو،حتی با سرعت خیلی پایین.خیلی هم دنبال تحلیلش گشتم ولی چیزی ک عین تحلیل های شما ب دلم بشینه پیدا نکردم. و این‌حضور غیر فیزیکی رو هم دریافت نکردم:'(
        بی صبرانه منتظر تحلیلتون از این موزیک ویدیوی آخرشون هستم

        • از نظر ارزشمند شما دوست ارجمند سپاسگزارم و متشکرم از زمانی که قرار دادید و تحلیل بنده رو مطالعه کردید. در آینده بیش از پیش تلاش خواهم کرد ^^ 🙂

  15. سلام.

    واقعا عالی بود.مخصوصا اخرهاش..

    امیدوارم وقتتون ازاد باشه و بتونین تحلیل کامل اکسو رو بزارین.چون فکر میکنم خیلی ها مثل من تازه اکسو ال شده باشن و اطلاعاتشون خیلی کم باشه.میدونستم همه چیزهایی که توی ام وی های اکسو هست با معنیه ولی واقعا نمیدونستم معنیش چیه…ممنون که وقت گذاشتین و این مطلب خیلی زیبا و پر از مفهوم و قرار دادین.

  16. وای خیلی جالبه این فلسفه اکسو حتی توی کوکوباپ هم میشه خطوط موازی زرد رو دید
    و اون ماشینه که رنگش از آبی به قرمز تغییر میکنه خیلی دلم میخواد بدونم معنیش چیه
    یه سوال داشتم: لوگوی بنز که بازهم درکارای اکسو دیده شده مثلا ورژن ژاپنی لاو می رایت آیا معنی ای داره؟

    • از نظر ارزشمند شما دوست ارجمند سپاسگزارم و متشکرم از زمانی که قرار دادید و تحلیل بنده رو مطالعه کردید. در آینده بیش از پیش تلاش خواهم کرد ^^
      در مورد لوگوی بنز باید بگم که صرفا لوگوی بنز نیست و معنی و مفهوم بیشتری رو درون خود جای داده که در تحلیل کلی بهش اشاره خواهد شد.

  17. و ببخشید یه سوال دیگه
    آیا اینکه مایعی که در لاکی وان به اعضا تزریق میشد و مایعی که اعضا درکوکوباپ میخورن هردو آبی رنگه اتفاقیه یا اینم معنی داره؟

    • از نظر ارزشمند شما دوست ارجمند سپاسگزارم و متشکرم از زمانی که قرار دادید و تحلیل بنده رو مطالعه کردید. در آینده بیش از پیش تلاش خواهم کرد ^^

  18. درود خدمت شما بانو.
    من حقیقتش از روی یکی از پیج های فیکشن اکسو در اینیستاگرام تحلیل شمارو پیدا کردم خیلی جا خوردم وقتی تحلیلتون رو خوندم چنین تحلیلی واقعا نیاز به سالها مطالعه تعلیم تربیت و تمرین داره فکر کنم شما استعداد ذاتی دارین. از نظر من که اکسو باید از شما تشکر کنن و افتخار کنه که همچین شخصی طرفدارشونه در بین این همه طرفدار که فقط به فکر مسائل حاشیه ای هستن وجود شما باعث شد من به اکسو و نوشتن علاقمند بشم شما قلمتون خیلی عالیه جدا از تحلیل‌ کاش نویسندگی هم انجام بدید اصلا همین تحلیل ها رو هم میشه چاپ کرد انقدر خوبن کاش ترجمه کنید یا بدید ترجمه کنن اگه وقت ندارین ارزش داره. من خودم زندگی دانشجویی دارم اجاره خوابگاه میدم وگرنه پول ترجمشو من تهیه میکردم به هر صورت خیلی ممنونم

    • از نظر ارزشمند شما دوست ارجمند سپاسگزارم و متشکرم از زمانی که قرار دادید و تحلیل بنده رو مطالعه کردید. در آینده بیش از پیش تلاش خواهم کرد ^^
      شما به بنده لطف دارید، اتفاقا بنده نوشته هم مینویسم 🙂
      خیلی ازتون متشکرم که انقدر به فکر هستید حتما تحلیل هارو ترجمه خواهم کرد

  19. سلامى دوباره ببخشىد مىشه به طور تقرىبى بگىد تحلىل کلى رو کى در ساىت قرار مىدىد چون من همىشه به اىنترنت دسترسى ندارم برام ىکم مشکله هر روز به ساىتتون سربزنم

    • خیلی از حمایت و همراهیتون متشکرم. هرچند با اینکه درحال حاضر روی این تحلیل دارم کار میکنم گفتن تاریخ دقیق برای تحلیل کلی غیر ممکنه چراکه مبحث سنگینیه و بنده هم یکسری مشغله های کاری دارم.

  20. سلام واقعا خسته نباشید ، و این که خیلیییی عالی بود.بعضی از تصاویر باز نمیشد ، اگه فایلش رو بتونید به صورت pdf هم بزارید خوبه. واقعا عالیییی. امیدوارم با موفقیت به کارتون ادامه بدید.

    • از نظر ارزشمند شما دوست ارجمند سپاسگزارم و متشکرم از زمانی که قرار دادید و تحلیل بنده رو مطالعه کردید. در آینده بیش از پیش تلاش خواهم کرد ^^
      بله سر فرصت حتما پی دی اف باقی تحلیل هارو قرار خواهم داد

  21. واقعا تحلیل تون عالی بود…من به شخصه از اینکه با جزئیات درمورد چیزی فکر کنم خوشم میاد…
    و بعد از خوندن تحلیلاتون واقعا باورم شد که بکهیون و یا دی او یکی نبودن…
    راستی موزیک ویدیو خیلی گیج کننده بود…مثلا اینکه بکهیون دوم که مانستر بود در آخر انگار اونجا نبود…وقتی نشونش داد پشت صحنه اش همون شام آخری بود که شما گفتین البته مات بود…که نمیدونم چرا به نظر میومد چانیول هم اونجاس!!!!یه حسی بهم میگه بقیه ی اعضا هم نماد شخصی دیگه هستن…مثلا چانیول و یا سهون…

  22. فقط میتونم بگم که دوساعته با دهن باز به صفحه مانتیور زل زدم!
    واقعا عالی بود
    با اینکه خیلی جاهاشو به سختی فهمیدم
    اینجوری فکر میکنم خود اعضای اکسو هم نمیدونن دارن چیکار میکنن ‘-‘
    به شدت منتظر اون تحلیل کلی هستم که گفتی
    موفق و سلامت باشی❤️

  23. یادم شد بگم خیلی اتفاقی قبل از خوندن این تحلیل کتاب “والکیری ها” نوشته پائولو کوئلیو رو خونده بودم
    ولی اون بخش هایی که درمورد والهالا نوشته بودین رو زیاد متوجه نشدم ☹️
    البته کتاب درمورد ماهیت والهالا چیزی نگفته بود فقط اسم یکی از شخصیت های داستان بود
    شاید بنظر بقیه تحلیل های شما خیلی طولانی باشه ولی بنظر من خیلی جاها میتونستی بیشتر توضیح بدی ولی ندادی
    واقعیتش دو روزه دارم به نوشته های شما فکر میکنم از خواب و خوراک افتادم

    • والهالا بحث طولانی داره و قصد دارم یک سری مباحثی که در اکسو بهش اشاره میشه رو در قالب متون جداگانه به شما عزیزان ارائه بدم
      سپاس از شما دوست عزیز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *