تحلیل موزیک ویدیو Blood , Sweat & Tears از گروه BTS

 

تحلیل موزیک ویدیو Blood, Sweat & Tears از گروه BTS 

لطفا دقت کنید که همگی این تئوری ها برداشت های شخصی اینجانب بوده، لذا هیچ اجباری از سوی نویسنده برای پذیرفتن و یا مطالعه آن وجود ندارد. با تشکر 

منبع لینک های دانلود ویدیوها: http://kmuzic.blog.ir

 

دوستان اکسوال عزیزی که با این گروه زیاد آشنا نیستن، حتما قبل از خوندن ادامه متن، موزیک ویدیو های زیر رو چک کنن چون ارتباط تنگاتنگی با کار فعلی داره 

BTS – I Need You

 

BTS on stage – prologue

 

BTS – Run

 

BTS – Fire

همون طور که از ابتدا بارز بود؛ کانسپت آلبوم جدید گروه بی تی اس بر پایه کتاب دمیان _اثر هرمان هسه_ بنیان شده. بنابراین در صورت عدم آشنایی با این کتاب ، درک مفهوم آلبوم جدید مشکل خواهد بود.

همین جا میخوام بگم تنها پیوند دادن سکانس های موزیک ویدیو و تیزرها به داستان دمیان کافی نیست. وقتی صحبت از هرمان هسه عزیز به میان میاد باید بدونیم با یک دنیای اسرار آمیز و کاملا راز آلود رو به رو هستیم. درست همون طور که هنوز معما و رازهای آثار داوینچی کاملا رمز گشایی نشده ، این موضوع در مورد هرمان هسه نیز صدق میکنه. 

برای مثال در کتاب دمیان شخصیت های محوری ماکس دمیان و امیل سینکلر هستند در صورتی که هرمان هسه باری دیگر در داستان کوتاه “باترفلای” یا همان “پروانه” از پسری به اسم امیل یاد میکنه. این در حالیست که درون مایه شخصیت امیل شباهت زیادی به کاراکتر گلدموند در کتاب “نارتسیس و گلدموند” داره 

امیل سینکلر به خودی خود شخصیت مرموزی هست که به طور قطع نمیشه در موردش قضاوت کرد. طی مدتی که هرمان هسه از سوی دولت آلمان تحت فشار بود، آثارش تحت عنوان امیل سینکلر منتشر میشد که یکی از دوستان شاعرش بود. بیشتر آثار هسه بصورت نمادین هستند و همین مسئله، فهم اونا رو دشوار میکنه.

همچنین نباید فراموش کرد که هسه کتاب دمیان رو زمانی نوشت که پدرش رو از دست داده بود ، مادرش از لحاظ روحی دچار مشکل شده بود و تمام این ها مصادف بود با اواخر جنگ جهانی اول !

 

خب از ابتدا شروع میکنیم و همراه تیزرها پیش میریم:

All covers credits to TsukinoFleur

 
 
#۱ BEGIN
محلی که در آن روز و شب ، از دو قطب مخالف با هم ملاقات میکردند
 
این پارت متعلق به اولین بخش کتاب “دو دنیای متفاوت” است. مفهوم این جمله مربوط به دو نیم شدن دنیا از لحاظ خیر و شر هست؛ که سینکلر به شکل خیلی جالبی این مکان را خانه خود دانسته. 
هسه با ظرافت تمام در این جمله بیان کرده که روشنایی و تاریکی از هم جدا نیستند، و دیر یا زود باید با هر دو روبه رو شد. درواقع یک چیز ، هم شبیه به یین و یانگ … و هم تضادش. همون طور که سینکلر به معنی تاریکی و روشنیه .
( Sinclair: sin ( darkness ) + clair ( light
معنی این اسم مربوط میشه به اینترو ی این آلبوم “boy meets evil” منظور از این جمله نام امیل سینکلر ه . 
 
صدای سوت مثل بوق ممتد تلفن بهمراه ریتمی حاکی از خبررسانی ولی مملو از حزن و اندوه میباشد ، و همچنین ریتم سوت زدن ها به مرور محو میشود .
جونگ کوک در سکانس آغازین برروی تختی دراز کشیده و به خواب رفته ؛ تخت شبیه به تخت های پرورشگاه در عین حال بیمارستان روانی ه (هردو به معنی اسارت هستن ، اسارت کودک درون و اسارت ذهنی) و از نوع سایه بندی میله های تخت میشود فهمید که تمامی این نشانه ها اشاره بر اسارت فکری داره ، افکار یک کودک که حال دنیا را با دید باز تری میبیند ولی از بازگو کردن این افکار حتی به خود هراس دارد . 
اسارت فکری نام نوعی بیماری مدرن میباشد که معمولا مواقعی رخ میدهد که افکار و سوالات بصورت یکدفعه ای به مغز حمله ور شده و آسودگی را از انسان سلب میکند . اسارت فکری در آخر منجر به کابوس دیدن یا بختک افتادگی میشود .
صحنه ی بعدی از پیانو ی آتش گرفته است که جونگوک بدلیل اسارت فکری میبیند ، صحنه ای از آینده ی خویش ولی از گذشته ی شوگا . درواقع نتیجه ی عمل -> سوختن یک پیانو نماد بر عواقب کاری داره که در گذشته انجام شده ولی نتایج بدی بهمراه خواهد داشت و اثرات این نتایج تا مدتی طولانی مشاهده خواهد شد . درست مثل ضرب المثلی چینیِ شاعر قدیمی دایژینگ ” انگشتان قطع شده نمیدانند و بخاطر ندارند چه کرده اند “
 
بریم سراغ تک سکانس بعدی که لحظه ای اتفاق افتاده و در نور افکتی پخش شده ، رمز و رازهایی رو آشکار میکنه .
 صحنه ی شکستن شیشه همراه با صدای تصادف ماشین و بعد شکل گرفتن خاکسترها به شمایل قرقی . درهمون موقع جونگ کوک در دنیای خواب بیدار میشه و متوجه اینه که یک کابوس در ارتباط با آینده میبینه . دقت کنید که روی پیرهن وی از همون نوع پرنده طرحی هست .
” تاریک ترین زمان روز درست قبل از طلوع خورشید است “
جمله ای که بعد از بیدار شدن “ناخودآگاه” جونگ کوک باهاش روبرو میشیم ، این جمله به وضوح موضوع عواقب تلخ برای کار انجام شده رو تصدیق میکنه . ولی چرا باید این جمله در تیزر ویدیو ای جونگ کوک باشه ؟ 
جواب سادست جونگ کوک امیل سینکلر ای ه که زمان ها رو بهم پیوند میده یعنی راوی داستان که از همه چیز خبر داره و ده سال از زندگیش رو برای ما تعریف میکنه . 
در دست او کاغذی از نقاشی یکی از اعضا دیده میشه که لکه ای قرمز رنگ در چشم چپش به تصویر کشیده شده که طبق تحلیل یعنی در نهایت مرگ اون شخص و از اونجایی که این شخص شوگاعه در تحلیل ام وی به دوران فایر باز خواهیم گشت .
وقتی تخت دوران کودکی سینکلر جای خودش رو به یک اطاق از آینده اش میده ما همون بوم نقاشی ای رو میبینیم که امیل قصد داشت درش تصویر بئاتریس رو نقاشی کنه ولی درنهایت شاهد چهره ی دمیان میشه نه بئاتریس ! 
فضای گذشته جاش رو به همین اتاق و بوم نقاشی میده یعنی جدا شدنش از خانواده و شروع زندگی مستقلش که او را به کشیدن نقاشی بئاتریس یا همون دمیان سوق میده . در فول شاتی که از صحنه میبینیم درخت خشکیده پشت سر وی درست همانند دوبال هست که باز اشاره داره به سرنماد خانوادگی سینکلر که دمیان اون رو تحلیل میکنه . و همچنین درخت خشکیده نمادی از گذشت زمان ه چراکه درخت سیب پیوند امیل با فرنز کرومر بود ، پس تصویر این درخت خشکیده الان بیانگر همان زمان گذشته میباشد . 
در این تیزر وقتی جونگ کوک متوجه چهره ی دمیان در نقاشی میشه ، بارون شروع به باریدن میکنه . در کتاب هم در روزی مهم بارش باران برش تاکید میشه _ روزی که فرنز کرومر با تهدید های شیطنت آمیز از امیل ده و نیم ساله میخواد که در ملاقات بعدیشون خواهرش رو بهمراه بیاره و در همون روز دوباره دمیان رو میبینه و وقتی که هردو با هم در زیر بارون قدم میزدن دمیان وی رو آگاه میکنه که چطور قدرت ذهن خوانی داره و از مشکلش باخبره و حتی بهش پیشنهاد میکنه که کرومر رو به قتل برسونه و این ساده ترین کاره ؛ و این درحالی ه که در ملاقات قبلی قتل رو توجیه کرده و قابیل رو یک قهرمان و هابیل رو یک ترسو خطاب کرده بود .
جونگ کوک فریاد میزنه ولی صدایی به گوش نمیرسه (بختک) یعنی ناتوانیش دربرابر اتفاقات ، پیانو نماد شوگاست همراه نقاشی ای که ازش کشیده شده میسوزه (نابود شدن) ، نابودی ای که به مرگ ذات و درون مربوطه یا همان تغییر عقاید … ؛ صحنه ی آتش گرفتن نقاشی شبیه به زمانیه که در ام وی فایر شوگا شخصی رو میسوزونه ولی عکس العمل جونگ کوک و شوگا کاملا متفاوته .
 وقتی رنگ های نقاشی از هم میپاشه چهره ای که شبیه به شوگاست به تهیونگ تغییر میکنه و در همون لحظه صدای کلاغ و پروازش در زمینه ای قرمز دیده میشه که یعنی شوم بودن یا سرنوشت شوم . نماد کلاغ و تحلیلش به تهیونگ مربوط میشه که در تیزر های بعدی بهش میرسیم .
وقتی کلوز آپی از چشمهای تهیونگ نقاشی شده میبینیم صدای سوت از “دو” تا “سی” نت تغییر میکنه که در نتیجه شبیه به صدای جغد شنیده میشه . جغد خود در دسته ی نماد های شوم بهمراه کلاغ جای داره و شنیدن صدای جغد یعنی آینده ی بحرانی .
جونگ کوک کاغذ را که به طرح قرقی تغییر کرده ، از زمین برمیدارد و داخل پاکت نامه که طرح دوبال پشتش داره میذاره -> اشاره ای به نامه ی سینکلر و خواسته اش مبنی بر ملاقات دوباره ی دمیان . 
اگر طرح قرقی نامه ای باشه که جونگوک میفرسته پس یعنی تصویر شوگا هم نامه ای بوده که بدستش رسیده !
وقتی  دوربین نمای اکستریم لانگ شات رو میگیره ، دو بال در سایه ی او قرار میگیره ؛ تبدیل شدن وی به این پرنده اشاره داره به ” پرنده ای که تلاش میکنه سر از تخم بیرون بیاره ” -> پیمودن راه تکامل . 
نکته ی قابل توجه اینجاست که در فضای خالی قرار گرفته و تنها پشت سرش یک در باز قرار داره ، یعنی تنها راه چاره . انتهای این در به کجا ختم میشه ؟
در آهنگ “شروع” که در آلبوم موجوده ما با ریتم فوروارد ، بکوارد یا همون ریورس مواجه میشیم که طی آهنگ مدام متغیر ه ؛ در هنر از این روش برای نشون دادن چیزی که در ذهن میگذره و مقایسش با چیزی که در واقعیت اتفاق افتاده استفاده میشه * این یعنی تا چه حدود از سکانس های این تیزر حقیقیه و تا چه حد تصورات جونگ کوک ه ؟!

 
#۲ LIE
آنجا خانه من بود، دنیائی که خانواده ام را دربر میگرفت و از همه لحاظ با آن آشنائی داشتم. دنیائی شامل پدر و مادر، عشق و خشونت، تعلیم و تربیت، دنیائی که درخشندگی و پاکیزگی، گفتگو های دوستانه، دستهای نظیف، لباس های تمیز و رفتار موقر را بهمراه داشت
 
این پارت نیز متعلق به اولین بخش کتاب “دو دنیای متفاوت” است. این جمله از زبان راوی که همون امیل سینکلر ه گفته میشه ، هرمان هسه با اوردن این قسمت دنیایی رو که امیل کوچک میبینه رو به تصویر کشیده . در دو دنیای متفاوت امیل دنیا رو به دو نیم تقسیم کرده و فضای بیرون از خانه رو شر و فضای داخل خانه که شامل پدر و مادر و خواهرانش میشه رو خیر میبینه . در این بخش امیل هنوز با دمیان ملاقات نکرده برای همین هم هست که وی رو به یک کاراکتر مرموز تبدیل میکنه چون در اون زمان هم متوجه چیزی هست که از نظرش اشتباهه ، و اون اینه که تاریکی و روشنی ای که بخاطر تضاد باید از هم جدا باشه ، در مکانی که خانه اش میدونه بنوعی ادغام میشه. به این جمله توجه کنید :
دنیای دیگری نیز درست از وسط خانه ی ما شروع میشد که کاملا با دنیای اول تفاوت داشت …
موضوع اصلی اینجاست که امیل با توجه به این که درمورد تمامی اینها فکر میکرد ، هیچوقت اونها رو بازگو نمیکرد . کلید این تیزر یعنی “دروغ ” هم دقیقا همینه .
صحنه ی آغازین از یک نقاشی ه . نقاشی از یک عالمه درخت کاج که برخی پشت مه پنهان شدن . 
قاب عکس در فضایی معلق قرار گرفته درست مثل خواب یا بختک جونگ کوک ، یعنی غیر واقعی بودن . تصویر به نوعی قصد داره مارو متوجه این کنه که فقط برخی از اتفاقات برای ما آشکاره و بیشترش رو خود ما هستیم که باید کشف کنیم یعنی تکه های مه آلود . البته بستگی داره -ببینیم یا نگاه- کنیم ، عمق این مساله به خودی خود متفاوت ه درست مثل تکه ای یخ که نیمی از اون برای ما قابل مشاهدست اما نصف بیشترش داخل آب فرو رفته . 
این نقاشی یا تصویر حکم یک معمای شعبده بازی رو داره که میتونه هرکسی رو فریب بده ، درواقع باور چیزهایی که حقیقت ندارن و قانع کردن دیگران برای باورش ، ولی با همه ی این اوصاف هنوز هم میشه حقیقت رو یافت .
و این یعنی تعریف دروغ . دروغ همان چیزیست که نیمی از حقیقت را دربرگرفته ولی هویت ندارد .
جیمین پشت میز در فضایی سفید نشسته ، روبروی او یک دست کامل تا بازو یِ مکانیکی نصب شده که بین انگشتهاش یک کارت قرار داره “کارتِ نمادِ جونگ کوک” . شاید بنظرتون مسخره بیاد اما حالت کارت مثل حالتی ه که یک داور در بازی فوتبال به بازیکنی که مرتکب اشتباه شده اخطار میده . دقیقا همین کارت هم یک تلنگر برای جیمین ه ، یک تذکر از طرف جونگکوک برای اینکه جیمین به خودش بیاد .  
اما درست جلوتر از همین دست مکانیکی، یک دوربین نصب شده . این دوربین تمامی حرکات جیمین رو ضبط میکنه ؛ نکته ی قابل توجه اینجاست که دوربین جلوتر از دست ه این یعنی چیزی که این دست به جیمین نشون میده رو ، نمیتونه ضبط کنه . پس یعنی همون روایتی که در تصویر معلق هم موجوده . |دروغ |
جیمین متوجه کارت میشه و با تعجب بهش خیره میشه گویی که چیز جدیدی دیده باشه . همین که دوربین این تغییر حالت رو متوجه میشه جیمین شروع میکنه به خندیدن و وانمود کردن . در واقع کار همیشگی امیل کوچک . در همون حین صحنه ای با افکت نگاتیو میبینیم که جیمین درش به رقص دراومده . 
درست مثل تغییر تصویر نقاشی شده در تیزر کوکی اینجا هم کارت تغییر کرده و نماد دایره شکلی دیگه پیدا میکنه ، ولی جیمین هنوز مجبوره به وانمود کردن ادامه بده درحالی که ما صحنه های از ذهنش رو میبینیم که درواقع درحال عصیان کردنه . 
دقت کنید که دوربین درست از لحظه ای شروع میکنه به ضبط کردن که تیزر شروع میشه ! یعنی همزمان با ما پیش میره وقتی ما در ثانیه ی ۴۴ هستیم ، دوربین هم همون ثانیه رو نشون میده . 
بعد با یک سکانس خیلی ناگهانی روبرو میشیم ، جیمین به سمت عقب میره تا جایی که دنیا عوض میشه ! یعنی ما به درون دنیای ذهنی جیمین رفتیم .
در دنیای ناخودآگاه جیمین یا بهتر بگم دنیایی که سعی در مخفی کردنش داره نما از یک اتاق بیمارستان ه ، تنها با دو تخت که روی یکیش جیمین نشسته و دیگری خالی مونده . 
این صحنه شباهت زیادی با صحنه ی پایانی دمیان  داره ، وقتی که ، امیل در حالت خواب و بیداری دمیان رو میبینه و ازش خداحفظی میکنه و به کمال میرسه درحالی که بعد متوجه میشه دمیان اصلا اونشب در اون مکان حضور فیزیکی نداشته . 
دوباره شاهد تغییر کردن کارت هستیم ، یعنی ورود شخص دوم به تیزر حتی اگر درست مثل دمیان حضور فیزیکی نداشته باشه . 
در صحنه ای که جیمین متوجه تخت کناریش میشه ( یعنی موقعی که سینکلر متوجه شخصی که دارای نشانِ میشه ) صحنه ای از یک گلاس پر از کپسول و قرص میبینیم . 
این قرصها اصلا چی هستن ؟
 
به این قرص های نارنجی سفید کپسول های خالی گفته میشه ، که اگر بخواید راجع بهش تحقیق کنید منابع زیادی رو پیدا میکنید به زبان انگلیسی . بعضی از مردم که از کپسول استفاده میکردن متوجه شدن که داخل کپسول خالی شده ، که اینکار رو یک سازمان مبارزه با مواد مخدر انجام  داده بود . اما چیزی که جالبه اینجاست که بعضی ها از کپسول خالی برای تلقین استفاده میکنن :
The capsules used to create hypnosis, because some of these methods were only treatable mental illness.
جمله ی بالایی گفته ی یکی از سایت هایی ه که درمورد این کپسول ها صحبت شده . 
جدا از کپسول های نارنجی سفید و قرص های سفید خواب ، کپسول های قرمز رنگی هم وجود داره . به تحلیل این کپسول های قرمز رنگ بعدا میرسیم .
جایی که جیمین حضور اون شخص “جی هوپ” رو احساس میکنه دستش رو سمتش دراز میکنه با اینکه میدونه دیگه خیلی دیر شده .
تک صحنه ای از یک تابلو میبینیم ، علامت ان مانند یعنی “پیچ های پی در پی” (اولین پیچ به راست) ، درحالی که پایین تر یک فلش سیاه خلاف جهتش زده شده ؛ یعنی فقط عبور به چپ مجاز !
 ۲٫۱ک.م به باغ پولکُُت یا همون باغ آتش . این مکان اسم همون مکان توی ام وی فایر ه . این یک مکان فرضی ه که مشخصات درستی نداره و هیچکس نمیدونه دقیقا کجاست .
از همینجاست که موسیقی “دروغ” شروع میکنه به پخش شدن و ما اینبار به وضوح رقص جیمین رو میبینیم . 
محبوس در یک دروغ
در این قسمت جیمین دستهاش رو به سمت اوج میبره طوری که بخواد از بزرگترین قدرت و انرژی یاری بخواد .
منِ خالص و پاک رو دوباره پیدا کن
بالش رو به سمت تخت خالی به حرکت درمیاه گویی بخواد شخصی رو بزنه
وقتی این دیالوگ گفته میشه به پر ها نگاه میکنه و لبخند میزنه ، جیمین میخواد به روزهای گذشته برگرده قبل از همه ی این اتفاقات .
و بعد در فضایی آبی رنگ درست مثل زیر آب وی رو درحال رقصیدن میبینیم . 
 
خود رقصیدن به نوعی زبان بدنه و از این طریق چیزهای گفته شده در لیریک رو به تصویر میکشه ؛ طرح های خط خطی روی پیرهنش (که چهره ی یک انسان رو تشکیل داده) اشاره به اتفاق های پیشین در موزیک ویدیو ها داره .
من قادر نیستم از این دروغ رها شوم
در این قسمت دستش رو به قصد طلب کردن و رهایی دراز میکنه اما درهمون لحظه صدای شلیک میاد و مانع جیمین میشه .
این قسمت از لیریک اشاره داره به زمانی که امیل زخمی شده و تقریبا نزدیک به مرگ ه و دمیان رو میطلبه درست مثل زمانی که کنوار قصد خودکشی داشت و امیل رو خواست . 
صدای شلیک یک شکل نمادین داره ، همونطور که جیمین تحت نظر ه ، خروج از اون فضا هم براش سخته ؛ درواقع این خودشه که با خودش کشمکش داره .
 
جیمین میخواد از شرایط فعلی نجات پیدا کنه اما نمیدونه چطور برای همین هم کمک میخواد ، چون جی هوپ اون رو طلبیده .
لبخندم را به من بازگردان
وقتی عاجزانه این قسمت رو بیان میکنه باز هم اشاره داره به زمانهای باهم بودن اعضا
در دروغی محبوس شده ام
اینبار اون مقاوت و عصیان میکنه
وی رو زیر همان بارونی که از شیطان رهایی پیدا میکنه و بوسیله ی دمیان نجات داده میشه میبینیم
درحالی که پیانو هنوز هم درحال سوختن ه (سوختن از درون)
مرا از این جهنم نجات ده
فضای اطراف جیمین ، همون فضای دروغین که در درونش شکل گرفته رفته رفته نابود میشه
اینبار آزادانه دستش رو دراز میکنه و متوجه میشه که چه اتفاقاتی افتاده و با خودش چه کرده 
بارش قطرات و سرازیر شدن آب به عقب برمیگرده درست مثل قرص ها
افتادن سیب در آب به این موضوع اشاره داره 
من نمیتوانم از این هرج و مرج رها شوم 
(اشاره داره به ماجرای ساختگی و دروغین امیل در مورد دزدیدن سیب های باغ همسایه، در ادامه بهش پرداخته خواهد شد)
و درست بعد از صحنه ی سیب ، دوربین در یکی از نقطه های مه آلود تصویر زووم میکنه ، یعنی آگاهی جیمین
مرا نجات ده ، منی که مجازات میشود
آبی که از وان حموم سرازیر شده بود دوباره برمیگرده ، جیمین داخل وان میافته و زمان به عقب برمیگرده . و روی تخت تکی بیمارستان بیدار میشه .
 فضاهای سفید دروغین جیمین رو رها کرده و اون درست مثل صحنه ی آغازین تیزر جونگکوک در همان تخت و فضای سیاه بیپایان تنها میمونه .
صحنه ی آخر جیمین داخل لوگوی نماد خودش قرار میگیره ، درحالی که در همون تصویر درختان کاج ایستاده و پایین پاهاش آب جریان داره .
کلاغ ها درختان کاج رو خیلی دوست دارن ، فضای پشتی جیمین قرمز شده ، همون قسمتی رو نشون میده که در تیزر جونگکوک کلاغ ها درحال پرواز بودن . و حالا جیمین داخل اون قاب عکس ه یا بهتر بگم جیمین در نمایی از باغ پولکوت دیده میشه !
ندایی برای بقیه ی اعضا ، مکانی که باید در اون ملاقات کنن ، مکانی برای راه رهایی . 
دوباره به فضای اصلی برمیگردیم . صحنه هایی درهم میبینیم از سیب خوردن جیمین . و اگر دوباره دقت کنید جیمین حالتی از اغما و مرگ رو داره .
سیب نمادی از دروغ امیل سینکلر ، امیل هیچ تقصیری نداشت بلکه این ترس از دنیای روشنی به ظاهر پاک بود که اون رو به سمت دروغ گفتن سوق داد . امیل ادعا کرد که سیب دزدیده . 
همین داستانی که امیل سرهم میکنه تا فرنز کرومر رو تحت تاثیر قرار بده خودش نمادینه . چرا سیب و چرا هلو نه ؟ چون این آدم و حوا بودن که طعم ممنوع و شیرین سیب را احساس کردن .
مرا نجات ده ، منی که مجازات میشود ، اما موضوع اینجاست که همون کاری که از جانب انسانهای به ظاهر پاک گناه نامیده میشد ، امیل رو به دنیایی جدید راهنمایی کرد تا همه چیز رو کامل ببینه و بپذیره ، هم نقص ها و هم زیبایی هارو و این یعنی آبراکس . 
بخاطر همین صحنه ی بعدی وقتی دوباره جیمین سیب رو گاز میزنه ما نشونه ای از پلیدی و گناه در او نمیبینیم . اون هم درست بعد از ” خواهش میکنم مرا متوقف کن ، مرا هدایت کن ، اجازه بده که نفس بکشم” 
پوزخند کمرنگی بر لبهای جیمین نشسته . ” من درون خود حبس شده ام ، من مردم “
همون موضوع کشمکش با خود ، جیمین هم درست مثل بقیه به کمک خودش و اعضا میتونه از این جهنمی که خودش برای خودش ساخته نجات پیدا کنه . 
این صحنه اشاره داره به موقعی که امیل سینکلر از جانب پدرش بخاطر کثیف کردن پادری سرزنش میشه . ولی از درون ، زندگیش رو تمسخر میکنه و با خود فکر میکنه که پدرش از رابطه اش با کرومر خبر ندازه اونوقت بخاطر چنین چیز پیش پا افتاده و پچگانه ای از نظر امیل ، پسرش رو سرزنش میکنه .
جیمین دوربین رو سمت عکس میچرخونه . فکر میکنین دلیلش چیه ؟
دوربین همون ماها هستیم ، اون دوربین زاویه ی دید مارو بیان میکنه ، تا الان ما فقط ظاهر قضیه رو میدیدم و جیمین با اینکارش به ما گفت که رازهای پنهانی هم وجود داره که ناجی همه ی ما از این جهنم های خود ساختست . درست همونطور که بالاتر اشاره کردم این بستگی به خود ما داره که انتخاب کنیم درخت های واضح رو ببینیم یا قسمت های مه گرفته رو . 
برای همین هم بود که دوربین درست همراه با ما شروع به ضبط میکرد ، اما این تیزر به یکسری مدرک و سرنخ داد ، و تکه های از قسمت های مه آلود و محو رو برامون روشن کرد حالا باقیش به خود ما بستگی داره که شروع کنیم به نگاه کردن و فقط به دیدن بسنده نکنیم . 
اینبار نوبت ما برای کشف باغ آتش ه … 
 

 

#۳ STIGMA
این اولین شکاف در ستونی بود که تمام زندگی کودکی ام برآن قرار داشت . ستونی که هر فرد قبل از آنکه بتواند به حقیقت وجود خویش برسد باید آنرا منهدم کند . این تجربیات همان خط حقیقی و درونی سرنوشت هر انسان است که از دیگران پنهان میماند . زخم یا جراحتی از این نوع شفا یافته و فراموش میشود لیکن در درون و خلوت روح زنده میماند و مرتبا از آن خون میچکد .

 

 
استیگما یک نشان برای اینکه مهر ننگ بر پیشانی یک شخص زده شود . دمیان این نشان رو داشت ، همینطور قابیل و سینکلر . اما اولین چیزی که از نشان در ذهن کسانی که این کتاب رو خوندن شکل میگیره دمیان ه . 
تهیونگ یک شخص طرد شده از جامعه ، خانواده و اطرافیانه . کسی که با جامعه کشمکش داره و تنها چیزی که باعث میشد اون یک انسان شاد و پاک بمونه دوستهاش یعنی شش عضو دیگه بودن . بین اعضا تهیونگ بیشتر با رپ مانستر صمیمی بود چون اونرو به چشم یک برادر بزرگتر ، یک ناجی یا یک شخصی که خانوادش قادر نبودن برای اون باشن ، بود . 
 
 
اول این تیزر ما با تهیونگ مواجه میشیم که قصد داره طرحی رو از روی کرکره ی مغازه پاک کنه . تمامی تصویر ها بوسیله اون و رپمانستر کشیده شده . طرحی که تهیونگ اصرار در پاک کردنش داره ، تصویر آبراکس ه . 
 
 
در کتاب دمیان آبراکس از زبان یک معلم اینچنین توصیف شده : “خدایی را که ما ستایش میکنیم فقط نیمه رسمی ، مختار و روشن دنیاست ، درحالیکه ما باید قادر به ستایش تمام دنیا باشیم . بنابراین یا باید خدائی را داشته باشیم که شیطان را نیز شامل میشود و یا اینکه در کنار پرستش خداوند شیطان را نیز پرستش نماییم . آبراکس همانیست که هم شیطان است و هم خدا میباشد .”
 
خود سینکلر بخاطر یکی از کشیشان به نام پیستوریوس به این نتیجه میرسه : “خداست که کل رو شامل میشه ، اگر شروع از اوست پس پایان هم از اوست . اگر خالق تاریکی شب اوست ، روشنایی روز هم ازآن اوست . خدا در من است و من در وجود خدا . پس خودشناسی همان خداشناسی میباشد .” 
 
فقط کافیه که انسان به عمق درون خود رجوع کنه ، اونجاست که میشه با خدا ملاقات کرد ، نه یک جایی بین ابر ها . اگر ما برای یاد کردن از حضور همیشگیش به آسمون و فراتر از اون رجوع میکنیم برای اینه که در آخر تمامی این کهکشان ها یک نقطه ست که به درون ما ختم میشه ، درست مثل مدار یک دایره . 
آبراکس هم دقیقا همینه ، برای همین خدای طبیعت هم نامیده میشه ، چون همه چیز از ذات طبیعی ه . 
 
 
چرا تهیونگ انقدر اصرار به پاک کردن تصویر داشت ؟ جواب کاملا سادست ، زیرا همانطور که برای تمامی انساها روزی اتفاق میفته ، برای وی هم همینطور شد ، ترس از گذشته و میل به ناپدید کردن اون . مثل از  دست دادن باور ها یا برعکس رسیدن به جواب نهایی می مونه . تهیونگ از مسیر منحرف شد ، بخاطر همین وقتی پلیس یا همون اجرا کننده ی قانون سراغش اومد ، اون پشت به تصویر آبراکس قرار گرفت ، ولی حالت چهره اش چیزی بجز براورده شدن انتظار رو میگفت درست مثل روزهایی که امیل سینکلر بخاطر ترس و چیزهایی که نمیتونست درک کنه یا بدست بیاره . اون اوایل از آبراکس فراری بود تا وقتی که خدایی رو که در خارج از وجودش جستجو میکرد در درون خودش پیدا کرد بخاطر همین هم به “نشان” ی که داشت اعتماد کرد .
 
تهیونگ به مرکز بازجویی برده میشه ، به چه جرمی هنوز هم مشخص نیست ، چون برای پاک کردن یک طرح شخصی دستگیر نمیشه پس موضوع برمیگرده به قبل از اینها ، یعنی به زمانی که اعضا هنوز درکنار هم بودن و اون بهمراه رپمانستر طرح هایی رو میکشیدن . 
 
اشخاصی که روی دیوار ها و جاهای مختلف (جایی که دیگران قادر به دیدنش باشن) نقاشی میکنن یا طرح هایی رو میکشن ، افرادی هستن که طریقه ی زندگی خودشون رو بازگو میکنن ، درد و رنج اونها انقدر زیاده که میخوان با استفاده از اینکار روحیات درونی خودشون رو به مردم نشون بدن .
 
تهیونگ هم دقیقا همینکار رو کرد ، و چون اون یک نشان داشت که از دید دیگران یک لکه ی ننگ به حساب میومد ، محدود شد ، باهاش مقابله شد . به نوعی اسیر ، اسیری که نتونه اونطور که آرزو داره زندگی کنه . درست مثل امیل سینکلری که از طرف خانوادش ، مدرسه ی مذهبی و عقایدی که بهش تحمیل میشد و حتی خواسته های خودش که براش ترسناک بودن ، در اسارت بسر میبرد .
 
 
تحلیل بازداشت شدن تهیونگ و برده شدنش به مرکز بازجویی هم همینه . از اون میخوان که بخاطر زندگی ای که علی رغم میل باطنیش داره و زندگی ای که آرزوی داشتنش رو داره ، پاسخگو باشه .
 
اگر به این صحنه دقت کنید متوجه میشید که تهیونگ به مکانیزم دفاعی روی اورده . مکانیزم دفاعی زمانی اتفاق میفته که یکنفر در کاری که کرده مردد باشه و تردید کنه که کارش درست بوده یا نه . اگر هم کار درستی رو انجام داده ، شاید از نظر اطرافیان اینطور نباشه . در هر دو صورت گفته میشه شخص دچار اشتباه شده ، برای همین هم نمیتونه خونسردیش رو حفظ کنه . 
 
 
راجع به پدر و مادرش ازش سوال میشه ولی اون تردید میکنه یا بهتر بگم بغض . اما نه برای پدرش بلکه برای مادرش “حوا” یا نیمی که تکمیل کننده ی وجودشه . شاید این اصطلاح رو شنیده باشین که میگن چون کودک از مادر زاده شده ، هردو یکی هستن . منظور این جمله به این نیست که صرفا شما و مادرتون یکی هستید بلکه منظور به روحی در درون خود ماست که مادر نامیده میشه . برای همین هیچ شخصی تحت هیچ شرایطی قادر نیست از خودش متنفر بشه ، حتی وقتی که خودکشی هم میکنه باز هم به خودش فکر میکنه .
 
 
فضای تیره ای که در تمام این تیزر دیده میشه ، همون نوار عذاداری ای ه که دمیان بهمراه داره ، و اتفاقی که اون رو در این سیاهی سردرگم کرده همون کاری ه که دمیان مرتکبش شده . 
اشتباه نکنید تهیونگ دمیان نیست ، بلکه اون قسمتی از دمیانه که سینکلر رو هم شامل میشه ، یعنی دمیانِ خوابهای سینکلر . همون دمیانی که امیل رو تشویق به کشتن پدرش میکنه .
 
 
در قسمتی از کتاب امیل مرتب دچار کابوس درمورد فرنز کرومری میشه که باهم کمین کردن و منتظرن شخصی رو بکشن ، و وقتی شخص رو میبینه ، متوجه میشه که اون شخص پدرشه . چندی بعد بجای فرنز کرومر دوستش دمیان رو میبینه . 
 
تهیونگ فقط نیمی از دمیان که در قسمتی از ذهن کودکی سینکلر شکل گرفته و امیلی رو شامل میشه که بعد از مستقل شدن بوجود میاد . امیل سینکلری که در شروع بخش بئاتریس با اون روبرو میشیم .
 
 
تهیونگ در اغمایی که گرفتاره . هنوز هم گذشته رو میبینه و رهایی از این گذشته براش دشواره ، اون میخواد برگرده و همه چیز رو درست کنه اما وقتی به برگشتن فکر میکنه اینجاست که دقیقا خودش رو در اتاق بازجویی میبینه . درحالی که پاسخ میده پدر و مادری نداره . و اون از این آینده میترسه . 
درست مثل چیزی که جیمین هم گرفتارشه : “من درون خود حبس شده ام ، من مردم “
 
 
دنیایی از گذشته که مثل یک کابوس شده ، اون رو از دنیای اطرافش زده کرده . تصاویری که از اون و روح درونش حوا نشون داده میشه اشاره داره به “ماکس دمیان که پدرش رو به قتل رسونده” 
(در هیچ کتاب و تحلیلی ، هیچ کجا مستقیما به این موضوع اشاره نشده اما با آنالیز رفتار ماکس دمیان میشه تا حدودی به این موضوع پی برد. از بازوبند سیاه گرفته تا توجیه قابیل و تشویق سینکر به کشتن کرومر )
 
 
نماد سگ سفیدی که سمت تهیونگ میاد و باعث لبخندش میشه تمام چیزهای پاک و روشنی توی این دنیاست ، تمام اونچیزی که الان قادر به داشتنش نیست .
 
 
کتاب دمیان و عقیده ی آبراکسی ، اشاره داره به اینکه پرنده سعی میکنه سر از تخم بیرون آوره که کاملا مربوط میشه به پدیده ی تکامل مراحل انسانی یعنی به کمال رسیدن ، خودشناسی و خداشناسی . ولی یک قفس سد راه تهیونگ میشه ، اشاره داره به زمانی که امیل سینکلر به یک شخص بی هدف تبدیل شد . تمثیلی از انسانهایی که خودشون رو میبازن و شروع میکنن به سوال کردن درمورد ماهیت همه چیز و دیگه دنیا براشون غیر قابل درک میشه . تا جایی که حتی خودشون رو هم قبول ندارن . 
 
 
کوتاه کردن مو ، نمادی از آسیب زدن به خود ، تغییر کردن ، خواستار زندگی جدید و مقابله با ترسهاست .
“تنها والهای متفاوتی هستن که کلمات رو کامل برزبان میاورند”
تمامی چیزهایی که راجع بهش توضیح دادم در این جمله خلاصه میشه . 
 
 
و در صحنه ی پایانی تهیونگ درخواست یک تلفن میکنه .
این یعنی کمک طلبیدن ، اون سعی داره از این اغما بیدار شه . برای همین هم هست که بقیه ی اعضا باید بهش کمک کنن .
 
 
تصویری که از شوگا به تهیونگ تغییر میکنه ، یک راهی بود که وی جونگ کوک رو آگاه کرد از اتفاق هایی که افتاده ، تهیونگ حاضره همه چیز رو تغییر بده . بخاطر همین هم هست که اعضا کم کم دارن به خودشون میان و به همدیگه کمک میکنن . دلیل تمام این ارتباط ها اینه .
 

#۴ First Love
راه های بسیاری وجود دارد که خدا مارا تنها میگذارد ، راهی که به وسیله آن به وجود خودمان هدایت خواهیم شد. و این راهی بود که به من نشان داد
 
خب میریم سراغ تیزر بعدی که متعلق به شوگا ، یکی از مرموز ترین کاراکترهاست .
عشق اول اشاره داره به عواطفی که امیل سینکلر بعد از تشخیص دادن نقاشی پیدا میکنه . در قسمتی از کتاب امیل شروع میکنه به کشیدن تصویر دختر مورد علاقش که حتی کلمه ای هم بینشون رد و بدل نشده و اسم اون شخص رو بئاتریس میذاره . ولی بعد از اتمام نقاشی متوجه میشه که درواقع دمیان رو به تصویر کشیده نه بئاتریس . 
 
“دمیان : یک نفر در درون ما همه چیز را دربارِیمان میداند”
 
یادتونه در رابطه با تیزر های قبلی چی گفته شد . این جمله موضوع رو تصدیق میکنه که شوگا “حوا” ی درونی امیل سینکلر یا همون باقی اعضاست . در موزیک ویدیو های قبلی هم بارها به این موضوع اشاره شده . از موزیک ویدیو دنجر گرفته تا ران و فایر،  شوگا درست مثل میگسار ها نشون داده شده . این موضوع هم مربوط میشه به کتاب دمیان و حالات روحی امیل سینکلر و همچنین داستان کاراکتری به نام شوگا که اولین بار در “No More Dream” باهاش آشنا شدیم . 
 
مغازه ای که از همون ابتدای تیزر باهاش روبرو میشیم ، همون مغازه ایه که رپمانستر و وی روش طرح آبراکس رو کشیدن ، و دقیقا همون مغازه ای که در موزیک ویدیو فایر اشارات نزدیک و دوری بهش شده . روی قطعه ای که نزدیک درب ورودیش گذاشته شده بود نوشته بود “از این طرف” . درواقع این مکان یک راه ورودی و خروجی برای باغ  آتش یا همون باغ عدن !
 
ادغامی از فضای رنگ صورتی که مربوط میشه به مکتب رمانتیسم و به موضوع اصلی آلبوم جدید بی تی اس هم مربوطه که بعد از اتمام نماد شناسی و فضا شناسی تیزر ها بهش میپردازیم . 
 
 
درست همونطور که تهیونگ قصد پاک کردن طرح آبراکس رو داشت ، شوگا سنگی به شیشه ی مغازه پرتاب میکنه و اون رو میشکنه و داخل میشه . از طریقه ی اومدن و پرتاب کردن سنگ متوجه میشیم که از اول هدف اون این نبوده . اون به اینجا اومده بود تا گذشته ی گمشدش با اعضا رو پیدا کنه ولی وقتی چشمش به تموم خاطرات میخوره به فکر فرستادن پیامی میفته ، پیامی که شاید آخرین راه باقی موندش باشه . 
از اونجایی که اون به زور وارد میشه و آژیر بصدا درمیاد ، متوجه میشیم که اون نباید اینجا باشه . ولی آژیر برای هشدار به دیگران نیست بلکه برای خود شوگاست . 
 
 
ادغام رنگ مایه ی صورتی و قرمز خشن ، و همینطور اسم تیزر همه اشاره داره به یک ارتباط ممنوعه . درست مثل تمام احساساتی که امیل سینکلر بعد از کشف هویت نقاشیش پیدا میکنه . این ارتباط مستقیم برمیگرده به جونگ کوک و شوگا . 
 
 
به تصویری که درنمای دوربین خودنمایی میکنه دقت کنید ، اشاره داره به زمانی که شوگا اولین قدم رو به درون خود برمیداره . یعنی زمانی که همه در باغ پولکُت بودن . 
 
 
شوگا بی توجه به هشدارها ریتمی شبیه به ریتم سوت رو با پیانو میزنه و منتظر جواب میمونه ، مدتی منتظر میمونه و فکر میکنه دیگه نباید امیدوار باشه اما به طرز خیلی عجیبی پاسخ رو دریافت میکنه .
 
 
شوگا به سمت صدا میره تا بلکه خاطرات گمشده ی ذهنش رو پیدا کنه ،  اون به جاده ای میرسه که مکان و زمان درش معنی نداره ، درواقع همون مسیری که به باغ میخوره . 
 
نکته : مسیر باغ آتش نوعی برزخ ه ، این برزخ جایی بین بعد زمان و بعد روح ه . درواقع جایی که در حالت ترنس ، خلاء ، خواب و بختک و همینطور اغما بهش میریم . این مسیر به نوعی منعکس کننده ی گذشته ای ه که روزی آینده بوده .
 
 
ماشینی به سرعت سمت شوگا میاد ، و از کنارش رد میشه ، درواقع هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنه، چون شوگا بصورت فیزیکی اونجا حضور نداره ، درست مثل ماشین . ولی چرا باید صدای بوق ماشین شنیده بشه یا در فول شات از بالا بر بروی زمین خون دیده بشه ؟ همه برمیگرده به اتفاقی که برای جین در موزیک ویدیو های قبلی افتاد . 
 
 
از طریق صدای سوت اون متوجه چیزی میشه و ارتباطش با اعضا برمیگرده ، چون خاطره ای از جیمین هم بخاطر میاره .
 
 
” سرنوشتم تغییر میکرد ؟ اگر به پشت سر نگاه میکردم و مسیرم رو عوض میکردم ؟ “
 
سوالی ه که برای شوگا بیان شده ، همون سوالی که مسبب همه ی این اتفاقات ه ، درواقع تصمیم های اشتباه .
 
انعکاس دو راه درهم مربوط میشه به تابلو ای که در تیزر جیمین بود ، نشون دهنده ی دو دنیا که منظور به مرگ و زندگی ه .
 
 
در فول لانگ شات روی زمین رد هایی از خون دیده میشه که مربوط میشه به  ام وی های قبلی ، درواقع بیشتر اشاره داره به تصادف جونگ کوک . (همچنین زاویه دوربین به نوعی یادآور بزرگراهی ست که جی هوپ از هوش رفت)
 
 
شوگا دوباره به سمت مغازه میدوه ، خواسته ی اون بازگشت به گذشته و جلوگیری از اتفاقات ه .
 
 
وقتی شوگا برمیگرده متوجه میشه که ازش کاری ساخته نیست و سرگذشت خودش رو بخاطر میاره .  چراکه برعکس بقیه ی اعضا که اتفاقات به قبل برمیگردن ، در این قسمت آب از وان حموم دوباره سرازیر میشه .
 
 
در واقع صدای سوت شوگا رو فریب داد و خواست اونو از اونجا دور و منحرف کنه. و زمانی که شوگا برگشت ، خیلی دیر شده بود. پیانو آتیش گرفته و باید با عواقب کار روبرو بشه ، اما سوتی که آخر تیزر میشنویم باعث میشه موضوع پیچیده تر بشه . درواقع هنوز کار مهم دیگه ای برای انجام دادن مونده 
 
 
صدای سوت مثل بوق ممتد در فضا میپیچه و به شوگا هشدار میده .

#۵ Reflections
 دنیای دیگری نیز درست از وسط خانه ی ما شروع میشد ، که کاملا با دنیای اول تفاوت داشت . این دنیا داراری مردمانی متفاوت ، زبانی متفاوت و خواسته ها و قرارداهائی متفاوت بود . مردمانی که این دنیای دوم را شامل میشدند عبارت بودند از : دختران خدمتکار ، کارگران مرد ، آدمهای شرور و بیرحم ، داستان های ارواح ، شایعات فضاحت بار و چیزهای اسرار آمیز بسیار مانند : کشتارگاه و زندان ، زن های مست و بددهن ، گاوهای درحال زایمان ، و اسبهای از کارافتاده . همراه با داستانهایی از ویرانی ، قتل و خودکشی ؛ که تمام این چیزهای وحشتناک را درهمه جا میتوانستید پیدا کنید .
 
تیزر انعکاس که متعلق به رپ مانستر ه ادغامی از زمان حال ، واقعیت و خواب ه . رپ مانستر حالا در کانتین نزدیک به راه آهن تنها مونده . 
 
 
نامه ی جونگ کوک بدستش رسیده ، رپ مانستر طرح قرقی رو روی دستش خالکوبی میکنه . 
 
 
این کار وی اشاره داره بر تمامی نقاشی هایی داره که امیل سینکلر برای تخلیه ی درونیات خودش میکشید  . تیزر ها همگی به همدیگه ربط دارن ولی ارتباط مستقیمی که بین تیزر تهیونگ و رپمانستر وجود داره کاملا آشکاره .
 
 
رپمانستر انعکاسی از تمامی نامه های بیجوابی ه که امیل سینکلر برای دمیان میفرستاد ، درواقع اون نقش مرکزی رو بعهده داره برای کمک کردن به بقیه ی اعضا .
 
 
بعد از ثبت نقاشی اون کاغذ رو آتیش میزنه (کاغذی که عکس شوگا درش پنهانه) این صحنه دقیقا همون صحنه ای ه که جیمین در موزیک ویدیو های قبلی درش خودکشی میکنه . 
 
 
رپمانستر کاغذ به آتیش کشیده شده رو در لیوان ویسکی . ویسکی رو مینوشه و این جمله پدیدار میشه ” حالا شخصی رو توی آیینه میبینم ” 
 
 
این قسمت بازسازی خوابی ه که امیل از دمیان میبینه ، اون دمیان رو میبینه که با نشان نماد سر در خونه شون در دست ایستاده ، نماد پرنده مدام تغییر میکنه و کوچک و بزرگ میشه ، در آخر دمیان از امیل میخواد که پرنده رو بنوشه و ببلعه که بعد از اینکار امیل احساس میکنه پرنده در وجودش سر از نماد بیرون اورده و او رو از درون میجوه .
 
 
در قسمت پایانی کتاب وقتی امیل سینکلر نزدیک به مرگ بود ، دمیان رو میطلبه . امیل ، دمیان رو برای آخرین بار میبینه و دمیان بهش یادآوری میکنه که دیگه قادر نیست پیش سینکلر بیاد ، اما هر وقت که دچار مشکلی شد و احساس کرد زندگی براش سخت شده به درون خودش رجوع کنه . معنی جمله ی بالایی دقیقا همینه . 
 
 
پس رپمانستر هم همینکارو میکنه . وقتی به آیینه نگاه میکنه پیامی رو که از طرف شوگا فرستاده شده رو میبینه “ما باید زنده بمونیم “
 
 
طبق صحنه شکستن شیشه و شکل گرفتن مسیر برزخ که در تیزر شوگا موجود بود ۸۰ درصد ثابت میکنه که پیام از طرف شوگاعه . 
 
 
یادتونه در تیزر اول قسمت صحنه پایانی چی گفته شد ؟ دربی که باز بود و تنها راه باقی مونده بود ، و اون درب الان همون درب بسته ی کانتین رپ مانستر ه که بهش تکیه کرده . 
 
 
بالاخره رپمانستر متوجه میشه که باید مقاومت کنه. حتی با وجود تمام اتفاقات و مشکلات ، اون دیگه به صدای درون خودش که اون رو مقصر میدونه گوش نمیده. برای همین هم شیشه ها درهم میشکنه و اونرو به زندگی برمیگردونه و ما صحنه ای از آتش بازی می بینیم که نمادی از تولد دوبارست .
 
 
 وقتی که تهیونگ اصرار داره با رپمانستر ارتباط برقرار کنه خواسته اش شنیده میشه و ما صدای تلفن رو میشنویم . 
 
 
درست مثل پرولوگی که تهیونگ بهش زنگ میزنه و ازش کمک میخواد . رپمانستر سمت صدا میدوه ، همینطور دقت کنید رنگ های سورئالی که روی پوستش شکل گرفته بودن دیگه وجود ندارن ، که دوباره تمثیلی از امید و بازگشت به حقیقت ه .  نقاشی شدن پوست ، رفتن به نقاشی …
 
 
ولی رپمانستر درست مثل تهیونگ دیر میکنه . تلفنی که نمیتونی بهش جواب بدی ، پس قادر هم نیستی که کمکی بکنی . چون هنوز هم خودت رو مقصر میدونی . پدیدار شدن کلمه ی دروغگو برمیگرده به اتفاقات گذشته ، رپمانستر نتونست به موقعش جلوی اتفاقات رو بگیره بر ای همین هم عذاب وجدان داره . 

 

#۶ Mama 
به چهره اش که شباهت زیادی به پسرش داشت خیره گشتم . زنی زیبا و باوقار مینمود که در لبخند دوستانه اش قدرت درونی آشکار بود و در نگاهش خیرمقدم و تکمیل آرزوهایم را میتوانستم ببینم . در سکوت دستهایم را سمتش دراز کردم . صدایش گرم و عمیق بود و من مانند شرابی شیرین آنرا نوشیدم .

 

 

تیزر ماما ی جی هوپ مستقیما برمیگرده به کاراکتر حوا . 
 
در کتاب دمیان طبق تحلیل ها حوا ماهیت فیزیکی نداره ، و نوعی منبع الهی و عاطفی برای امیل سینکلری نوعی (عنصر ماده که در اینجا دمیان قادر به ایفای آن نیست)  . دیدگاه سینکلر به حوا نوعی فضای سورئال رو ایجاد کرده که بِما قدم هایی برای تکامل رو نشون میده .
 
طبق ویدیو های پیشین، جی هوپ از قرص های افسردگی و خواب استفاده میکنه . در حالی که قرص هاش رو الان کپسول های خالی تشکیل داده . تا به خودش تلقین کنه که در روند حالش بهبود ایجاد شده ، درست همونطور که در لیریک ها هم بیان میشه ، در مورد کمک به خویشتن .
 
“حوا” و “ماما” هردو به معنی مادر اعظم یا همون مادر طبیعت هستن که معمولا این واژه برای توصیف الهه ای به نام ونوس بکار برده میشه . ونوس الهه ی پاگان هاست ، پاگان به افرادی گفته میشه که آبراکس رو قبول دارن و مثل ماکس دمیان تابع گروه و دسته ی خاصی از نظر مذهبی نیستن . 
 
 
کانتین درست همون کانتینی ه که در تیزر رپ مانستر دیده شد ، با این تفاوت که فضای اونجا بیشتر نزدیک به رئال بود و تیره تر بود . 
 
 
بعد از اینکه دکتر موقعیت رو یادداشت میکنه راس ساعت یک ، مقدار بسیاری قرص های خالی داخل کانتین محدود و سفید ریخته میشه ، دلیل این مقدار از کپسول برای نشون دادن حالت درونی جی هوپ ه .
 
 
 بعد از خوردن تنها یک قرص ، جی هوپ تصویری از باغ آتش _باغ افسانه ای_ میبینه ، درواقع تصویر آبراکس رو . 
 
 
و بعد از اون شرایط داخل کانتین به شکل غیر معمولی تغییر میکنه . 
به این قسمت از کتاب دمیان توجه داشته باشید :
“من به گوشه گیری و قبول این حقیقت ، که احساسم را نسبت به دنیای خارج از دست داده ام ، تن داده بودم و سعی میکردم خود را قانع کنم که آن رنگهای درخشان و نورانی ،  قسمت تجزیه ناپذیر و جدانشدنی دوران کودکی و بهائی است که شخص میبایست بطریقی برای کسب آزادی و بلوغ روحی ، با کناره گیری کردن از آنها بپردازد . اما اکنون میدیدم که بسیاری چیزها در زیر ابر پنهان بوده ست و من از آنها غافل بودم …”
 
 
نمایان شدن رنگها ، پرهایی که یاداور خاطراتش با جیمین بودن همه مربوط میشن به این جمله . جی هوپ سعی و تلاش میکنه که از اون فضا خارج بشه ، این موضوع اشاره داره به حکایت باغ سیب های طلایی . 
 
 
هرچقدر که امیل عاشق و وابسته ی اون مکان و باغ در کنار معشوقش دمیان و روح ابدیش و مادرش حوا بود اما ناگزیر مجبور به ترک اون مکان بود . چراکه طبق گفته ی کتاب : 
 
” امیل : من بئاتریس را یافتم ، و بالاخره راهنمایی بسویم آمد که نامش پیستریوس بود ، فقط پس از شناختن او علت بستگی زیاد خودرا به دمیان درک کردم و برایم روشن شد که چرا نمیتوانستم از او فرار کنم . مادر عزیزم ، میخواستم خودکشی کنم ، میخواستم خودرا از دست زندگی رها کنم . آیا زندگی برای همه انقدر سخت است ؟ 
حوا : تولد همیشه مشکل است ، شما میدانید پرنده چقدر تلاش میکند تا از تخم بیرون آید ؟ به گذشته فکر کن و از خودت سوال کن که آیا این راه واقعا سخت بود ؟ آیا زیبا نیز نبود ؟ زندگی سخت است تا زمانی که رویاها بیایند ، شا میبایست رویای خودرا پیدا کنید . “
 
 
فلسفه ای که بی تی اس از اول پیش گرفته اونها رو از پسرانی سرکش و عصیان گر و بیزار نسبت به دنیای اطراف به پسرانی آزاد اندیش که راه تکامل رو طی میکنن، تبدیل کرده . 
تایتل اولین ام وی اونها no more dream بود . و دومین ام ویشون به اسم no  همون کپسول های قرمزی بهشون داده میشد که در تیزر جیمین وجود داشت. کپسول های قرمز رنگ در دومین موزیک ویدیوشون توسط یکسری افراد که قصد محبوس کردن و کنترل اونها رو داشتن داده میشد ، و بعد از اینکه به دستور اونها کپسول ها خورده شد تمامی اعضا حالتی شبیه مثل جی هوپ بهشون دست داد . 
 
 
 
در این تیزر هم صحنه ای از افتادن قرص به درون گلاسی رو می بینیم که یکی از صحنه های مهمه . چونکه در تیزر جیمین قرص ها به عقب بازمیگشتن و در تیزر جی هوپ قرصها به داخل گلاس میفتادن . جیمین دید ما رو سمت قاب عکس معلق برگردوند و به ما اجازه داد تا خودمون آزادانه قضاوت کنیم . عملی که در تیزر جیمین انجام شد به معنی بازگشت زمان بود . و این نشونه ی اینه که همه ی اعضا هنوز هم شانسی برای بازگشت به زندگی دارن . 
 
 
جیهوپ بالاخره متوجه آزادی خودش میشه ، از کانتین بیرون میاد و به تصویر قاب خیره میشه . ( این قسمت یادآور فیلم V For Vendeta هست. زمانی که ایوی هموند بدون اینکه خبر داشته باشه در یک مکان که به زندان شبیه سازی شده بود ، مورد اذیت و شکنجه قرار میگیره و در نهایت در یک شب بارانی به شکل تلخی متوجه میشه که هیچ کدوم از اون افراد و مکان حقیقی نبودن و فرد شکنجه گر در واقع وی بوده. هر چند بخاطر شوکی که از طرف وی به ایوی وارد شد و برای لحظه ای اون رو از همه چیز منزجر میکنه تا جایی که دیگه قادر به نفس کشیدن نیست و بیان میکنه که دیگه نمیتونه چیزی رو حس کنه ، اما این بهای سنگینی بود که ایوی در راه خودشناسی باید میپرداخت)
 

 

 

 
 
از داخل جیبش شکلاتی رو درمیاره درحالی که قرصها به مراهش بیرون میریزن . و این یعنی رهایی چون جی هوپ عمق و فرای این باغ آتش رو میبینه . 
 
 
لبخند وی هرچقدر هم حزن آلود باشه نشون دهنده ی امید ه ، چون اون حضور دوست عزیزش رو حس کرده . 
” آسمون آبیه و خورشید میدرخشه “
روزهای گذشته دوباره تکرار خواهد شد . درست همون موقعی که جی هوپ لبخند میزنه به فضای پشت سرش توجه کنید ، همون فضای تشکیل دهنده ی موزیک ویدیو ی فایر که درونیات شوگا رو نشون میداد و عین این طرح پیرهن رو شوگا و جیمین به تن داشتن . مربوط میشه به همون جمله ی بالایی که امیل نقل کرد . 
 
 
درست مثل تیزر های جونگ کوک و جیمین که ماهیت تصویر ها و کارت ها تغییر میکرد ، تصویر باغ هم به تصویری نمادین از مادر “حوا” و دمیان تغییر میکنه . و این همون عمق باغ پولکُت ه . 
 
“امیل : از اینرو به بعد من مانند یک پسر ، یک برادر ، و همینطور یک عاشق ، به منزل آنها رفت و آمد میکردم . هر زمان که در را پشت سرم میبستم یا بهتر بگویم ، وقتی درختان سربر فراشته را در داخل باغ مشاهده میکردم  روحم سرشار از احساس خوشبختی و رضایت میشد . خارج از این منزل “واقعیت ها” وجود داشتند آنجا خیابانها ، خانه ها ، مردم ، موسسات و کلاسهای درس قر ار گرفته بود . اما این مکان به عشق و جان تعلق داشت ، این خانه ی افسانه و رویا بود”

#۷ Awake
دمیان : پرنده کوشش میکند تا سر از تخم بیرون آورد ، تخم همان دنیا میباشد ، هرکس قبل از تولد میبایست دنیائی را ویران کند ؛ پرنده بسوی خدا در پرواز است . نام خدا آبراکس میباشد .  
و اما شروع پایان . 
 
 
 
جین پشت میزی نشسته و به نواخت پیانو گوش میده . داخل بشقاب تنها سیب بهشتی دیده میشده و گل سوسن در گلدان .
گل سوسن نماد عشق خطرناک ممنوعه ست .
 
 
 
و اما سیب : سنتهای مشهور مسیحی عقیده دارند که آدم و حوا از درخت ممنوع در بهشت عدن یک سیب خوردند. این مطلب شاید نتیجه تأثیر نقاشان رنسانس باشد که عناصر اساطیر یونانی را به صحنه‌ای براساس انجیل اضافه کردند، بنابراین میوه نامشخص عدن تحت تأثیر داستان سیبهای طلایی باغ هسپریدس ، سیب در نظر گرفته شد. 
در نتیجه سیب نماد دانش، ابدیت، وسوسه، سقوط انسان و گناه شد. باغ هسپریدس (باغ آتش یا همون پولکت) زیبا و سرسبز بود و درختای پرباری داشت. اما مهمترین بخش باغ درختانی بود که میوه شان سیب های طلایی رنگ بود. این سیب ها نعمت جاودانگی رو به همراه داشت. اهمیت این درختان به حدی بود که هرا برای حفاظتش اژدهایی به اسم لادون رو مامور نگهبانی از درخت میکنه.
 

 

امیل سینکلر وقتی وارد دنیای تاریک فرنز کرومر میشه که برای هم آهنگ شدن با دیگران داستانی مبنی بر دزدیدن سیب های زرین تعریف میکنه . در نتیجه ی این داستان کل زندگی امیل بخاطر این اشتباه تباه میشه و به نوعی قراردادی بین اون و کرومر بسته میشه ، که امیل اونرو قرارداد با شیطان مینامه . گهگاهی اشتباهات امیل و طرز دیدگاهش نسبت به دنیا به فاوست تشبیه شده . حتی در قسمتی از کتاب هم ، دمیان به اون موضوع اشاره میکنه و ابراز ناامیدی میکنه .
عنوان “بیدار” مربوط به هشیاری اعضا از حالتِ ترنس میباشد و همینطور اشاره ای به هشیاری امیل سینکلر نسبت به تغییر زندگیش .

 

 

 
 
وقتی جین سیب رو بدست میگیره ، اشاره داره به خواسته ای ممنوعه و خطرناک . 
جین سیب رو  رها میکنه ، تمثیلی از رها کردن گذشته . 
 
 
در موزیک ویدیو های سابق شاهد عکس گرفتن های جین بودیم ، حتی در یکی از پرولوگ ها جین عکسی رو که از خودش و تهیونگ گرفته رو بدست داره با این تفاوت که دیگه تهیونگ در عکس حضور نداره و در ماشین قطرات آب به چشم میخوره . این اتفاقات بعد از اینکه تهیونگ درست جلوی چشم دوستانش اقدام به خودکشی میکنه ، رخ میده . 
 
تنها
دلیلی که عکس ها گرفته میشه برای حفظ و نگهداری از یک خاطرست . جین با حالتی حزن
آلود از گل سوسن عکس میگیره . گل سوسن همون نماد عشق خطرناک و ممنوعه . جیم اصرار
داره این عشق رو حفظ کنه .
 
 
بعد شاهد شمع های سیاهی هستیم که شعلشون خاموش میشه ، اشاره به مرگ ، اما در صحنه ی دوم شمع ها کاملا سفید هستن . این تفاوت رنگی مربوط میشه به موضوع دو دنیای متفاوت و یا همون مهمانسرای دودنیا ی اشمیت که نشان دهنده ی اغما در قالب ترنس ه . 
 
 
درست مثل تیزر های قبلی، فضا شروع میکنه به تغییر کردن . نگاه جین به قاب عکسی میفته که نمادی از همون تصویر شوگا (تهیونگ) یا دمیان ه . 
 
 
“من رویایی نداشتم” این جمله مربوط میشه به همون چیزی که در تیزر قبلی هم بهش اشاره کردم . 
جین مسیر سیب رو تعقیب میکنه . 
همون مسیری که امیل سینکلر در راه تکامل پیمود ، بوسیله ی فرنز کرومر شرور با دنیای دوم آشنا شد ، از طریق آبراکس با عشق ، دوست و خواسته ی زندگیش دمیان آشنا شد ، با از دست دادن دمیان آرزو هاش از دست رفت و نسبت به دنیای اطراف بیزار شد ، به شخصی مثل فاوست تبدیل شد و حتی به خودکشی فکر کرد ، بعد از رویارویی با کنوار از خودکشی منصرف شد ، راهنمایی به اسم پیستریوس سراغش اومد و بعد از کشیدن نقاشی بئاتریس شوق آرزوی دیرینه ش دمیان دوباره زنده شد ، بعد از ملاقات با حوا ، درواقع مادر وجودش دوباره هدف و رویا سراغش اومد . 
ضمن شروع جنگ جهانی اول با تعقیب از روش دمیان در جنگ شرکت کرد ، روحش با روح دمیان درآمیخت و تا ابد به قسمتی از درون وی تبدیل شد و به خود شناسی و تکامل رسید .  
 
 
 در تیزر جین شاهد روحیات امیل سینکلر نسبت به  دوران کودکی هستیم . به جملات زیر دقت کنید.
 
” اکنون همه چیز فقط باعث ناراحتی و پریشانی بود ، پدر مانند همیشه قطعه ی شبانان را از کتاب مقدس میخواند که {در آن مزرعه شبانان گله خود را مواظبت میکردند} و خواهرانم با لبخندی بر روی لبان خود در مقابل میزی که هدایای کریسمس بر روی آن قرار داشت ایستاده بودند اما صدای پدر مطبوع نبود و صورتش پیر و شکسته می نمود . مادر غمگین و ناراحت بنظر میرسید و فضای اطاق را رنج و درد پر کرده بود . شادباش ها ، هدایا ، کتاب مقدس ، مجسمه ها ، عطر ، درخت کریسمس که یادآور خاطرات گذشته بود همه و همه نامطبوع و غمگین بنظر میرسیدند . و من در آرزوی پایان این جشن بودم “
 
در این قسمت امیل کاملا از دمیان جدا شده بود.
 
 
وقتی در باز میشه ، فضا دوران گذشته رو شامل میشه ، جین با نگاهی به گذشته ی خود وارد اطاق میشه . تمام این صحنه ها در ام وی قبلی اتفاق افتاده بود با این تفاوت که تمامی اینها الان یک وهم بیشتر نیست ، از رنگ دیوار ، نوع مجسمه ها و کاغذ دیواری ای که از طرح آبراکس پوشیده شده ، قطعا میشه این موضوع رو فهمید . 
 
خطوطی که روی درب دیده میشه ، اشاره داره به سرکشی و عصیانگری و خواسته ی آزادی .
 
” بنظر میرسد همه چیز تغییر شکل داده است . کودکی ام ویران شده بود و والدینم با حالتی پریشان مرا مینگریستند و خواهرهایم بنظر بیگانه میرسیدند و نوعی احساس سرخوردگی حالت های طبیعی ، روح و شادی هایم را کند و باطل میکرد . باغچه ها جذابیت خود را ازدست داده بودند و جنگل ها دیگر انعکاسی در روح من نداشتند . دنیا مانند حراجی آشغال ، بیروح و بیکشش در اطرافم ایستاده بود . کتابها دیگر چیزی بیش از مشتی کاغذ نبودند و موسیقی جز سر و صدا هیچ چیز دربر نداشت من مانند یک درخت پائیزی بدون آگاهی از ریزش برگهایم اجازه میدادم که باران بر روی شاخه هایم بریزد ، آفتاب بر من بتابد و سرما بر من بتازد . درعین حال که حیات در وجودم عقب نشینی میکرد و انتظار میکشید از بین نمیرفت  “
 
حتی اگر دقت کنید جین هم مشخصا از موسیقی لذتی نمیبرد .
 
 
فندک و آتش نقش مهمی رو در تمامی ام وی های بی تی اس داره ، مثل نوعی مهر و امضا . فندک و آتش زدن معمولا به شوگا که نقش کلیدی بی تی اس ه اشاره داره و اکثر اوقات همین فندک رو در دست اون میبینیم .
 
جین بعد از چند بار روشن کردن فندک درست مثل موقعی که جونگ کوک برای اینکه شوگا رو از دنیای درونی خودش بیرون بیاره فندک رو فوت و شعله اش رو خاموش میکنه ، جین هم همینکار رو میکنه . 
 
 
وقتی جین گلبرگ های تکه تکه شده ی سوسن رو به آتش میکشه از دنیای درونی خود بیدار میشه ، و اون رو درحالی که روی تخت دراز کشیده میبینیم ، فضای اطراف درحال تغییر کردنه . 
 
 
جین به یاد قرقی میفته و پرده هارو کنار میزنه یا به عبارتی هشیار میشه . 
پشت پنجره آینه ای قرار داره که باز هم تمثیلی از آخر کتاب و خداحافظی دمیان و سینکلر ه . 
 
 
” ما گریستیم و خندیدیم ، ولی باز هم زیبا بود “
 
 
اشاره ای به جمله ای که حوا بکار میبره درمورد رویاهای سینکلر : 
“به گذشته فکر کن و از خودت سوال کن که آیا این راه واقعا سخت بود ؟ آیا زیبا نیز نبود ؟”
 
 
و جین دوباره به گذشته نگاه میکنه ، دنیایی رو که دیگه وجود نداره رو رها و از اتاق رو ترک میکنه . 
 
نکته * به کمدی که در اطاق وجود داره دقت کنید ، اشیائی که در اطاق هستن نقش کلیدی ای رو دارن ، مثل پیانو و قاب خالی . اما چیزی که عجیبه اینه که کمد با قفل و زنجیر بسته شده ! 
If you chained an object, then you are afraid to let yourself be in the waking world
در دنیای غیر واقعی اگر وسیله را به زنجیر کشیدی یعنی از قرار گرفتن در دنیای واقعی واهمه داری . 
 
 
جین از کنار سیب میگذره . از راهروی زندگی یا همون مسیر تکامل عبور میکنه و به تصویر قرقی همون پرنده ی تکامل میرسه . درهای دیگری که در راهرو وجود داره اشاره ای به اعضای دیگره . 
 
جین به سمت روشنایی میره . جی هوپ و جیمین هم در تیزر خودشون همین کار رو میکنن . 
 
 
جین باغ آتش رو ترک میکنه .
 
 
دوربین دوباره سمت اتاق برمیگرده و شش عکس بر روی زمین افتاده . عکس گل نماد خود جین بود که اول تیزر گرفته شد . عکس های دیگر مربوط به شش عضو باقی مونده میباشه . 

خب حالا میرسیم به تحلیل اصلی ، موزیک ویدیو .
 
B T S  … پسران ضد گلوله . معنی این اسم شاید در ظاهر همونی باشه که بنظر میرسه در صورتی که معنای این اسم مربوط میشه به غم ها ، بیرحمی ها و تاریکی هایی که یک عده مجبور به تحمل کردنش هستن . هفت عضو ، هفت پسر این زندگی رو که نمونه ی زندگی چنین آدمهایی هست رو به تصویر میکشن . 
بعضی از جوانها محدود میشن ، بخاطر  علایقشون ، بخاطر ظاهرشون و خیلی چیزهای دیگه ، بی تی اس این زندگی هارو به نمایش گذاشته تا شاید بقیه این دسته از افراد رو درک کنن ، که به احتمال زیاد این اتفاق تا سالیان دور نمیفته . پس اونها فقط دارن همدردی میکنن . 
 
این هفت عضو شامل { رپ مانستر ، شوگا ، تهیونگ ، جیمین ، جین ، جی هوپ و جونگ کوک } . 
 
بی تی اس با ام وی ” رویا پردازی دیگه بسه ” کار خودش رو شروع کرد .این موزیک ویدیو چهره ای از هفت پسر جوان و سرکش ه که از اسارت خسته ست و دیگه هیچ رویا و آرزویی براشون باقی نمونده . پس اونها شروع میکنن به نوعی قیام. اما در آخر ام وی گرفتار میشن و در موزیک ویدیو ی بعدی به اسم ” نه ” اونها رو در یک مکان آموزشی کنترلی میبینیم که چند نفر (همان جامعه) قصد کنترل اونها رو داره . حتی به اونها کپسول هایی داده میشه که ذهنشون رو طبق خواسته ی خودشون تغییر بده . تا اینکه اعضا شروع میکنن به مقاومت و درگیری با اونها . در نماد این ام وی ها باید بگم این نشون دهنده ی حال و روز الان یک عده ست که قصد انجام کاری رو دارن ولی به دلایل مختلف تحت فشار قرار میگیرن و حالا وقتش رسیده که به این بی عدالتی و آزار و خفقان نه گفته بشه . 
گاها بخاطر این خفقان انسانها دست به انجام کارهایی میزنن که بتونه اونها رو تسکین بده ، درست مثل بچه ای که برای اولین بار آتش رو میبینه و برای لجبازی و نشون دادن آزادیش بهش دست میزنه و میسوزه . 
در این راه همین اتفاق برای این اعضا میفته . 
 
 

 

ناگفته نماند در کارهای بی تی اس ، اشاراتی به گروه های سرشناس و مشهور “پینک فلوید” و “نیروانا” به چشم میخوره (مثل تصویر بالا) اما دلیل این اشارات مستقیم و واضح چی میتونه باشه؟ جواب … حقیقتی هست که بی تی اس تمام  این مدت سعی در انعکاس اون داره.
شناخته شده ترین کارهای پینک فلوید و نیروانا به ترتیب ترانه های ” خشتی دیگر در دیوار ” و ” بوی روح نوجوانی میده ” هستن که در زمان خودشون خیلی سر و صدا کرد بخصوص another brick in the wall بخاطر موزیک ویدیوی بحث برانگیزش.
نگاه مختصری بندازیم به مضمون این ترانه ها و ارتباطش با بی تی اس
Nirvana – Smell like a Teen Spirit
“فراموش کرده ام که چرا به این زندگی ادامه میدم
اوه آره… فکر می کنم باعث خنده ام میشه
زندگی رو به سختی فهمیدم، چون فهمیدنش سخت بود! “
این سینگل تنها مشهورترین اثر و سمبل و بخشی از شخصیت گروه “Nirvana” نیست، بلکه نماد یک نسل و انرژی و جریانی است که از جوانان دهه ۹۰ آغاز شد و در نهایت به این روزها و در صدر قرار گرفتن جوانان و افکار و خواسته هایشان منجر گردید.
کرت کوبین خودش درباره این آهنگ میگه: “ما هیچ وقت از نوجوانی رد نکردیم! از این که از ما انتظار رفتار و مسئولیت های یک آدم بالغ رو داشتن ناراضی بودیم.” البته در مصاحبه های دیگه کرت گفت که این آهنگ احساسش نسبت به آدما و محیط اطرافش بوده.
بوی روح نوجوونی می‌ده ، به سرود کودکان بی‌تفاوت مشهور به نسل ایکس تبدیل شد. نسل ایکس به نسلی می‌گویند که بعد از اتمام انفجار جمعیّت پس از جنگ جهانی دوّم و قبل از نسل وای زاده شده‌اند. بیشتر جمعیت‌شناسان، مورّخان، و صاحب‌نظران معتقدند که تولّد نسل ایکس در اوایل دههٔ ۱۹۶۰ آغاز شد و در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به پایان رسید.در ایران مابین دهه ی ۴۰ تا دهه ۶۰ است. بر خلاف نسل Y نسل خاموش که تا پایان عمر نسبت به یک سیستم متعهد باقی میمانند. نسل X ارزش هائی دارند که در قیاس با سایر نسل های قبل از خود متفاوت است. آن ها عمدتا باور دارند که تنها کسی می تواند به آن ها کمک کند خودشان هستند!
Pink Floyd : Another Brick In The Wall
“ما به هیچ آموزشی نیاز نداریم 
به هیچ کنترل فکری نیاز نداریم 
هیچ زخم زبانی در کلاس درس 
معلم ها بچه ها را تنها بگذارید 
روی هم رفته ، این تازه آجری دیگر در دیوار است
روی هم رفته ، تو تازه آجری دیگر در دیوار هستی”
“اشتباهه ، دوباره انجامش بده 
اگر گوشتت رو نخوری ، نمیتونی پودینگ بخوری 
چجور میخوای پودینگ داشته باشی ، اگه گوشتت را نخوری؟
تو ! بله . تو پشت آلونک دوچرخه ها ، صاف و بدون حرکت بایست پسرک “
 
و اما ام وی جنجالی پینک فلوید . در این موزیک ویدیو ، فضای مدرسه به همراه دانش آموزان و معلمانی نشون داده میشه که به گونه ای سعی بر کنترل دانش آموزان دارن. این مسئله به شکلی نمادین نشون داده شده که در قسمتی می بینیم دانش آموزان به صف ایستادن و داخل یک چرخ گوشت عظیم الجثه سقوط میکنن و حاصل چیزیست که مد نظر معلم ها ست هر چند که به قیمت تباهی دانش آموزان باشه
در هر دو کار ، مشترکا شاهد ساختار مشابهی هستیم. به گونه ای که اول کار آرامش قبل از طوفان و در آخر شاهد عصیان نوجوان و جوانان هستیم.
هر چقدر که این موضوع نهایتا در مورد پینک فلوید و نیروانا در یک موزیک ویدیو خلاصه شده اند ، اما این مضمون چیزیست که بی تی اس از اول راه تا کنون باهاش سر و کار داره. عصیان در مقابل افرادی که سعی بر کنترل ذهن و تحمیل عقاید و سلب آزادی از نسل جوان هستن و تمنا برای آزادی که گاها ضمن پرواز پرنده ها و هواپیما در ام وی های این گروه دیده میشه.

 

خب اول بریم سراغ ترجمه ی متن این ام وی ” خون ، عرق ، اشک ” :
 
خون ، عرق و اشکهایم
آخرین رقصم
ازآن خود کن و ببر
خون ، عرق ، اشک هایم
نفس های سردم
بگیر و دور کن
حتی خونم ، عرقهایم ، اشکهایم
حتی جسمم ، قلبم ، روحم
میدانم که همه ازآن توست 
زیرا این طلسمیست برای مجازاتم
هلوها و خامه
شیرین تر از شیرین
گونه های شکلاتی
و بالهایی از شکلات
اما بالهایت ، متعلق به شیطان ست
مقابل تمام وجود شرینت ، تلخ است و تلختر
مرا ببوس حتی اگر رنج ببرم
هرچه سریع تر تمام وجودم را دربر بگیر
عزیزم مهم نیست که مست شوم ، پس همانند شرابی شیرین ترا سر میکشم
ویسکی وجودت در اعماق درونم رخنه کرده
خون ، عرق و اشکهایم
آخرین رقصم
ازآن خود کن و ببر
خون ، عرق ، اشک هایم
نفس های سردم
بگیر و دور کن
من ترا میطلبم ، بیشتر و بیشتر و بیشتر
حتی اگر لطمه ببینم ، مرا محکم زنجیر کن
تا نتوانم ازت دور شم
محکم مرا بگیر و تکانم ده 
تا هیچوقت نتونم از این رویا رها شم
بر لبانم بوسه بزن
این راز کوچک ما خواهد بود
من میخواهم در زندان وجودت خوبگیرم
بنابرین هیچوقت قادر نخواهم بود بردیگری جز تو خدمت کنم
بااینکه میدانم
از جام مقدسی وجودت را نوشیدم که زهرآلود بود
من ترا بیشتر و بیشتر میطلبم
مرا با ملایمت بکش
چشمانم را با کوچکترین لمس ت نابینا کن
درهرصورت من قادر نیستم ترا نپذیرم
دیگر نمیتوانم رها شوم
چراکه تو خیلی شیرینی
شیرین تر از شیرین
خون ، عرق و اشکهایم
ازآن توست
 
اعضای بی تی اس هرکدوم به نوبه ی خودشون مشکلاتی بزرگ رو با خودشون حمل میکنن . در ام وی های پیشین دیدیم که درحال دست و پنجه نرم کردن با این مشکلات پنج عضو شکست خوردن . 
 
  • تهیونگ
اولین شکست از جانب تهیونگ ( در تمثیلی از دمیان ) بود که بعد از کشتن پدر خودش ، درست در مقابل چشمهای دوستانش توی آب پرید و اقدام به خودکشی کرد . تهیونگ کاراکتری ه که اول از همه از جانب خانواده دچار مشکل شده . فقر و طرد شدن از جانب خانواده یکی از ناراحت کننده ترین مشکلاتی ه که دنیا هنوزم که هنوزه باهاش دست و پنجه نرم میکنه. تهیونگ نه تنها با یک سرپرست نامناسب مجبور به ادامه ی زندگی بود بلکه بخاطر همین موضوع از جایی که باید خونه گفته بشه ، فرار میکرد . مطمئنا بخاطر همین مسائل هم هیچوقت قادر به بیان یا انجام کاری در قبال رویاهاش نبود . تا اینکه تصمیم میگیره خودش رو به نوعی تخلیه ی احساسی کنه و به این درد پایان بده . 
 
 
  • جی هوپ
نفر دوم جی هوپ ه ، جی هوپ از مشکلات روانی و روحی رنج میبیره که همه ناشی میشه از اتفاقات و آدمهایی که اطرافشه . اون مدام بخاطر قرص هایی که مصرف میکنه مریض احوالتر میشه و از اونجایی که دیگه نمیتونه عادی زندگی کنه حال روحیش وضع بدتری پیدا میکنه . جی هوپ کاراکتر بسیار احساساتی ای داره که همین موضوع باعث شده بهش آسیب برسه . در یک جایی بدن اون نسبت به اندازه ی مصرف قرص ها واکنش منفی نشون میده و اون رو ازپای درمیاره .
 
  • جونگ کوک 
نفر سوم جونگ کوک . جونگ کوک شخصیتی وابسته هست ، یعنی بخاطر کمبود های گذشته ش همیشه دنبال جایگزین ه ، اون همه ی این خلاء رو با دوستهاش بخصوص شوگا پر میکنه . ولی طی یکسری اشتباهاتی که شوگا مرتکب میشه بینشون دعوا یی راه میفته . جونگ کوک قصد محافظت از شوگا رو داره و میخواد از وضعی که پیدا کرده نجاتش بده ولی شوگا اونرو پس میزنه و ناامید میکنه . جونگ کوک بیشتر از شوگا ، از خودش ناراحته. برای اینکه احساس میکنه ضعیفه و این قدرت رو نداره که به دوستش کمک کنه . جونگ کوک بخاطر این موضوع دوباره شروع میکنه به سوالپیچ کردن موجودیت خودش و ازدست دادن اعتماد به نفس . اون به دنیای درونی خودش پناه میبره طوری که وقتی اشخاص دیگه قصد زدن و اذیت کردنش رو دارن ، اون واکنشی بجز ترس و مقابله نشون میده. تنها حسی که داره غم و عصبانیته . جونگ کوک در اثر همین کشیده شدن بیش از حد به دنیای درونی تصادف میکنه 
 
  • جیمین
نفر چهارم جیمین ه . جیمین هم به نوعی مثل جونگ کوک وابستگی خاصی به جی هوپ داره . جیمین کاراکتری ه که به مرور زمان امیدش رو از دست میده ، اون بخاطر باقی اعضا وجود طوفانیش رو حفظ میکرد ولی وقتی برای سه عضو دیگه چنین اتفاق هایی میفته بیشترین ضربه رو میخوره و سعی میکنه این درد و رنج رو به نوعی ازبین ببره . جیمین که بیشتر از قبل احساس تنهایی میکنه ، یک شب در حالیکه داخل حمام درحالتی از هذیان دوستهاش رو میبینه (نه توهم) ، بعد از به آتش کشیدن آبراکس (راه پیمایش تکامل) اقدام به خودکشی میکنه .
 
  • شوگا
نفر پنجم شوگاست . شوگا اولین نفری بود که دردسر های اصلی رو شروع کرد . شوگا یکی از سرکش ترین کاراکتر هاست ، رویا ی اون فقط دور شدن از تمام این غم ها و سختی هاست . اون فقط دوتا بال میخواد که بتونه به یک جای خیلی دور بره . بیشترین حجم از سختی رو شوگا متحمل میشه ، هرچقدر هم که اعضا همراهش باشن باز هم احساس تنهایی میکنه و این برمیگرده به گذشته ش که هنوز هم در پرده ای از ابهام باقی مونده . از یک بازه ی زمانی به بعد شوگا رو همش مست میبینیم . معمولا آدمهایی الکلی میشن که بخوان از سختی های غیر قابل تحمل فرار کنن . شوگا در نهایت بعد از دعوا با جونگ کوک ، خودکشی ها و وضع فعلی اعضا ، به نقطه ای از انفجار میرسه که اونرو به خودسوزی سوق میده .
 
  • جین – رپ مانستر
ششمین و هفتمین نفر که جین و رپمانستر هستن . طبق تحلیل ، جین مرکزیت گروه رو تشکیل میده و کمتر در شیطنت های گروهی اعضا دیده میشه و کاراکتر ساکتی داره ، وی از یک عشق خطرناک رنج میبره به طو ری که کاملا گیج شده و نمیدونه چیکار کنه . جین بخاطر همین عشق مقدس درعین حال ممنوعه واهمه داره و نمیدونه چطور باهاش روبرو بشه تا اینکه اون اتفاقات رخ میده و اونرو به یک آبیس میندازه . 
 
رپ مانستر نمونه ای از شخصی ست که بخاطر رفتار نادرست جامعه و اطرافیان به چنین شکلی درمیاد . همونطور که توی ویدیو ی ” من به تو نیاز دارم ” اشاره ای داشت به اینکه باهاش مثل یک آدم بی اهمیت یا به زبان عام آشغال رفتار میشه ، و در آخر اونرو به یک آدم سیگاری و افسرده تبدیل میکنه . و حتی در تیزر مربوط به این آلبوم هم اون رو درحالی که به خودکشی فکر میکنه میبینیم . نکته ی  دیگه اینجاست که رپمانستر هیچ ارتباطی با خانواده تابحال نشون نداده و توی کابین های قطار میمونه . پس احتمالش هست که خانوادش رو مدتهاست ترک کرده یا اینکه اونها طردش کردن .
 
خب این فقط یک طرح بسیار خلاصه از شرایط اعضا بود و مروری بر اینکه اعضا در چه حالی رها شدن. تا به الان تم موزیک ویدیو های بی تی اس رئال بوده ولی با اتفاقاتی که افتاد و عدم آگاهی ما از شرایط نهایی ، اینکه مثلا بعد از بیهوش شدن جیهوپ در بزرگراه ، چه چیزی در انتظاره … از دنیای رئال وارد دنیای اسرار آمیز سورئالی شدیم که  ” آتش ” و ” خون ، عرق ، اشک ” نام داره. 
در تحلیل این موزیک ویدیو : بررسی لیریک ، محتوا ، نماد شناسی ، فضا شناسی ، زیبای شناختی ، طرح داستان ، روند موزیک ، نما بندی … مد نظر خواهد بود .
 
همونطور که در تصویر بالا می بینید اعضای بی تی اس به یک مکان عجیب که شبیه به یک موزه ست وارد میشن . اونها لباسهایی از زمانهای مختلف بر تن دارن و بنظر میرسه این اولین بار هست که به این مکان اومدن . 
اولین سوالی که ممکنه مطرح بشه اینه که مکانی که اونها بهش اومدن کجاست ! این مکان باغ پولکت یا همون باغ آتش هست .
باغ آتش مکانی با درختهای رویایی فراوان و سیبهای زرین ه ، و گلهایی که از خدایان و الهه هایی چون نارسیس ، هاکینت و هادس پدیدار شده. اما موضوع اصلی اینجاست که خیلی ها این مکان رو بعنوان مکانی بین مرگ و زندگی و یا زمین و آسمان میدونن . این باغ در حکایت ها ، کتاب مقدس و حتی فیلم ها به شکل های مختلفی نشون داده شده . 
جالب اینجاست که تقریبا تمامی کشور ها چه اونهایی که تمدن دیرینه دارن و چه اونهایی که بعد ها شکل گرفته ان همه به نوعی در تاریخشون به این باغ اشاره کردن . یکی از مشهور ترین روایات این باغ مربوط میشه به یونان باستان که اگر توجه داشته باشید در موزیک ویدیو ی بی تی اس هم بهش اشاره شده . به این باغ حتی در نمایشنامه ی مهمانسرای دودنیای اشمیت هم اشاره شده . 
خب سوال دومی که مطرح میشه ، اعضا چرا اینجا هستن ؟
اگر به ام وی های پیشین بخصوص { run, I need u, fire, on stage – prologue }   دقت کنید و همچنین به تیزرهای این البوم دقت کنید ، می بینید که روند داستان طوری پیش میره که برخی از اعضا اقدام به خودکشی میکنن و یا دچار حادثه ای میشن که اون هم به خودکشی نزدیکه . و نشون داده نمیشه که عاقبت اونها چی میشه ، و اینجاست که تیزر های این آلبوم و کتاب دمیان وارد صحنه میشن . 
 
روند زندگی اعضا بخصوص ، تهیونگ و جین به روند زندگی امیل سینکلر تشبیه شده ، در این کتاب هم اول با روندی رئال روبرو بودیم ولی بعد همه چیز به شکل اسرار آمیزی سورئال شد .
وقتی اعضا به مرگ نزدیک شدن،  این پایان راه نبود بلکه در حالت ترنس و اغما قرار گرفتن و تنها کسی که در حالت خلسه ست جین ه . 
همونطور که توی ویدیو ی “ران” تهیونگ دست و پا میزد و در فضایی بی پایان و بی سر و ته حبس شده بود . 
در تیزر ها هر عضو رو در دنیایی که اسیرش شده میبینیم ، اونها حتی گاها متوجه خودشون نیستن ، گویی که اتفاقات مدام تکرار میشه . اما وجه اشتراک همه ی تیزر ها در تنها بودن هر عضو ه ، و همینطور میبینیم که بعد از مدتی اعضا شروع میکنن به ارتباط برقرار کردن با یکدیگر ، تا جایی که متوجه میشن قضیه از چه قراره و تقلا میکنن باهم بمونن و البته زنده . _ ما باید زنده بمونیم _
 
این مکان جایی ه که میشه درش بخاطر اشتباهات به نوعی مجازات شد و برگشت . ولی اینها همه نیمی از داستان رو تشکیل میدن و حکم دوم رو دمیان شامل میشه . همونطور که در خلاصه ی داستان دمیان هم گفته شد ، برخی از صحنه ها مثل خوابهای امیل و وقایع جنگ جهانی اول که حالتی سورئال پیدا کرده در این آلبوم شبیه سازی شده . 
در اتاقی که مکان اصلی ام وی رو تشکیل میده ، طاق درهایی وجود داره که به رنگ های سیاه و سفید هستن که مربوط میشن به مرگ و زندگی یا به گفته ی هرمان هسه همون دو دنیای متفاوت .
 
در این قسمت تهیونگ و جی هوپ توجه شون به مجسمه ی مریم مقدس جلب شده.
 
 
مریم مقدس معمولا در عکس ها و مجسمه ها قلبی رو بدست داره یا گلهای سوسن
 
گلهای سوسن نماد از پاک بودن و عشق خالص هستن درحالی که همین نماد برای عشقی خطرناک هم بکار برده میشه
قلبی که در دست مریم مقدس دیده میشه اشاره داره به پاک و معصومیتش ، و همچنین عشق بی نهایت وی که از طرف خدا به وی عطا شده ، قلب آتشین و خنجری که درش فرو رفته برمیگرده به بحث قضاوت خویشتن که یک مقوله ی بسیار فلسفی و عرفانی ه . در توضیح مختصر باید بگم یعنی نوعی که شخص خودش رو دوست داره و قاضی خودشه . قلب نگه دارنده تمام عملکرد های بشره و یک انسان گناهکار هیچوقت قلب آسوده و سبکی نداره درحالی که قلب انسانهای پاک و معصوم به اندازه ی پر سبکه .
همچنین نکته ی قابل توجه اینجاست که حضرت مریم مادر مادران نیز نامیده میشه ، صفتی که اغلب به حوا نسبت داده میشه .
خدا به حضرت مریم کودکی داد درحالی که وی هیچوقت ازدواج نکرده بود ، وی در سن کم حضرت عیسی را بدنیا اورد 
حضرت مسیح راه تکامل رو در روند زندگی پیمود ، هنوز هم یک عالمه راز و گره های گشوده نشده در رابطه با ایشون وجود داره .
و باید بگم که “حوا” و “دمیان” در تمثیلی از حضرت مریم و عیسی مسیح اورده شده بودن . البته تحلیل های بیشتری وجود داره که به کتاب برمیگرده .
 
نکته : چنین مجسمه ای از ایزد بانوی باکره ” هستیا ” هم وجود داره که نگه دارنده ی آتش عشق بوده و مثل حضرت مریم پاک . همچنین در طرح های کشیده شده از وی در دستش شاخ گل سوسن نیز دیده میشه .
قسمت جالب در راز گل سوسن نهفته 
قدرت هراکلس از شیر مادرش هست ، این شیر تشکیل دهنده ی راه شیری هم هست ، وقتی قطره ای از این شیر بر زمین سقوط میکنه ، لیلیوم یا همون سوسن سفید رشد میکنه .
بر اساس روایات ،هفائیستوس هیچ پدری ندارد و هرا به طور مستقل از زئوس، او را به دنیا آورده است
بعد از اینکه وی در ابراز عشقش به ونوس (آفردیت) شکست میخوره ، گلهای لیلیوم (که نشانه ی پاکی و قداست هستن و در تمثیلی از مادر بکار برده میشن و از شیر هرا بوجود آمده بودن) رو به آتش میکشه . از اونجایی که وی خواستار عشق بوده و به احساسات اهمیت میداده از طرف هستیا گلی رو بعنوان هدیه دریافت میکنه که به لیلی آتشین مشهوره . این گل بخاطر رنگبندیش گویی آتش گرفته و نماد های خاصی داره .
به عکسهای پایین دقت کنید .
 
سوسن سفید و سوسن آتش
Pure lilies & burning lilies
 
 
در موزیک ویدیو ی ” من به تو نیاز دارم ”  با چنین صحنه ای روبرو میشیم 
جین مرکزیت گروه رو تشکیل میده و همونطور هم که در تحلیل تیزرش گفته شد ، اون یکی از تک اعضاست که قادره به کمک بقیه ی اعضا بره . در قسمت قلب وی ، گل سوسن رشد میکنه که یادآوری ای از سوی حضرت مریم ه . یعنی اینکه باید با قلبت روبرو بشی ، قلبت اگر پاک باشه زندگی برات بهشت میشه و تحمل سختی ها آسون تر .
 
هممون بخطر داریم که جین گلبرگ های این گل رو به آتش کشید …
گلبرگ های آتش گرفته نمادی از لیلی آتش هست 
نماد آتش گرفتن این گل :
If a lily flower is burning in a surreal world like as dream world, then it means you are having very strong emotions towards particular thing or person. Perhaps there is an obvious situation that needs to be solved as soon as it is possible. Alternatively, the dream could suggest you to cool off, otherwise you will burn
اگر در دنیای سورئال (به طور مثال خواب) یک لیلی آتش بگیرد ، این معنی را میدهد که شما احساسات خیلی قوی نسبت به چیزی یا شخصی را پرورش میدهید . شاید در وضعیتی قرار گرفته اید که هرچه زودتر باید حل شود . ممکن است این خواب اشاره ای باشد برای شما که خونسرد باشید و مسئله را حل کنید در غیر این صورت میسوزید .
 
 
در این صحنه رپ مانستر درحال خوندن کتابی ه و که جونگ کوک هم نسبت بهش علاقه نشون داده . این کتاب نسبت به جلد سبز رنگش میتونه کتاب مقدس باشه . یا همچنین کتاب دمیان . اما هر کتابی که باشه این موضوع که درمورد مسیر زندگی هست رو انکار نمیکنه . اگر به طرح پیرهن هردو دقت کنید منظورم رو متوجه میشید .
 
 
یکی از صحنه های جالب اینجاست ، جیمین لبه ی یکی از مجسمه ها نشسته و بهمراه شوگا مشغول لذت بردن از زیبایی های اطراف ه .
 
 
اما چیزی که این صحنه رو غیرمعمول میکنه ، مجسمه ی ونوس به زانو درآمده ست که درست پشت سر جیمین قرار داره.
جدا از نیم تنه های آتنا و ایکاروس که به چشم میخوره ، این مجسمه یکی از مشهورترین مجسمه های مربوط به ونوس (آفردیت) هست . 
این مجسمه نشان دهنده ی روایتی ه که ونوس درحمام قصد خودکشی داشته ، ولی توسط یکی از خدایان دیده میشه .  و مجسمه ی اون در حالیه که سعی در پوشاندن خودش داره . این مجسمه بخاطر حالت چهره ی ونوس که حالتی حاکی از غم ، ناامیدی و ترسه مشهوره .
جالب اینجاست که جیمین در حمام اقدام به خودکشی کرد !
نکته : به ونوس بخاطر زیبایی بیش از حدش یک سیب زرین هدیه داده شده بود.
به طرح پیرهن جیمین اگر دقت کنید متوجه میشید که اشاره داره به این دیالوگ که در تیزر خودش هم اومده 
 ” من درون خود حبس شده ام ، من مردم “
همونطور که میبینید طرح پیرهن ، ایکاروس ه که درون یک قاب عکسه
طبق چیزی که گفته شد یعنی شوگا کسی ه که میتونه اونرو آزاد کنه ؟
درواقع تضاد بزرگی هم بین خودکشی این دو وجود داره 
شوگا در آتش و جیمین در آب .
 
 
اینجا در پیش زمینه با موسیقی کر همراه میشیم که غالبا متشکل از گروه های کلیسایی هست و میتونه در اینجا باز به عیسی مسیح و حضرت مریم اشاره داشته باشه. این قطعه نامشخصه . طی تحقیقات و جست و جوهای پی در پی که در این باره داشتم ، رد پای آهنگساز نامداری به چشم نخورد و گویا این قطعه فقط مختص این کار ساخته شده که جا داره همینجا از اساتید موسیقی که متواضعانه این موزیک ویدیو رو مورد بازبینی قرار دادن و در مورد شناسایی این قطعه موسیقی کر ۱۳ ثانیه ای بهم کمک کردن ، تشکر کنم . از همین ابتدا با توجه به فضای موزیک ویدیو و موسیقی مبهمی که در حال پخش بود ، نهایتا یک کار در سبک نیوایج و کلسیکال انتظار میرفت. اما با چیزی رو به رو شدیم که قطعا یک تضاد شیرین و دلنشین بود.
 
در همین حین جی هوپ متوجه میشه که جین توجه ش به یک چیز متفاوت تر جلب شده . تصویر سقوط فرشتگان یاغی
 
 
در این تابلو نوعی نیروی تنزلی و کاهشی وجود دارد . یک نیروی کاهشی از بدنهایی از فرشته ، که کم میشود تا در نهایت به بدن هایی از شیطان میرسد ، یعنی یک نوع از عرش به زیر آمدن . 
اینکه چگونه فرشتگان شورشی از آسمان وبالا (بهشت) به جهنم راست و پایین سقوط میکنن ، درواقع از سوی آسمان به سوی زمین کاهش پیدا میکنن و به انواع موجودات گروتسکی تقلیل میابن … و درحالی که به دریای گل آلود رانده میشن ، به تغییر شکل خود ادامه میدن . 
 
در گوشه راست پایین اثر ، دهانه ی تاریک ، مبهم و نامفهوم باز شده که اونهارو به سمت خود میکشه و میبلعه . اونها درعین بلعیده شدن درحالی تخم ریزی هستن ، بدن ها در زیر آب به تغییر شکل ادامه میدن و تبدیل به موجودات بی جسم ، بی جان ، مجرد و غیر مادی میشن تا از نو زاییده شون .
 
این نقاشی اشاره میکنه به دودنیای متفاوت که در عین حال باهم آمیخته . موجودات راه تکامل رو طی میکنن درحالی که گناهان شسته میشه و شیپور پیروزی توسط فرشتگان به صدا درمیاد و آبراکس که هردو رو شامل میشه در درون رشد میکنه . تا اینکه هر شخص از نو زاییده میشه .
نکته ی جالب این نقاشی پروانه ای ه که به سمت بالا درحال پروازه و در مرکزیت نقاشی قرار داره .
اگر به پشت سر جین دقت کنید ، مجسمه ای از پرسئوس هست
 
 
 
پرسئوس یکی از پهلوانهای نام آور بود . طی یک جریانی به پولیدکس قول میدهد تا یکی از خواسته هاش رو براورده کنه ، پولیدکس که مجذوب مادرپرسدوس شده بود از این فرصت استفاده کرد و از وی سر مدوسا رو طلب کرد و مدوسا تنها گورگون فانی بود . 
مدوسا زمانی زیباترین دختر تاریخ بود ، اما آتنا بخاطر حسادت ورزی به وی اونرو طلسم کرده و موهاش رو تبدیل به مارهایی زشت و وحشتناک میکنه ، چهره اش را غیر قابل تحمل میکنه به طوری که هرکس به وی نگاه کنه تبدیل به سنگ بشه . مدوسا از اون به بعد در مکانی پنهان میشه . 
آتنا برای اینکه پرسئوس سر مدوسا رو بدست بیاره بهش میگه که باید به باغ آتش رفته و از محافظان سیب زرین کمک بخواد .
در نتیجه پرسئوس با استفاده از شمشیر کرونوس ، کلاه هادس ، سپر آتنا و کیسه ی طلایی محافظان سیبهای زرین یا همون هسپریدها سر مدوسا رو با بیرحمی از تن جدا میکنه .
این یکی از تراژیک ترین واقع های تاریخ اسطوره هاست . مدوسا توسط برخی از مردم شخص بدی تصور میشه درحالی که اون تنها یک قربانی برای دوست داشتن بوده . یک عشق خطرناک . 
جین هم چنین سرنوشت تلخی رو مطابق با این عشق داره .
 
 
تصویر سر بریده شدن مدوسا ، درحالی که فر شته ای در آسمان تیره شیپور پیروزی میزند
 
جین به تصویر خیره شده ، گویی که بخاطر بیاره چرا اتاق گذشته اش رو ترک کرده و باید چیکار کنه . حالا باید انتخاب کنه . بین در سفید و در سیاه .
 
 
در این صحنه همه ی اعضا در مکانی هستن که احتمالا خانه ی بچگی های امیل سینکلر ، یک مکان که در خیال امیل بهشت ه . 
این مکان یک مکان غیر واقعی ه و این اتفاقات همه یک وهم ه . چراکه همونطور که قبلا اشاره شد این رنگ مایه از آبی چنین نمادی رو داره ، همچنین لوستر هایی که بر زمین افتادن و برخی هم هنوز از سقف آویخته هستن . اگر تحلیل لوتو ی اکسو رو خونده باشین ، اونجاهم لوستر نقش مهمی رو ایفا میکرد علاوه بر نشون دادن وهم و خواب اعضا خط بین مرگ و زندگی رو هم مشخص میکرد .
اگر دقت کنید فقط پنج لوستر هنوز به سقف آویخته شده درحالی که دوتاشون افتادن . این همون تعداد اعضاست .
یا مشخص کننده ی مرگ دو نفر ه و یا مشخص کننده ی دو عضوی که از همه بیشتر به خط مرگی نزدیک تر هستن .
 
شوگا چشمهای جیمین رو میپوشونه ، کاری که دمیان با امیل کرد ، همیشه نیاز نیست دنیای اطراف رو همونطور که هست دید و ازش متنفر شد فقط کافیه دنیای خودت رو خلق کنی . درست همونچیزی که لیریک هم میگه .
شخصی که دنیایی رو ازنو میسازه و بخاطر رویایی که داره زنده میمونه و میجنگه و بالاخره مستقل میشه و به خودشناسی میرسه .
 
 
صحنه ی شروعی موسیقی . جیمین از سمت زمین به آسمون بلند میشه درحالی که باقی اعضا موانعی رو تشکیل دادن . 
اگر کمی دقت کنید متوجه میشید که اونها در این صحنه قصد داشتن نقاشی سقوط فرشتگان یاغی رو تداعی کنن ، از اونجایی که قسمت طاق بالایی به حالت نیم دایرست و نورانی ه ، که در نقاشی هم همینطوره . جیمین همون پروانه ایه که به سمت بالا پرواز میکنه درحالی که فرشتگان درحال مبارزه و مجازاتن و شیطان درحال تبعید شدنه 
 
دو دروازه ی اصلی وجود داره ، دروازه ی بالایی مریم مقدس و دروازه ی پایینی پرسئوس 
دروازه های فرعی دیگری هم وجود دارن که هرکدوم به جایی ختم میشن … اما هدف اعضا ازنو متولد شدنه 
 
 
در همین حین تهیونگ رو می بینیم که به آسمون نگاه میکنه و درها بسته اس
بعد رقص ریورس اعضا شروع میشه ، رقص این ام وی برپایه ی آهنگ “شروع” هست 
اونها به شکل تکرار ، آهسته و برعکس حرکات دفعه ی قبل میرقصن که بازهم مربوط میشه به همون موضوع که در اغما هستن
 
 
در این صحنه جونگ کوک به حالتی که گویی معلقه روی تاب نشسته (نوعی بین زمین و آسمون معلق بودن) و آبنبات چوبی دردست داره .
آبنبات چوبی در نمادی از درد کشیدنه ، نمادی که معمولا برای رپمانستر بکار برده میشه ، همچنین آبنبات به رنگ آبی ه
به نقاشی پشت سرش دقت کنید .
 
 
“سوگواری بر سر ایکاروس”
ایکاروس به عنوان اسطوره‌ای یونانی مطرح است. او فرزند “ددالوس” هنرور و مخترع دربار “مینوس شاه” بوده است. ددالوس برای دربار شاه، لابیرنت پیچیده‌ای را طراحی می‌کند که هرکسی وارد آن می‌شوند، در آن سردرگم شده و نمی‌تواند از آن رهایی یابد. تا آن‌که روزی ” تسیوس ” که به عنوان قربانی وارد لابیرنت شده بود توانست از لابیرنت فرار کند و حاصل خلاقیت “ددالوس” را بی‌اعتبار کند . مینوس شاه نیز بر ددالوس خشم می‌گیرد و قصد جان او را می‌کند . ددالوس نیز که کشتی‌ها از سوار کردن او سر باز می‌زدند ، با به هم بستن پرهای پرندگان به وسیله‌ی موم برای خود و پسرش ایکاروس دو جفت بال ساخت . ایکاروس در حین پرواز مغرور شد و با نزدیکی بیش از حد به خورشید بالهای مومی‌اش را آب شده دید و در دریا فرو افتاد و غرق شد .
ایکاروس نماد غرور بشر برای دست یافتن به ناشناخته‌هاست . ایکاروس وجهه‌ای از انسان است . وجهه ای از بلندپروازی انسان معاصر در کشف نادیده‌ها و ناشناخته‌ها و تلاش برای رسیدن از طبیعت به فرا طبیعت . ایکاروس از تکنولوژی و ابداعات خودساخته بشری سود می‌برد ، اما همان تکنولوزی به همراه رویایش در بلندپروازی‌ها موجب سقوط مرگبارش است .
ایکاروس برآمده از کهن الگویی دسته جمعی در ناخودآگاه بشر است . کهن الگویی در هم تنیده از هراس و کشف . فناوری و رویا،صنعت و تخیل .
 
اعضای بی تی اس معمولا در حال نگاه کردن به پرنده ها دیده میشن ، اونها فقط دوتا بال میخوان تا از همه ی این پستی ها دور شن ، بخاطر همین اسم این آلبوم بالهاست . اونها ازاینکه گرفتار زمین شدن ناراحتن ، برای همین هم در این اغما اسیر شدن اما حالا باید راه اتمام خویشتن رو طی کنن .
جونگک وک در این صحنه کاملا حالت نقاشی رو داره 
 
 
تهیونگ دیگه به آسمون نگاه نمیکنه ، برعکس به پایین نگاه میکنه . سرنوشت درحال تغییر کردنه
 
 
دستهای اعضا چشمهای جین رو پوشوندن ، این دستها همون دستهایی هستن که از اون تقاضای کمک دارن و اگر دستها که مانند زنجیره های اسارت (یکی از نماد های پنج انگشت مریم مقدس) اون رو احاطه کردن برداشته بشن ، اون موفق عمل کرده 
 
 
فضا ی سبز به تنهایی نشانه ی روحانیت ه اما ادغامش با چنین آبی ای رنگ خباثت و شرارت ه 
معمولا در فیلم ها برای نشون دادن کاراکتر های مرموز و خطرناک از این سبک رنگبندی استفاده میشه
شیشه ی بالایی و پایینی نشون دهنده ی طبقات ه آبیس ه که نسبت به گناه شخص متغیره 
دو تا دری که سمت چپ و راست قرار دارن نشون دهنده ی دنیای مرگ و زندگی شخص ه .
در پشت سر شوگا هم دری هست که نشون دهنده ی دلیل اونها برای اینجا بودنه 
 
 
اتاقی که رپ مانستر داخلشه ، همون اتاقی هست که درخوابهای جونگ کوک بود ، با این تفاوت که همه ی فضا توی تیزر جونگ کوک معلق بود درست مثل خودش در این ام وی
 
 
قسمتی که رپ مانستر شمع رو روشن میکنه اشاره داره به یک راه بازگشت . اگر یادتون باشه توی تیزر جین شمع ها خاموش شد . در صحنه ای میبینیم که اون شکر رو آتیش میزنه .
 
 
بعد از اینکه تصویر قرقی به آتیش کشیده میشه (به معنایی رها میشه) مایه ی سبز رنگ داخل جام شیشه ای ریخته میشه که اشاره داره به خون مدوسا ، از اونجایی که خون مدوسا سبز رنگ بوده و زهر آلود . طبق اسطوره های یونان برادر کوچکتر “هیانتستوس”ِ چشم یخی ، از خون مدوسا مینوشه و از دنیای مردگان به سرزمین بالایی یعنی زمین برمیگرده . وی تنها شخصی ه که بعد از نوشیدن زهر مدوسا زنده میمونه . اما بعدا بعد از مرگ برادرش دوباره به سرزمین مردگان بازمیگرده و در آخر بوسیله ی یک نمیف کشته میشه .
 
 
ادغام رنگها در ارتباط قرار گرفتن دوباره ی اعضا رو نشون میده . هر رنگ مربوط میشه به آئورا ی هر عضو ، آئورا درست در لحظه ای که روح از جسم فاصله گرفته قابل مشاهدست چراکه ریاتسو به حد اکثر خود میرسه و تمام دریچه های چاکرا همزمان باز میشن . برای همین هم توی تیزر رپمانستر رگ های دستش به شکل های رنگی دراومدن .
 
 
در این قسمت رپ مانستر مثل “میرانستوس” زهر رو مینوشه 
نکته : میرانستوس برای اینکه عاشق “پوسیدون” میشه از این زهر مینوشه و به حدی میرسه که اون شخص رو حتی بیشتر از پدر خودش “هادس” میپرسته .
 
 
جیهوپ اعضا رو به شکل خلاف جهت ساعت حرکت میده ، برگشت زمان یعنی بازگشت به خاطرات .
 
 
در این صحنه جی هوپ رو میبینیم که ابتدا بر روی صندلی نشسته و بعدش بلند میشه و بهراه کمان نشونه میگیره 
اول کمان رو مورد بحث قرار میدیم ، دوباره برمیگردیم سراغ مدوسا 
وقتی مدوسا سر بریده شد از جسدش پگاسوس (اسب بالدار) و کریسائور (کمان طلایی) زاییده شدن
در این قسمت جی هوپ همان کمان طلایی رو در دست داره 
نکته : لایه ها یا همون طبقات آبیس رفته رفته غیر واقعی تر میشن ، از اونجایی که رپمانستر و جونگ کوک پایینتر دراتاقی هستن ، جیمین و شوگا در طبقه ای بالاتر در اتاقی معلق و جی هوپ و تهیونگ در مکانی بالتر از اونها ، در یک فضای تیره و نامشخص هستن .
 
به مجسمه ی پشت جی هوپ دقت کنید .
این یک مجسمه از مریم مقدس و حصرت مسیح هست که توسط میکل آنژ خلق شده
باکره سوگوار یا پیه‌تا (به ایتالیایی: Pietà) ذهنیت پردازی جسم بدون جان عیسی در آغوش مریم است که در حال سوگواری می‌باشد.
 
 
 
اما اگر به موقعیت مجسمه ی پشت سر وی دقت کنید ، حضرت مسیح به وضوح نشان داده نشده .
این ممکنه طبق حدیثی باشه که در قرآن هم اومده مبنی براینکه حضرت مسیح حقیقا به صلیب کشیده نشد بلکه فقط به سوی خدا رفت و روزی خواهد بازگشت .
چرا از این حکایت در ام وی استفاده شده . دلیل اینجاست که کل این ام وی قصد داره اشاره کنه که اعضا قطعا نمردن بلکه در اغمایی گرفتار شدن که نجات ازش ممکنه . اما طبق اشارات و نماد ها گویی یکی از اعضا به قطع میمیره !
همچنین از آوردن این مجسمه قصد بر این بوده که به کتاب دمیان _محو شدن دمیان ، سوگواری حوا و کمال سینکلر_ اشاره کنه
اگر به کتاب هم دقت کرده باشید حوا همیشه پیراهن مشکی برتن داشت
 
 
این قسمت اشاره داره برحوادثی که بر اونها گذشته 
این صحنه ، صحنه ای شبیه شده به جلد اصلی کتاب دمیان _انسانی که در تلاشه از پوسته ی تخم بیرون بیاد_ هست
 
 
این یکی از مشهور ترین جلد هایی که برای دمیان هرمان هسه گذاشته میشه
 
نکات دیگر درمورد جلد های مشهور کتاب :
 
 
 
 
اولی یکی از مشهورترین و قدیمی ترین جلد های طراحی شده برای کتاب دمیان هست
عکس دومی تصویر نقاشی شده و مشهور از مدوسا ه
مدوسا قبل از اینکه به گروگون تبدیل بشه الهه ی طبیعت بود
این بدین معنی نیست که حوا مدوسا بود بلکه این تنها یکنوع سمبل و تمثیل ه
 
یک نکته ی دیگر هم در اینباره وجود داره
 
این یکی دیگر از سه جلد مشهور برای کتاب دمیان هست
یک سوسن آتش 
همچنین در انیمه ی مشهور توکیو غول هم از دمیان هرمان هسه الهام های زیادی گرفته شده و کاراکتر اصلی کن کانکی نقل قول های مشهوری از این کتاب رو در بعضی از قسمت ها گفته ، یکی از صحنه های مشهور این انیمه زمانیه که سوسن های سفید تغییر شکل میدن و به گلهایی که به گلهای خونین یا عنکبوت و یا شعله ای از آتش مشهورن تبدیل میشن
 
 
 
 
در این صحنه از شمع درحال سوختن قطره ای سبز رنگ برروی انگشت جونگ کوک سقوط میکنه 
 
 
کوکی قطره رو میچشه ، قطره ای که باور دارم همون خون مدوسا باشه . اگر به زبون وی قبل از چشیدن قطره دقت کنید متوجه میشید که زبونش سبز رنگ شده . شاید فکر کنید که این بخاطر برداشت های پی در پی این صحنه باشه ولی شخصی که مسئول تدوین هست به راحتی میتونست با تغییر افکت از چنین چیزی جلوگیری کنه ، پس درنتیجه جونگ کوک از جام زهرآلود نوشیده .
به در های پشت سر کوکی دقت کنید . 
طبق رنگبندی ها ، در سمت راستی به جیمین و شوگا  ، و در سمت چپی به جی هوپ و تهیونگ ختم میشه 
 
 
در هرقسمتی که اعضا هستن دودهای رنگی به چشم میخوره 
دوده ی سبز برای رپمان و کوکی 
دوده ی سبزآبی جیمین ،  شوگا
دوده ی قرمز جیهوپ ، وی
هر کدوم از رنگبندی ها مربو میشن به روشی که اعضا رو وارد ای آبیس کرد و تحلیل کاراکترشون
جی هوپ روی صندلی وسط حوض پر از آبی نشسته که به خودکشی جیمین اشاره داره 
آب تیرست و شفافیت طبیعی یک آب رو برهم زده . این نماد از حالتی ه جی هوپ داره ، افسردگی 
و اما نکته ای دیگر
 
 
این عکس مربوط میشه به تخت پادشاهی پوسیدون خدای دریا ها 
تخت پادشاهی وی روی آب ها قرار داشته ، او زمانی عاشق پسر دوم هادس میشه ولی چون در بدست آوردن وی شکست میخوره به خدای غم مشهور میشه .
نکته : مدوسا بخاطر عشق و همخوابی با وی توسط آتنا مورد حسد قرار گرفته و به یک گورگن زشت تبدیل میشود
مدوسا در لحظه ی مرگ به دو فرزند پوسیدون جان بخشید { کریسائور و پگاسوس }
 
 
در این صحنه اعضا پشت میزی نشستن و در بشقاب هر عضو سیبی قرار داره .
 
این پلان دو نماد مهم داره:
  1. اشاره به زمانی که امیل سینکلر کوچک به همراه بقیه ی بچه ها نشسته بود و هر یک داستانی از کار شجاعانه ای که انجام داده تعریف میکنه و همون موقع هست که امیل برای همرنگ بقیه شدن داستانی ساختگی از دزدیدن سیب های زرین تعریف میکنه و تمامی مشکلات از همونجا شروع میشه .
  2. اشاره به شام آخر داره ، مسیح در قالب امیل سینکلر و خائن در قالب فرنز کرومر . (قطعا رپ مانستر کتاب دمیان رو عالی درک کرده)
 
 
 
در این قسمت جین به نمادی از امیل سینکلر میایسته و داستان خودش رو تعریف میکنه و همونجاست که دنیای پاک و معصوم کودکیش تغییر کرده و دو دنیای متفاوت رو درکنار هم میبینه .
اگر دقت کنید بعد از ایستادن جین با تعجب به اطرافش نگاهی میندازه ، اطراف اونها مثل تکه هایی از بوم نقاشی شده ، اونها درواقع داخل اثر داوینچی هستن .
 
در فیلم “چه رویاهایی که می آیند” دنیا بعد از مرگ نشون داده شده . نقش اصلی ، زنده یاد رابین ویلیامز ، بعد از مرگ داخل نقاشی های همسرش سر میکنه . در مکانی مثل باغ عدن . اما چون همسرش نمیتونه درد از دست دادن فرزندان و شوهرش رو بپذیره اقدام به خودکشی میکنه و در نقطه ای از آبیس که مکانی تیره ست گرفتار نوعی ترنس و اغما میشه و خاطرات در هم می آمیزه . بعد از مطلع شدن از این موضوع روح شوهرش برای نجات دادن و برگردوندنش به آبیس میره .
 
 
جی هوپ تیری از کمان طلایی پرتاب میکنه .
پرسئوس مدوسا رو نه بخاطر پولیدکس بلکه بخاطر مادرش به قتل رسوند ، همچنین پولیدکس رو هم بخار مادرش به قتل رسوند
تهیونگ پدرش رو بخاطر مادرش به قتل رسوند و در پرولوگ به عکس خودش و مادرش نگاه کرد .
 
 
شوگا درحالی که در مرکز قرار گرفته ، حرکتی به منظور نوشیدن انجام میده که اشاره داره به جام شرابی که حضرت مسیح در شام آخر به خون خودش تشبیه کرد .
خون مسیح × خون مدوسا
رفتن به سوی خدا × بازگشت به زمین
همچنین در قسمتی از رقص شاهد این میشیم که اعضا بر روی زمین میفتن و میمیرن ولی بعد دوباره بلند میشن
 
 
رپ مانستر و جونگ کوک در اتاق پشت به هم خوابیدن ، رپ مانستر حالتی مثل مسیح در آغوش مریم و جونگ کوک حالتی مثل ایکاروس سقوط کرده رو تداعی میکنه . از اونجایی که این اتاق تمثیلی از اتاقی ه که امیل ، بئاتریس رو درش نقاشی کرد ، این قسمت بازگو کننده ی همان زمانه ، مربوط میشه به یکی از خوابهایی که سینکلر دید و باعثش وحشتش شد .
بی تی اس همچنین غیر مستقیم اشاره کرده به ، موضوع عشق خطرناک یا همونطور که بعضی ها ممنوعه مینامنش ، درست به همون شکل که هرمان هسه در نارسیس و گولدموند و دمیان به تصویر کشید .
دود نمادی از عواطف و احساسات درونیه ، همچنین در پروژه های متفرقه از دود برای ایجاد وهم و رویا استفاده میشه ، این دود به سمت بالا میره و ناپدید میشه
بالا درواقع جایی ه که جیمین و شوگا هستن . یک نوع پیام برای اونها
 
 
بعد از رویارویی جیمین و شوگا ، دود هایی که اطراف شوگا رو پوشونده بود از بین رفته ، یعنی اعضا از قبل هشیار تر شدن
جیمین در نمادی از امیل سینکلر قرار گرفته و شوگا در نمادی از دمیان 
جیمین سیب بدست داره و شوگا پارچه ای مشکی 
سیب نماد گرفتاری امیل در گناهان خودساخته ست و پارچه ی مشکی نماد سوگواری دمیان . در عین حال این تصویر که هردو روبروی هم نشستن اشاره داره به زمانی که دمیان امیل رو از فرنز کرومر نجات میده .
 
 
این قسمت اشاره داره به زمانی که امیل دنیای ایده آل خودش رو از دست داده بود و انگیزه و احساساتش در حال نابودی بود ، اونموقع به خودکشی فکر کرد اما این بئاتریس(دمیان) بود که وی رو به زندگی برگردوند . تهیونگ مدتی اونجا نشسته بود و سردرگم بود . تصویر مقابل وی دریا و کشتی هارو نشون میده . در فیلم “چه رویاهایی که می آیند” که بالا هم بهش اشاره شد ، چنین صحنه و فضایی در قسمتی وجود داشت که نقش اصلی دنیای ایده آل خودش رو میدید . 
اما در اینجا این دنیای رویایی فقط یک نقاشی ه و تهیونگ متوجه این موضوعه برای همین هم خودش رو به سمت پایین پرت میکنه ، اینبار این پرت کردن برای خودکشی نیست بلکه اشاره به بازگشت داره
 
 
و درهایی که از اول ام وی بسته بود حالا گشوده شده …
 
 
صحنه از اتاقی باستانی و پر از مجسمه تغییر پیدا میکنه به صحنه ای از واقعیت هویت مکان ، که دیواره ها عواطف حقیقی اونها رو به تصویر کشیده ، یک زندگی روشن و خوب رو میشه خلق کرد ، اما فرار از تاریکی ها بوسیله ی خودکشی ، فقط باور های غیر حقیقی رو بهمراه  داره . این ذات آبیس ه
 
 
جی هوپ دوباره مثل دوران قبل میایسته و عصیان میکنه ، اون دوباره رویایی بدست آورده و میخواد این رویا رو تا آخر حفظ کنه . 
 
 
جین بهمراه بادکنکی قرمز رنگ روی میزایستاده و رنگ های بوم درحال فروپاشی ه 
 
 
در حالی که پرها داخل اتاق پراکنده شدن ، جونگ کوک در هوا معلق شده اما اینبار روی تاب نیست بلکه واقعا درهوا به پرواز دراومده ، نمادی از ایکاروس سقوط کرده که بالهای مصنوعیش رو از دست میده چراکه زیادی به خورشید نزدیک شده بود . 
تمثیلی از اینکه هرچیزی که رویا باشد ، ممکن است در راه دستیابی به این رویا سوخت 
 
 
پرنده بالاخره دنیا را منهدم میکند ، به سوی آبراکس به پرواز درمیاید 
 
 
بخاری از عواطف و روح وجود رپ مانستر رو ترک میکنه ، نمادی از فاصله ی جسم و روح
رپ مانستر تمامی سختی ها و دردها رو مثل سیگاری به درون میکشه ولی حالا همه ی اونها رو رها میکنه ، از سینه خارج میکنه
 
 
شوگا چشم های جیمین رو میبنده .
” مرا با ملایمت بکش
چشمانم را با کوچکترین لمس ت نابینا کن
درهرصورت من قادر نیستم ترا نپذیرم “
 
_اشاره به دنیای جدیدی که دمیان به وی نشون میده و چشمهاش رو نسبت به غم ها و درد ها میبنده و وابسته میکنه تا به عمق درون خود رجوع کنه و جواب رو پیدا کنه و درنهایت در درونش خو بگیره_
 
 
اون حالا در اتاق تنها شده ، امیل بدون دمیان به تصویری از سرنوشت (بئاتریس) میرسه 
تصویری برای رویاها و حقایق ، خلق دنیایی مستقل از گفته های سیاه و سفید 
دنیایی که هردو رو شامل بشه 
 
 
چشمهای جین پوشیده شده درحالی که جین بینا میشه
راه رهایی رو میبینه و مسیر کمال رو طی میکنه
 
 
پارچه ی مشکی به بیرون از در رفته ، همون دری که راه رهایی ه و تهیونگ اول این راه رو پیدا کرد ، به احتمال قوی شوگا هم از همین در خارج شد . نه از درهای زمین و آسمون ، دو دنیای متفاوت که چپ و راست قرار دارن
جیمین باید این راه رو در درون خودش پیدا کنه ، درست مثل زمانی که دمیان برای مدتی ترکش کرد تا امیل خودش رو پیدا و در نهایت به نقاشی بئاتریس رسید و خیلی چیزها رو درک کرد برای همین هم موفق به ملاقات حوا شد .
 
 
رنگ ها هارمونی زیبایی رو تشکیل میدن و ادغام میشن 
اعضا حالا درکنار هم هستن ، تنها بوسیله باهم بودن و عشق میشه نجات پیدا کرد
 
 
گاهی انسانها به درجه ای میرسن که میخوان از تمام درد ها و ناراحتی هاشون نجات پیدا کنن ، اما فرار همیشه راه نیست ، در عوض باید  با این دنیاها روبرو شد و یک دنیای واحد خلق کرد که هرکس در ابراز عشق آزاد باشه و مثل یک پرنده بتونه بلند پروازی کنه بدون اینکه بسوزه یا از عواقبش بترسه .
“هیچ چیز ارزنده تر از تعقیب جاده ای نیست که در انتها به خود انسان منتهی شود” 
 
 
” حالا به سوی بهشت و خانه بازگشته و مورد استقبال قرار گرفته بودم ، احساس میکردم اینجا دنیای مناسب دمیان نمی باشد زیرا با وجود اینکه راه او با کرومرتفاوت داشت ، اما به هرحال او نیز اغوا کننده بود و از آن گذشته ارتباط با دنیای شیطان میتوانست از طریق او انجام گیرد ؛ درحالیکه من دگر نمیخواستم با آن دنیا درارتباط باشم .
و نمیتوانستم درحالی که خود دوباره هابیل شده بودم ، قابیل را تجلیل نمایم …”
 
جین بادکنک را رها میکند ، بجای بادکنک قرمز این فضای اطراف وی است که سرخگون شده و باکنک سیاه 
 
رها شدن بادکنک از روی ندای مرگ نیست بلکه برای رها کردن هست ، برخلاف چیزی که امیل سینکلر در جمله ی بالایی گفت ، بعد از واقعه ی فرنز کرومر و سوت هایش ، سینکلر دنیای پدر و مادر و ر وشنایی و همچنین دنیای کرومر و تاریکی رو رها کرد . و دنیایی بهمراه دمیان ساخت که فقط به وی تعلق داشت …
 
 
یک وداع سخت با گذشته به منظور از نو متولد شدن
 
 
در این صحنه شوگا موسیقی کلیسایی رو مینوازه 
باور دارم این همون قطعه ای باشه که پیستریوس در دمیان مینواخت و امیل در هرفرصت بهش گوش فرا میداد 
میل هایی که به سمت بالا میرن در آلات موسیقی موجود هستن .
رفتن به درون نقاشی و موسیقی ، موضوع را سورئال تر و به فضای برزخ نزدیک تر میکنه
 
 
اعضا از اون مکان غیر واقعی خارج میشن 
نه از در سفید یا سیاه بلکه از یک در مرکزی که نامشخص ه
 
 
جین تردید میکنه و به پشت سرش نگاه میکنه ، اون مطمئن نیست که در پایان چی انتظارش رو میکشه برای همین هم مردد ه . تهیونگ که این تردید رو میبینه سمتش میره . چشمهاش رو میپوشونه و بهش اجازه میده که خیلی از چیزهایی که تا به الان در درک کردنش سختی کشیده تفهیم کنه و بدون پشیمونی ادامه بده و در اخر با قلبش روبرو بشه . 
 
 
پرنده بالاخره سر از تخم بیرون میاوره ، پرده ی جهالت و سختی ها از تهیونگ برداشته میشه و نور تازه ای رو به وی هدیه میکنه
 
 
 
وقتی جین با دنیایی جدید روبرو میشه ، متوجه میشه که باید در مسیر دیگه ای قدم برداره و خودش انتخاب کنه ، وابستگی هارو کنار بذاره و از نو شروع کنه
دیگه به آخر کتاب نزدیک شدیم
 
 
این قسمت کاملا مربوط میشه به تکه ی پایانی کتاب
به این قسمت توجه کنید :
” < سینکلر ! >
با نگاه به او اشاره کردم که متوجه وی هستم ، دوباره با حالتی حاکی از غم و دلسوزی بمن لبخند زد گفت : < پسرک >
اکنون لبهایش کاملا به لبهای من نزدیک شده بود . آهسته به صحبت کردن ادامه داد .
< آیا هنوز میتوانی فرنز کروکر را بخاطر آوری ؟ >
چشمانم را برهم زدم و سعی کردم لبخند بزنم .
< سینکلر جوان گوش کن ، اکنون من باید بروم و تو شاید روزی در مقابل کرومر یا هرکس دیگر بمن احتیاج پیدا کنی . اگر برایم پیغام بنویسی اینبار دیگر من با اسب یا راه آهن نزد تو نخواهم آمد . بلکه تو باید به صدای درون خود گوش کنی . آنوقت صدای مرا از درون خود خواهی شنید . میفهمی ؟  و یکچیز دیگر ، حوا بمن گفت که اگر اتفاق یا حادثه ای بد برایت رخ دهد ، بوسه ای را بتو بدهم . حالا چشمهایت را ببند سینکلر . >
آهسته چشمانم را برهم گذاردم ، بنظرم رسید که از لبهایم خون میچکد و ریزش آن توقف ناپذیر است . آنگاه طعم بوسه ای را بروی آنها احساس کردم و به خواب رفتم . “
 
 
“صبح روز بعد وقتی برای بستن زخم هایم مرا بیدار کردند بلافاصله نگاهم بسوی رختخوابی که درکنارم بود چرخید و ناشناسی را که قبلا هرگز ندیده بودم در آنجا خفته یافتم .”
 
 
 
در صحنه ای بعد تهیونگ رو با جای دوبال بر پشت میبینیم . 
که نمادی از این جمله ست : “پرنده کوشش میکند تا سر از تخم بیرون آورد ، تخم همان دنیا میباشد ؛ هرکس قبل از تولد میبایست دنیائی را ویران کند ، پرنده بسوی خدا درپرواز است . نام خدا آبراکس میباشد”
 
 
تصویری از جی هوپ می بینیم که بین متلاشی شدن آبیس نشسته
 
 
مجسمه درست مثل نقاشی (شوگا ، تهیونگ) اشکهای رنگین میریزد درحالی که از زخمش خون میچکد .
مجسمه دمیان است ، تنها مجسمه ی محکم و موقر بین مجسمه های دیگر . بالهای تیره ی دمیان ، بالهایی از دنیای دیگر هستن. یک نخ نازک متصل به چیزی که خیلی ها درک نکردن و شیطان نامیدن ولی امیل در آخر درک کرد و فهمید
 
 
جین بالاخره متوجه شد که حالا رها شده و نباید چیزی رو انکار کنه
 
 
جیمین خون گریه میکنه ، خون مدوسا 
اما این اشک ها بخاطر غم نیست . جیمین هم به نتیجه رسید و رها شد . نسبت به ام وی های قبلی جیمین مشکلی نزدیک به امیل داشت ، حالا میتونه دنیا رو کمی بهتر درک کنه و مستقل ولی بهمراه کسانی که دوستشون داره به حرکت ادامه بده
 
“Man muss noch Chaos in sich haben, um einen tanzenden Stern gebären zu können.” 
 
One must still have chaos in oneself to be able to give birth to a dancing star
 
 
مجسمه ی حضرت مریم در آبیس میشکنه و نابود میشه 
چون هیچچیز حقیقی نیست و باید ترک کرد
 
” بستن زخم هایم بسیار دردناک بود و پس از ان هرچیز دیگری که برایم رخ داد دردناک بود . اما هرگاه در فرصتی کلید را میابم و عمیقا به درون خود نگاه میکنم تصاویر سرنوشت که برروی “آئینه ای” تیره بخواب رفته اند میتوانم مشاهده کنم .
فقط لازم است سرم را برروی آئینه خم کنم و تصویر خودرا که حالا شبیه به او ، دوستم ، راهنمایم ، میباشد ببینم “
 
اگر دقت گنید متوجه میشید که انعکاس گل سوسن در آیینه به شکل دیگری ه
این گل بنفش یک گل کره ای میباشد که علاوه بر استفاده ان در غذا ، معانی بسیار عمیقی چون بازگشت به نهاد دیرینه ی انسان دارد .
 
Agastache rugosa
 
“For the first time in my life I tasted death, and death tasted bitter, for death is birth, is fear and dread of some terrible renewal.”
همونطور که گل سوسن تغییر کرد و تکامل رو نشون داد ، این صحنه تغییر امیل سینکلر یا همون جین رو نشون میده ، پس از بوسه وقتی جین داخل آیینه رو نگاه میکنه در انعکاسش قسمتی از صورتش درست به شکل اشکهای مجسمه ترک خورده و به شکل مجسمه درمیاد ، تحلیل این قسمت نشون دهنده ی درد و رنجی ه که متحمل شده ولی در عین حال به تکامل رسیده . 

63 فکر می‌کنند “تحلیل موزیک ویدیو Blood , Sweat & Tears از گروه BTS

  1. عزیزم بازم ازت تشکر میکنمو یه خسته نباشید خیلی بزرگ بهتون میگم 🙂 راستش من تو سایت قبلیتون تحلیل هارو خونده بودم و ازتون خواسته بودم که اگه امکانش هست بخاطر تحلیل های زیباتون و اینکه خیلییی دوست دارم این تحلیل ها رو داشته باشم، pdf شون رو هم (از exo و bts) بزارید تا بتونم دانلودش کنم اما حدود یه ماهو نیم جوابی ندادین که بعد متوجه شدم سایت انتقال پیدا کرده،برای همین دوباره چنین خواهشی رو ازتون میکنم،لطفا اگه میتونید اینکارو بکنید،واقعاااا ممنون میشم ♥

  2. واقعا عالیییی بود
    من خیلی دنبال یه تحلیل خوب از داستانی که این گروه می خواد به مخاطب بگه می گشتم اما خیلی جاها صرفا یه داستان سطحی گفته می شد که خیلی از سوالارو جواب نمی داد
    اما الان یه چیز فووووووق العاده خوندم و بعد از خوندن کتاب دمیان دوباره این تحلیل رو خوندم و هم از کتاب و هم از کار پسرا چند برابر بیشتر از گذشته لذت بردم.
    می خواستم بدونم ممکنه براتون دو تا موزیک ویدیو جدید این گروه رو هم تحلیل کنید؟؟

    • خیلی ممنونم دوست خوبم
      خیلی لذت بردم و خرسندم از اینکه نوشته ام اینگونه براتون کارامد بوده
      در مورد کامبک اخیر هم به زودی پست خواهم گذاشت
      سپاس از همراهیتون

  3. اصلا نمیتونم درک کنم رپمان چجوری تونسته چنین حجمی از تفکرات رو توی چهار و نیم دیقه ام وی خلاصه کنه بطوریکه حتی قسمت دنس هم مفهومی باشه!!فکر نکنم حتی این حجم از گنجاندن مفهومات رو بتونه یه دکترای فلسفه انجام بده!!(گرچه میگن رپمان داره دکترای فلسفه می گیره).واقعا کار تحسین بر انگیزیه،طوری برنامه ریزی کنی که بیننده گیج بشه و برای سوالاتی که براش پیش اومده تلاش کنه یا انقدر باید دقت کنه تا نکات مخفی رو کشف کنه.واقعا با این اوصاف هر حرکت بی تی اس بدون تفسیر نخواهد بود.
    اما…اما من یخورده گیج شدم که به احتمال زیاد بخاطر نخوندن کتاب دمیان هستش اگه کتاب رو بخونم شاید بتونم بیشتر درکش کنم…شاید باید یک سری هم به تاریخچه ی خدایان رومی و یونان باستان بزنم…

    واقعا با این حجم از تفسیراتی که کردید من این گروه رو حتی بالاتر از ایدل های امریکایی میبینم…مفهوم و معنای هرکار و شعری بسیار مهمه که متاسفانه دیگه بهش توجه نمیشه…بی تی اس یکی از معدود یا شاید تنها گروهیه که این همه تشویق به خوندن کتابای پر محتوا و درک مسائل و تیزبینی داره…البته تفسیرات و تحلیلات شما در این باور کاملا اثر داشت و من از صمیم قلب سپاس گذارم و امیدوارم بتونید به این کارتون ادامه بدید و من قطعا برای تفسیر هر ام وی به اینجا خواهم امد…بلاخره این یه اصل مهمه برای گوش کردن و پیروی ناخداگاه بعضی اهداف که باید دید درست هستند یا غلط….گاهی اوقات افراد چیز هایی گوش میکنند که بنظرشون بسیار زیبا و پرمحتواست ولی بیشتر نمیدونند محتوایی که دربارش صحبت میکنند ممکنه یه باور فلط باشه یا یک باور درست…..

    راستی من برای خوندن تحلیل های ام وی اکسو رفتم ولی مثل اینکه مطالب شما خالی هستش اگه میشه یک نگاهی بندازید ممنون میشم…
    باز هم تشکر می کنم موفق باشید.

    • خیلی بابت لطف و نظر ارزشمندتون سپاسمندم. قطعا شنیدن چنین جملاتی دلگرم کننده ست. بله رپمانستر واقعا باهوش و تیز بینه امیدوارم حسابی موفق شه .
      بله خوشبختانه گروه هایی چون اکسو، بی تی اس و رد ولوت انسانها رو به انجام کارهای مهمی تشویق میکنن، این گروه ها از کانسپت هاشون گرفته تا زحماتی که میکشن همه و همه ارزشمنده و در بهتر کردن این جهان کمک بزرگیه، کاش فن ها هم کمی این موضوع رو درک کنن و به این روند سرعت ببخشن.
      باز هم بینهایت از نظرتون متشکرم.
      درمورد باقی تحلیل ها باید بگم قصد پی دی اف کردنشون رو دارم

  4. سلام دوست عزیز
    تحلیلتون عالی بود ممنون ازینکه تحلیل کرین و وقت گذاشتین شما رشتتون فلسفس؟
    من آرمی ام و دوست دارم در مورد فلسفه هم یه چیزایی بخونم میشه چند کتاب به من معرفی کنین ؟

  5. واقعا خستهههههههههه نباشید خیلی عالی بود با این تحلیلتون هم بیشتر از کی پاپ خوشم اومد هم بیشتر عاشق bts شدم امیدوارم بقیه تحلیلاتون سریعتر به دست خواننده هاتون برسه

  6. سلام تحلیلتون عالی بود من هر جا خوندم مثل اینجا کامل نبوده ممنون وقت گذاشتین
    قصد دارین در مورد ورژن ژاپنی که تازه‌ منتشرشده پست بذارین؟
    به نظر من تئوری خیلی پیچیده و گیج کننده ای داره.

  7. شما واقعا بی نظیرید در زمینه ی تحلیل. از سال قبل که با دیدن نشانه های توی ام وی های اکسو و بی تی اس دنبال یک تحلیل خوب می گشتم و به شما برخوردم، این تحلیل هارو چند بار خوندم. و اون رمان که گفتین برنمیگردین به شدت ناراحت بودم. چون شما زمینه ی اطلاعاتی خیلی قوی و قدرت بیان خوبی دارین.
    در رابطه با بی تی اس و احتمالا بسته شدن پرونده ی بال ها، درخواست داشتم که تحلیلی روی ام وی های ژاپنی هم داشته باشین. چون به نحوی حس تکمیل کنندگی هم دیگه رو دارن.
    باز هم تحسینتون می کنم و ممنونم که این وقت رو برای نوشتن تحلیل ها گذاشتین.

    • خیلی از نظر ارزشمندتون متشکرم دوست خوبم، قطعا بیش از پیش تلاش خواهم کرد. خوشحالم که تحلیل هام مورد پسندتون واقع شده.
      حتما روی پروژه های دیگه ی بی تی اس هم کار خواهم کرد. ^^
      ازتون سپاسگزارم

  8. خدای مننننننننننننننن..
    خدای من خدای من..
    من میتونم بگم لال شدم..
    زبونم وقتی اخرین خط رو خوندم بند اومد..
    فقط عین مسخ شده ها به مانیتور خیره بودم..
    خدای من..
    این..این معرکه بود..معرکه..
    ممنونم ازتون که اینطور دقیق و حساب شده و عالی همه چیز رو ریز به ریز با سند و مدرک و همه چیز بیان کردید
    خدای من عالی بود..
    راستش من تازه با این گروه آشنا شدم..
    قبل از دیدن این ویدیو , ویدیو run و i need you و no more dream این پسرا بدجور درگیرم کرد..
    درگیر احساسات , خواسته ها , اون حس هایی که سرکوب شدن توی وجودم..
    اعتراف میکنم کاراشون حساب شده و معرکست..خیلی..
    بعد از دیدن این ویدیو و تحلیل های شما هم به یه حس عجیبی رسیدم..
    یهو یه جوری شدم..نمیدونم اسمش چیه , شاید عامه بگن ” مو به تنم سیخ شد” ولی واقعا اینجوری شدم..وقتی فهمیدم همه ی اون ویدیو ها اینقدر به هم مربوط بودن..اینکه فقط یه اهنگ ساده و تو خالی و ابکی نبودن..اینکه این همه حرف و هدف پشت هر سکانسشون بوده..
    خدای من از شوق عجیبی که وجودمو گرفته نه میتونم بخندم نه گریه کنم..اصلا فکر کنم دارم چرت و پرت تایپ میکنم..
    ممنونم..من واقعا ممنونم..ممنونم

    • از اینکه وقت گذاشتید و متن تحلیلم رو خوندید سپاسگزارم.
      برای پاسخگویی نسبت به اینهمه محبت و مهرتون بیش از پیش تلاش خواهم کرد. واقعا شادمانم که اینچنین فکر میکنید.
      و همچنین خرسندم که اینهمه آهنگ پر معنا و زیبا وجود داره.

  9. سلام عزیزم.
    فقط میتونم بگم فوق العاده بود و من بی نهایت ممنونم که این قدر عمیق و با درک نسبتا راحت تحلیل ها رو می ذاری
    خواهش میکنم سه تا ام وی جدید پسرا رو هم بذار (spring day +not today+bs&t japon ver)
    ممنون

  10. سلام خسته نباشید بابت این کار بزرگتون…
    واقعا عالی بود…
    فقط ی سوال…
    اول ام وی ک اعضا وارد میشن کنار مجسمه مریم مقدس ی کتاب قرمز رنگ گذاشته شده از همون اول خیلی منو درگیر خودش کرده بود…مث کتاب سبز رنگ رپ مان میشه بگین اون چیه؟؟
    وقتی اطلاعاتتون رو خوندم گفتم بیام از شما بپرسم ک آیا حقیقت داره؟؟؟
    و دوباره میگم کارتون بی نظیر بود…
    خیلی ممنون از این همه تلاش…کسی ک این ویدئو رو میبینه اصلا ب عمق ام وی فکر نمیکنه..
    معرکه بود…خیلی ممنون

    • سلام خیلی ازتون متشکرم. ^^
      درمورد کتاب قرمز در تحلیل ورژن ژاپنی توضیح خواهم داد چون به اون مربوط میشه.
      درمورد بال مشکی. این رنگ از بال متعلق به میرانوس مقدس در یونان بود که مفهومش کاملا مثبت هست، رنگ مشکی در بال هیچگاه نماد منفی نبوده.
      باز هم ازتون سپاسگزارم.

  11. سلام.خوندن تحلیلای عالی ام وی ها هرکسی رو کنجکاو وحیرت زده می کنه.می خواستم بیشتر درباره ی این نویسنده ی وبلاگ که گاها از ام وی ها اثری زیباتراز اونچه که به نظرمیاد خلق می کنه چه کسیه!
    این شیوه ی بیان از کجا میاد؟
    پس شما دررشته ی هنرهای دراماتیک فارغ التحصیل شدین,…و فقط ۱۹ سالتونه؟
    کدوم دانشگاه؟
    والبته سوالی که یک فن ممکنه بپرسه:میشه چند کتاب یا منبع درباره ی علم نماد شناسی وزیبایی شناختی(نمیدونم دقیقا بهش چی میگن)پیشنهاد کنین؟
    .
    .
    .
    والبته یک فن به همین چندتاسوال بسنده نمی کنه معلومه که نه
    دفعه ی بعد با یک گونی سوال میام 🙂

    • خیلی ازتون متشکرم دوست ارجمندم و سپسامندم از نظر ارزشمندتون.
      بله بنده فارغ التحصیل هنر های دراماتیک در هنرستان هستم و بازیگری رو به اتمام رسوندم. در حال حاضر تحصیل نمیکنم و قصد دارم اقدام مهتری انجام بدم.
      منابع بنده بسیار پراکنده ست ولی میتونم کتاب ارابه ی خدایان، ژان شوالیه، تاریخ هنز جهان، تاریخ تاتر جهان رو بهتون پیشنهاد کنم.
      هربار درخدمتتون خواهم بود

  12. سلام خسته نباشید … وقتی بین تحلیلها اسم توکیو غول رو دیدم خیلی متعجب شدم! امکانش هست برای توکیوغول هم تحلیل بزارید یا سایتی رو معرفی کنید بابت این مورد؟

  13. سلام عزیزم واقعا دستت درد نکنه حالا می خوام از همه ی دوستان اکسوال و طرفدارای بی تی اس خواهش کنم در سایت جعبه که من تمام جزعیات و خصوصیات گروه ها رو گذاشتم اعم از تحلیل ها و موزیک ویدیو ی هر دو تا گروه و تولد اعضا و خل بازی و شیرین کاری های اکسو و بی تی اس بازیدید کنن و نظر و دیدگاه های شان را برام ایمیل کنن وراستی از پروفایلم که اسمش (عشقم جیمین ) هستش بازیدید کنن

  14. سلام
    مرسی برای تحلیـل واقعا فوق العاده بود ^•^ خستـه نباشید ^~^
    فقط میشه لطفا پی دی افشو هم بذارین ؟ اگه تحلیل به این کاملی رو
    داشته باشم خیلی خوب میشه =]

  15. ی سوال داشتم
    وقتی ک میخواستین تحلیل BS&T رو شروع کنین قبلش گفتین ک پنج نفر از اعضا ناامید شدن و شکست خوردن…شما از هرکدومشون یه فیلم کوتاه گذاشتین که بخشی از یه ام ویه. اسم ام ویی ک از توش فیلم تهیونگ،شوگا و جیمین رو برداشتین چیه؟
    و یه سوال دیگه…تفسیری که شما کردین از روی تیزرها بود یا حقیقت داشتند؟؟واقعا جیمین خودکشی کرده یا توی ام وی بوده؟؟؟تهیونگ پدرشو کشته واقعا؟؟؟چون من حدود یه هفته هم نمیشه که به بی تی اس گوش میدم و اطلاعات زیادی راجبشون ندارم. واقعا همه این اتفاقا برای اعضا افتاده؟؟؟یا فقط تحلیله؟؟
    ممنون از تفسیر و تحلیل خارق العادتون…با این تفسیرتون واقعا آدم به یه چشم دیگه به آهنگ های گروه گوش میده…باز هم متشکرم و خسته نباشید

    • سلام دوست عزیزم.
      اون ویدیو هایی که سراغش رو میگیرید همون اول لینک دانلودشون رو گذاشتم ^^
      درمورد سوالتون نه اینها همش تحلیل های خط داستانی و حقیقت نداره

  16. واااااقعا عااااالی بود
    این حجم از اطلاعات و این ریزبینی قابل ستایشه
    از نظرات متوجه شدم که مطالب بیشتری روی سایت قبلیتون داشتید
    خیلی خوشحال میشم که تحلیلاتتون رو بتونم روی این سایت هم بخونم
    من خیلی دنبال تحلیل موزیک ویدئوهای قبلی گشتم ولی هیچجا نتونستم پیداشون کنم
    به خصوص تحلیل موزیک ویدئو Run
    هرچند که میدونم تمام موزیک ویدئوها به هم مرتبطه
    اگر ممکن بود اوناروهم به زودی اینجا قرار بدید واقعا ممنون میشدم
    از صمیم قلب بهتون خسته نباشید میگم
    موفق باشید

  17. خیلی جالب بود اصلا فکر نمیکردم موزیک ویدیوهای کره ای اینقدر فلسفی باشن با اینکه سالهاست موزیک کره ای کوش میکنم و در طی این سالها به اونها به چشم تفریح نگاه میکردم

    • از زمانی که گذاشتید و متن من رو خواندید بسیار سپاسگزارم و ممنونم از نظر ارزشمند و زیباتون . بدین پس بیش از پیش کوشش خواهم کرد.
      بله تمامی موزیک ویدیو ها هدفی رو دنبال میکنن اما در این بین برخی برای سرگرمی هست و برخی برای انتقال مفهومی مهم تر.

  18. فقط میتونم بگم عالی بود این که با دقت و نکته بینی درباره این البوم تو ضیح دادید اونم با مدرک حیرت بر انگیز بود من همش با خودم میگفتم این چیزایی که تو ام وی ها هست چه معنی میتونه داشته باشه تا این که به مادرم ام وی هاشون رو نشون دادم مادرمم خوشش اومده بود ولی گفت یه تحقیق دربارشون بکن که اینطوری با سایتتون اشنا شدم عاشق سایتتون شدم خسته نباشید میگم بهتون لطفا از ام وی های بی تی اس تحلیل بیش تری بزارید ممنون

    • از زمانی که گذاشتید و متن من رو خواندید بسیار سپاسگزارم و ممنونم از نظر ارزشمند و زیباتون . بدین پس بیش از پیش کوشش خواهم کرد.
      حتما ام وی های بی تی اس رو هم تحلیل خواهم کرد.

    • از زمانی که گذاشتید و متن من رو خواندید بسیار سپاسگزارم و ممنونم از نظر ارزشمند و زیباتون . بدین پس بیش از پیش کوشش خواهم کرد.
      بله حتما از بی تی اس تحلیل بیشتری خواههم گذاشت

    • از نظر ارزشمند شما دوست ارجمند سپاسگزارم و متشکرم از زمانی که قرار دادید و تحلیل بنده رو مطالعه کردید. در آینده بیش از پیش تلاش خواهم کرد ^^

    • از نظر ارزشمند شما دوست ارجمند سپاسگزارم و متشکرم از زمانی که قرار دادید و تحلیل بنده رو مطالعه کردید. در آینده بیش از پیش تلاش خواهم کرد ^^

  19. تحلیل بسیار جذاب و زیبایی بود. از خوندن تک تک جملاتش لذت بردم و همینطور جزئیات ظریف و ماهرانه ی ام وی ها وتیزرها رو تحسین میکنم. پشت این ایده باید افرادی فوقالعاده خلاق و اهل هنرو دانش باشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *